×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
خاطرات جاوید

دانلود کتاب خاطرات جاوید

خاطرات جاوید
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات

فهرست

نام کتاب : خاطرات جاوید

نویسنده : جواد نظام پور

ناشر : ستاره ها

تعداد صفحات : 550 صفحه

شابک : 978-600-254-044-7

تاریخ انتشار : 1396

رده بندی دیوی : 955/0843092

دسته بندی : زندگینامه و خاطرات , شهدا

نوع کتاب : Epub

قیمت پشت جلد : 39000 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 11100 تومان


معرفی کتاب

"خاطرات جاوید" / خاطرات شفاهی جاوید نظام پور اولین فرمانده ادوات لشکر ویژه شهدا
کتاب حاضر اثری از سید علیرضا میری می باشد که توسط انتشارات ستاره ها منتشر شده است.
مشهد شهری‌ است در شمال‌شرقی ایران که شاید نیازی نباشد به خوانندگان معرفی شود، چون کمتر کسی است که در طول عمر خود حداقل دو یا سه بار به این شهر سفر نکرده باشد و به قولی وطن دوم هر ایرانی‌ است و آن‌ هم به واسطه حضور آقا علی‌ ابن‌ موسی‌ الرضا علیه‌السلام در این وادی است. مشهد نسبت به شهرهای اطراف از آب و هوای خنکی برخوردار است. این تعریفی از امروز مشهد است، ولی قدیمی‌هایِ این شهر چیز دیگری در ذهن دارند و آن‌ هم پاییزها و زمستان‌های آن روزها با بارندگی‌های شدید و برف‌های انباشته بر هم و سرماهایی است که به قول آنها استخوان را می‌ترکاند. برف‌هایی که گاهی اوقات تا اواخر اردیبهشت‌ماه هم در گوشه و کنار شهر خودنمایی می‌کرد و نشان از گذران یکی از همین زمستان‌های سخت داشت. افسوس که در این نوشته‌ها مجالی برای گفتن از آن زمستان‌های خاطره‌انگیز نیست و این چند جمله را هم نوشتم تا خاطرات خود را با یکی از همین ایام شروع کنم. روزهایی گذرا و کوتاه با شب‌هایی بلند و پر از برف و سرما، با چراغ‌های گردسوز و کرسی‌های گرم و خاطره‌انگیز و محبت‌های سرشاری که از داخل اطاق‌های در بسته لبریز می‌شد.
در بخشی از این کتاب می خوانیم:
" به هر ترتیب یک ماشین پیکان پیدا کردم به قیمت 24هزار تومان که پول آن را آقای مشیریان نقدی پرداخت کرد و قرار شد اندک اندک از حقوق ماهانه‌ام، یعنی همان هزارودویست تومان کم کند. ولی در اصل این ماشین یک هدیه پدرانه از طرف او به من بود. ماشین، ماشین خوبی بود. هم روزها با مسافرکشی با آن کمک‌خرج خانواده بودم و هم شب‌درمیان، با آن همراه بچه‌ها در شهر گشت می‌دادم. در آن زمان ماشین‌های گشت عموماً کمک‌های مردمی و ادارات مختلف بود که در اختیار کلانتری می‌گذاشتند و طبیعی بود ماشین پیکان من کمک بسیار خوب و جانشین مناسبی برای لندرور قدیمی و کهنه‌ای بود که فرمانش هم یک دور کامل چالی داشت. برای محافظت از خودم هم یک قبضه کُلت کمری کالیبر چهل‌وپنج به من دادند که شبانه‌روز همراهم بود. بعد از آن فعالیت من خیلی بیشتر شده بود. اعتصابات تمام شده بود و باید عقب‌ماندگی درسی خود را جبران می‌کردم. کارم در شرکت آقای مشیریان بود، مسافرکشی هم کار سخت و طاقت فرسایی بود که به آن مشغول بودم و گشت شبانه هم مزید بر همه اینها. علاوه بر تمام فعالیت‌هایی که انجام می‌دادم کار دیگری هم می‌کردم که حیفم می‌آید به عنوان یکی از برگ‌های زیبای انقلاب چیزی از آن نگویم و آن هم حضور در جهاد سازندگی بود. جمعه‌ها صبح سحر، از خواب بیدار می‌شدم و خودم را به میدان شهدا می‌رساندم. کشاورزان مستضعف و زحمت‌کش، آن زمان تنها تولیدکنندگان گندم بودند که در زمان رژیم سفاک پهلوی به‌طورکامل فراموش شده بودند. هم از لحاظ مادی و هم فرهنگی، بسیار عقب نگه داشته شده بودند، ولی سیاست حضرت امام رحمه‌الله‌علیه این بود که این قشر مورد ملاطفت و مهربانی قرار بگیرند و آنها را صاحبان اصلی انقلاب می‌دانستند.  لذا گروه‌هایی تحت عنوان جهادسازندگی اقدام به شناسایی مزارع گندم و جو می‌کردند که فصل برداشت‌شان رسیده بود. روزهای جمعه هم مردم داوطلب را از میدان شهدا سوار کامیون‌ها و کمپرسی‌ها و گاهی به‌ندرت اتوبوس کرده و سر مزارع می‌بردند. چهره شاد و خوشحال روستائیان محروم، هنگامی که مردم گروه‌گروه، به کمک‌شان می‌رفتند دیدنی بود. شوق همراهی با انقلاب، نیرویی صد چندان به مردم می‌داد. گندم‌هایی که گاهی تا دو هفته کشاورز به‌تنهایی قادر به برداشت آن نبود، به چشم‌برهم‌زدنی می‌شد خرمن‌های روی هم‌ انباشته شده. "

فهرست مطالب

این کتاب فهرست ندارد.

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها