×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
اقاقیای جنبان

دانلود کتاب اقاقیای جنبان

اقاقیای جنبان
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : اقاقیای جنبان

نویسنده : خلیل جلیل زاده

ناشر : روزگار

تعداد صفحات : 144 صفحه

شابک : 978-964-374-699-5

تاریخ انتشار : 1395

رده بندی دیوی : 62/3فا8

دسته بندی : داستان های کوتاه

نوع کتاب : PDF

قیمت پشت جلد : 13000 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 5200 تومان


معرفی کتاب

"اقاقیای جنبان"

کتاب حاضر اثری از خلیل جلیل زاده می باشد که توسط انتشارات روزگار منتشر شده است.

حالا در می یابیم ته مانده ی تاریکی وقتی به حلق آدم می رسد طعم کپک می دهد. و جنی با همان واج های نامتعارفش مثل بقیه توکائیان مشغول گفتگو می شود و کلماتش را به من منتقل می کند.

برایم تعریف می کند که توکائیان به طور کلی موجودات کم حرفی هستند. در واقع آنها نیازی به پرحرفی ندارند، چرا که آنقدر ارتباطشان با هم قوی است که آنچه را باید بگویند بیشتر با نگاه هایشان بین همدیگر رد و بدل می کنند و در واقع نگاهشان نیاز به تکلم را رفع می کند. فقط کلمات دشواری را که نیاز به گفتن پیدا می کنند بر زبان می آورند.

 

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

"قباد با فرخنده ی درخت حرف می زند. درد دل می کند و از رازهایشان می گویند. از خاطرات تلخ وشیرین گذشته. قباد فکر می کند هر شب با فرخنده ی درخت تجدید دیدار می کند. ولی فرخنده ی درخت جایی به ضمیر گلشن می گوید که بنویسد: «فقط یکبار با قباد همصحبت شدم. همه ی حرفهایمان را یکبارگی زدیم و تمام شد. قباد قصه ی مردی را برایم تعریف کرد که با مرگش از نسل او دیگر کسی برجانماند. شاید هنوز شک داشت که من همان فرخنده ی واقعی او باشم ولی دوست داشت دوباره آنرا با فرخنده مرور کند شاید بازگویی آن به فرخنده مجال بیشتری برای پر رنگ شدن حضورش در گذشته می داد. کوهیارخان از خوانین کرد بود و مادرش گلین بانو از جایی خیلی دورتر، تاتارستان گویا آمده بود. کوهیارخان شاید تنها خانزاده ای بود که تا این اندازه عاشق راو1 بود. اوراوچی قابلی بود. عشق و عادت به راوبرای کوهیار خان در هم عجین شده بودند طوری که اغلب روزها با کلاهی بر سر و قفسی چوبی و کبک دست آموزش به کوه می زد."

فهرست مطالب

این کتاب فهرست ندارد.

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
شیلا

عالی

1397-08-08

برچسب ها