×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
خرده روایت هایی از یک زندگی کاملا معمولی

دانلود کتاب خرده روایت هایی از یک زندگی کاملا معمولی

خرده روایت هایی از یک زندگی کاملا معمولی
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : خرده روایت هایی از یک زندگی کاملا معمولی

نویسنده : جلیل امجدی

ناشر : فاتحان

تعداد صفحات : 201 صفحه

شابک : 978-600-7496-17-6

تاریخ انتشار : 1393

رده بندی دیویی : 955/0843092

دسته بندی : زندگینامه و خاطرات , شهدا, انقلاب اسلامی ایران

نوع کتاب : PDF

قیمت پشت جلد : 7200 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 3500 تومان


معرفی کتاب

"خرده روایت هایی از یک زندگی کاملا معمولی"
کتاب حاضر اثری از جلیل امجدی می باشد که توسط انتشارات فاتحان منتشر شده است.
این کتاب شامل زندگی نامه داستانی شهید محمدرضا جعفری می باشد. او که در سال 1337 خورشیدی در شهرستان گرمسار دیده به جهان گشوده است. پدرش کشاورز بود و در راه آهن نیز اشتغال داشت. تحصیلاتش را تا دیپلم رشته ی طبیعی ادامه داد و برای خرج خانواده و تامین هزینه ی تحصیل خود، تابستان ها کارگری و بنایی می کرد و چون به کاسبی و کار در بازار علاقمند بود، به کار خرید و فروش نیز می پرداخت.
در بخشی از این کتاب می خوانیم :
"مثل همیشه هول زنان با موتورش آمد و گفت: «بچه ها می خوام تو زمین پدرم یه مغازه بسازم. یه سوپر نقلی ! کی می آمد کمک؟» سربازی را تمام کرده بود و نمی توانست عاطل و باطل بگردد. تنبلی توی ذاتش نبود. کار نمی کرد، مریض می شد. معلوم بود اول و آخرش یک کاسب می شود. چم وخم کاسبی را می دانست. موقعی که من و ده تا کچل پا برهنه ی دیگر دنبال یک توپ پلاستیکی صبح را به شب می رساندیم، او دوازده سیزده سالش بود و با قطار می رفت از زرین دشت و سیمین دشت، آلو و گلابی می خرید و می آورد توی محل. توی همین محله ی مخابرات. حتی ترازو نداشت که میوه هایش را وزن کند بدهد دست خلایق. میوه ها را دانه ای می فروخت. چون پول اجاره ی مغازه و قبض آب و برق و مالیات نمی داد، میوه هایش راقیمت پایین داد. نصف اهالی مشتری اش بودند و بارش یک روز هم زمین نمی ماند. موتورش را خاموش کرد و چون سنگین بود به سختی زد روی دو جک. ذوق و شوق عجیبی داشت وقتی می گفت: « می خوام با دستای خودم بسازم... اما پول ندارم، کی می آد کمک؟ » گفتم : چرا موتورت رو نمی فروشی؟
عرقچین را کشید روی باک براق موتور و گفت : «زندگی ام ، جونم ، عمرم به این بسته است. موتور نباشه من با چی جنس بکشونم توی مغازه؟ عصای دستمه! حالا هرکی بنایی بلده، بسم الله ...»"

فهرست مطالب

مقدمه

شهید محمدرضا جعفری در یک نگاه

نقش و جایگاه اصناف در تاریخ معاصر ایران

مبارزات اصناف در دوران قاجار و مشروطه

مبارزات اصناف در دوران رضا شاه

مبارزات اصناف در قیام 15 خرداد

نقش اصناف در دوران مقدس

نقش اصناف استان سمنان در دفاع مقدس

ضمایم و عکس ها

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها