×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود رایگان کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
ناظر و منظور وحشی بافقی

دانلود کتاب ناظر و منظور وحشی بافقی

ناظر و منظور وحشی بافقی
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : ناظر و منظور وحشی بافقی

نویسنده : وحشی بافقی

ناشر : کتابچین

دسته بندی : شعر فارسی, شعر عروضی

نوع کتاب : Epub

قیمت نسخه الکترونیک : رایگان


معرفی کتاب

"تاظر و منظور وحشی بافقی"

کمال‌ الدّین یا شمس ‌الدّین محمّد وحشی بافقی در شهر بافق از توابع یزد بدنیا آمد، او یکی از شاعران نامدار سدهٔ دهم ایران است. دوران زندگی او با پادشاهی شاه طهماسب صفوی و شاه اسماعیل دوم و شاه محمد خدابنده هم‌زمان بود. وحشی بافقی تحصیلات ابتدایی خود را در زادگاهش گذراند. او زمانی که جوان بود به یزد عزیمت کرد و از دانشمندان و سخنگویان آن شهر درس آموخت و پس از چند سال به کاشان نقل مکان و شغل مکتب‌داری را انتخاب کرد. وی بعد از مدتی اقامت در کاشان و سفر به بندر هرمز و هندوستان، در اواسط عمر خود به یزد یا کرمان که البته جای آن دقیقا مشخص نیست بازگشت و تا پایان عمرش در این شهر زندگی کرد.

بافقی روزگار و زندگی خود را در انزوا و تنگدستی گذراند و در اشعار زیبا و دلکش او سوز و تنهایی وی کاملا مشخص است.

وی غزل‌ سرای بزرگی بود و در غزلیات خود از عشق‌ های نافرجام، زندگی سخت و مصائب و مشکلات خود یاد کرده‌ است.

ناظر و منظور منظومهٔ عاشقانه ‌ای از وحشی بافقی است که در سال ۹۶۶ ه.ق به پایان رسیده و ۱۵۶۹ بیت دارد،داستان این منظومه در مورد دو پسر به اسم ناظر و منظور میباشد،پادشاه و وزیری پس از سال‌ها صاحب فرزند می‌شوند. پادشاه نام پسر خود را منظور و نام پسر وزیر را ناظر می‌گذارد. دو پسر با هم به مکتب می‌روند و «ناظر» عاشقِ «منظور» می‌شود که بسیار زیباست. معلم عشق آن‌ ها را فاش می‌کند بعد از آن این دو پسر از هم جدا می ‌شوند و به اجبار به «منظور» زن می‌دهند. بعداز گذشت سالها  «منظور» شاه می‌شود و «ناظر» را وزیر خود می‌کند...

 

در بخشی از این کتاب میخوانیم:

اسیر درد شبهای جدایی

چنین نالد ز درد بینوائی

که چون شد مشعل مهر منور

نگون از طاق این فیروزه منظر

برآمد دود از کاشانه خاک

سیاه از دود شد ایوان افلاک 

در آن شب ناظر از هجران منظور

به کنجی ساخت جا از همدمان دور

ز روی درد افغان کرد بنیاد

که فریاد از دل پر درد فریاد

مرا این درد دل از پا درآورد

مبادا هیچکس را یارب این درد

چه میداند کسی تا درد من چیست؟

چه دردی دارم و هم درد من کیست؟

نه هم دردی که درد خویش گویم

از او درمان درد خویش جویم...

فهرست مطالب

این کتاب فهرست ندارد.

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
Awiz

کتاب بسیار خوبیه به خصوص اینکه قابل فهمه کلماتش

1400-05-09

melika

بسیااار عالی با موضوع خاص

1400-03-07

برچسب ها