×

جستجو

×

دسته بندی ها

×
توجـه
برای استفاده از نسخه ویندوزی به رمز عبور نیاز دارید درصورتیکه رمزعبور ندارید بعدازنصب، بر روی لینک " رمز عبور را فراموش کرده ام" کلیک کنید.
دانلود نسخه ویندوز
×
توجـه
برای استفاده از نسخه آی او اس به رمز عبور نیاز دارید درصورتیکه رمزعبور ندارید بعدازنصب، بر روی لینک " رمز عبور را به خاطر نمی آورید؟" کلیک کنید.
دانلود از اپ استور

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای مطالعه نمونه کتاب، ابتدا اپلیکیشن کتابچین را نصب نمایید.
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
شهربانو

دانلود کتاب شهربانو

شهربانو
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : شهربانو

نویسنده : مریم قربان زاده

ناشر : ستاره ها

تعداد صفحات : 200 صفحه

شابک : 978-600-254-043-0

تاریخ انتشار : 1396

رده بندی دیویی : 955/08430922

دسته بندی : زندگینامه و خاطرات , رمان های ایرانی, جنگ تحمیلی و دفاع مقدس, داستان و رمان مذهبی

نوع کتاب : Epub

قیمت نسخه الکترونیک : 15000 تومان


معرفی کتاب

"شهربانو"
کتاب حاضر رمانی بر اساس واقعیت می باشد که توسط مریم قربان زاده به نگارش درآمده و انتشارات ستاره ها آن را منتشر نموده است .
این کتاب ، داستان  20 سال از زندگی مادر نویسنده می باشد که بر اساس خاطرات او به رشته تحریر درآمده است .
در بخشی از این رمان می خوانیم :
"خدابیامرزدت مرد! چه شب‏ها که بی تو صبح کردم و زل زدم به عکس ‏ات. هیچ کس خبر ندارد که بعضی شب ‏ها آن عکس بزرگت را از توی کمد درمی ‏آورم می‏ نشینم به درد دل کردن. مرامت به مولایت رفته. همان شب به خوابم می ‏آیی. خیلی مهرت گرم است عبدالله. این سنگ سفید را خودم سفارش دادم. حتی نگذاشتم برای ابراهیم هم سنگ سیاه بگذارند. بچه‏ ها گفتند شیک ‏تر است اما گفتم باید سنگ ‏اش سفید باشد. مثل دل خودت. مثل آن موهایت که در این سال‏ها دانه به دانه سفید می ‏شد. هیچ کس نفهمیده باشد من که می ‏فهمیدم هر صبح که سر از بالش برمی‏ داری چند تار موی سفید به خرمن موهایت اضافه شده.این بوی گلاب برای تو نیست. برای من است. آرامم می‏ کند. دستهایم تا فردا صبح بوی گلاب می ‏دهند. بوی اتاق ابراهیم، بوی مزار تو. یادت هست؟! همیشه توی گلاب ‏پاش سر جهازم گلاب را با عطر تیروز قاطی می‏ کردی و می ‏گذاشتی بالای سر ابراهیم. خودت می ‏گفتی گلاب آرامش می‏ دهد به آدم. بوی تن پیامبر است..."

فهرست مطالب

این کتاب فهرست ندارد.

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مانند یک کارشناس نظر دهید. به نظرات کوتاه مثل خوب عالی و...چین تعلق نمی گیرد

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
Pooya Manafi

عالیییییی بود

1400-12-05

محمدرضا

کتاب خوب و غم انگیزی بود اما اگر داستان به جزئیات بیشتری پرداخته بود و نام شهیدان را هم به طور کامل ذکر میکرد داستان می‌توانست جذاب تر باشد و همچنین گیرایی بیشتری داشته باشد.

1400-09-24

فاطمه زهرا نادمی

بسیار عالی بود فقط می توانست بهتر از این هم نوشته شود تا نظر مخاطب خوانده شده را بیشتر جلب کند

1400-09-20

حمیده باغستانی

خیلی قشنگ بود. دوست داشتم کتاب

1400-08-28

خداداد افشاری

کتابی بسیار روان و عالی که باعث میشه تا آخرش رو دنبال کنید و چون ظاهرا بر اساس واقعیت هم هست، بیشتر جذابیت پیدا میکنه.

1399-10-24

فرهاد جوشقان

خیلی خوب بود

1399-10-22

وحید مرادی

خیلی کتاب خوبیه. من که خوشم اومد

1399-10-21

طالب منصوری

عالی . عالی . این کتاب خیلی عالیه

1399-09-28

Faezeh mohammadi

خداوند همه مادرها رو برای فرزندان حفظ کنه. رنجی که فرزندان برای مادران ایجاد میکنند با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. واقعا که بهشت زیر پای مادران است.

1399-07-29

برچسب ها