×

جستجو

×

دسته بندی ها

×
توجـه
برای استفاده از نسخه ویندوزی به رمز عبور نیاز دارید درصورتیکه رمزعبور ندارید بعدازنصب، بر روی لینک " رمز عبور را فراموش کرده ام" کلیک کنید.
×
توجـه
برای استفاده از نسخه آی او اس به رمز عبور نیاز دارید درصورتیکه رمزعبور ندارید بعدازنصب، بر روی لینک " رمز عبور را به خاطر نمی آورید؟" کلیک کنید.

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
تکل مازیار زارع زیر پای کریم انصاری فرد

دانلود کتاب تکل مازیار زارع زیر پای کریم انصاری فرد

تکل مازیار زارع زیر پای کریم انصاری فرد
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : تکل مازیار زارع زیر پای کریم انصاری فرد

نویسنده : روح الله شریفی

ناشر : صاد

تعداد صفحات : 95 صفحه

شابک : 978-622-7459-05-0

تاریخ انتشار : 1399

دسته بندی : رمان های ایرانی, کتابهای سرگرمی, داستان های کوتاه, داستان های آموزنده

نوع کتاب : PDF

قیمت پشت جلد : 20000 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 10000 تومان


معرفی کتاب

"تکل مازیار زارع زیرپای کریم انصاری فرد"
کتاب فوق اثری از روح الله شریفی است  که توسط انتشارات یارمند با همکاری نشر صاد منتشر شده است.
روح الله شریفی پیش از این کتابهایی در حوزه دفاع مقدس به نگارش درآورده بود، ولی در این کتاب به سراغ داستان نویسی اجتماعی رفته است. نویسنده در این کتاب 10 داستان کوتاه را با نثری روان و شیرین و با رگه هایی از طنز کلام و موقعیت بیان کرده است. داستان هایی از دل مردم عادی همین جامعه که از خواندن آنها بسیار لذت خواهید برد.
انتخاب نام کتاب هم احتمالا بیانگر شیرینی و طنز نهفته کتاب باشد. تکل مازیار زارع زیر پای کریم انصاری فرد!!
در نگاه اول نام کتاب به شما این تصور را القا می کند که با کتابی ورزشی و یا خاطره گونه مواجه هستید. ولی با مطالعه اولین داستان از کتاب متوجه ماهیت کلی کتاب و طنازی های آن خواهید شد.
در بخشی از کتاب می خوانیم:
" پرسپولیس توی انزلی و توی گل وشل به ملوان باخت. داشت دعوا می شد که تکل مازیار زارع، زیر پای کریم انصاری فرد پنالتی بوده یا نه. روی باجناق خیلی زیاد شده بود. ملیکا نتوانسته بود از زیر زبان ملیحه بیرون بکشد که این سی میلیون را از کجا آورده اند. دخترهای ملیحه چند گلدان خاله را شکسته بودند. انگار طوفان آمده بود و زده بود به خانۀ پسر حاج امین اللّه.
موهای پسر حاج امین اللّه همه پریشان شده بودند. زغال قلیان و بوی تندش دیگر آرام گرفته بود. پسر حاج امین اللّه نگاه تندی به باجناق انداخت:
_ راست می گن که باجناق فامیل نمی شه. پاشو گم شو برو بیرون!..."
 

فهرست مطالب

گفتم؛ گفتی؛ گفت
پیرمرد ن هچندان قصّ هگو  
ننه مرضیه  
بریدن گوش قسمت
دیو سیاه، دیو سپید  
می خواهم کارگردان بشوم
خدابس
زایمان واقعی
آقاپلیسه
شبی که من شهاب شدم 

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها