×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
رد پا برهنه ها

دانلود کتاب رد پا برهنه ها

رد پا برهنه ها
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات

فهرست

نام کتاب : رد پا برهنه ها

نویسنده : حمید حسام

ناشر : صریر

تعداد صفحات : 700 صفحه

شابک : 978-600-331-050-6

تاریخ انتشار : 1395

رده بندی دیوی : 955/0843092

دسته بندی : زندگینامه و خاطرات , جنگ تحمیلی و دفاع مقدس

نوع کتاب : PDF

قیمت نسخه الکترونیک : 12500 تومان


معرفی کتاب

"رد پا برهنه ها" / خاطرات مرتضی نادر محمدی

کتاب حاضر اثری از حمید حسام می باشد که توسط انتشارات صریر منتشر شده است.

مرتضی نادری مترادف با گردان تخریب است و برای تخریب چی ها، مرتضی یعنی نمودار سختی همراه با معنویت جبهه. پس از رسیدن به گنج نامکشوفی مثل مرتضی نادرمحمدی، بیان خاطرات نسلی است که سخت ترین گره های آوردگاه رزم، با دست همت آنان باز می شد. نوجوانان و جوانانی که مرگ را به بازی گرفته بودند.

این اثر پس از دو سال مصاحبه و تدوین و نگارش با آقا مرتضی به سامان رسیده است و حالا تقدیم علاقه مندان به سرگذشت و زندگی نامه ی این بزرگان می شود.

 

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

"آذر ماه سال 1364 برای مرخصی به ملاير رفتم و نه تنها من که همه بچه ها حتی آنها که زن و بچه داشتند. در شهر هم هوای جبهه می کردند. و آنقدر که برای هم رزم وقت می گذاشتند به خانواده هایشان نمی رسیدند. آخرين وضعیف جبهه ها و نحوه شهادت بچه ها يا دلائل پیروزی يا شکست در يک عملیات در همین پاتوق بچه های جبهه ردّ و

بدل می شد. و من بیشتر خبرهای تیپ انصارالحسین به خصوص تخريب را دنبال می کردم.

حاج حسن تاجوک با تويوتای فرماندهی اش می آمد جلوی منزل مان سه تا بوق می زد و من صبحانه را خورده يا نخورده، جَلد و چابک سوار ماشین او می شدم. از آنجا سراغ معاونش حاج مصطفی طالبی می رفتیم. با اينکه او هم مثل حاج حسن متأهل بود. خانواده را رها می کرد و به ما می پیوست و می رفتیم سر وقت يکی از فرمانده گروهان ها به نام جواد ملّطفی، جواد بچه خوش سلیقه ای بود که از قبل داخل يک ماهی تابه سور و سات نهار را برای کباب تابه ای با گوشت و سیب زمینی و گوجه، آماده کرده بود. سر راه، تابه را به سنگکی که فامیل شان بود، می داد و سر ظهر می رفت با دو تا سنگک برشته و کباب تابه ای داغ و چرب می آمد."

فهرست مطالب

مقدمه ناشر

مقدمه نگارنده

یادداشت راوی

فصل اول: میرزا كوچك ملایری

فصل دوم: مشق جنگ

فصل سوم: پاهای بی قرار

فصل چهارم: گروه پاپتی ها

فصل پنجم: شبیه گودال قتلگاه

فصل ششم: بهشت تخریب

فصل هفتم: بمب های متحرك

فصل هشتم: كربلای شلمچه

فصل نهم: رد پابرهنه ها

فصل دهم: روزهای آخر

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

کتاب های دیگر انتشارات صریر

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها