×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
گلشن یاران

دانلود کتاب گلشن یاران

گلشن یاران
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : گلشن یاران

نویسنده : ابراهیم رستمی

ناشر : جمال

تعداد صفحات : 88 صفحه

شابک : 964-7232-96-9

تاریخ انتشار : 1383

رده بندی دیویی : 955/08430922

دسته بندی : زندگینامه و خاطرات , جنگ تحمیلی و دفاع مقدس, انقلاب اسلامی ایران

نوع کتاب : PDF

قیمت پشت جلد : 3520 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 1000 تومان


معرفی کتاب

"گلشن یاران" / خاطرات 8 سال دفاع مقدس گنجینه ای تمام ناشدنی برای آیندگان است
کتاب حاضر اثری از ابراهیم رستمی می باشد که توسط انتشارات جمال منتشر شده است.
در آینده ممکن است افرادی آگاهانه یا از روی ناآگاهی در میان مردم این مساله را مطرح نمایند که ثمره خون ها و شهادت ها و ایثارها چه شد!؟ اینها یقینا از عوالم غیب و از فلسفه شهادت بی خبرند و نمی دانند کسی که فقط برای رضای خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگی نهاده است، حوادث زمان به جاودانگی و بقا و جایگاه رفیع آن لطمه وارد نمی سازد. و ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدان مان فاصله طولانی را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم. مسلم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است! خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است و خدا می داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست و این ملت ها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود.
در بخشی از این کتاب می خوانیم:
"هنگامی که سردار شهید حسین قجه ای، فرماندهی نیروهای سپاه و بسیج منطقه استراتژیک دزلی را به عهده داشت، یک روز در درگیری با ضد انقلاب یکی از اعضای گروهک ها را اسیر کردیم و پیش ایشان بردیم. شهید قجه ای خیلی راحت جلوی اونشست و گفت: اگر من به دست تو اسیر می شدم با من چه می کردی؟ او با گستاخی گفت: تحویل فرماندهی می دادم تا بیست هزار تومان پاداش بگیرم. حسین خندید و گفت: فرمانده تان با من چه می کرد؟ جواب داد: تو را می کشت. حسین برخاست و خیلی جدی گفت: تو فکر می کنی حالا ما با تو چه کار می کنیم؟ مرد نگاهی به ما انداخت و گفت: حتما مرا می کشید یا به زندان می اندازید. حسین با خنده ای زیبا دستور داد مقداری آذوقه برای او بیاورند و بعد گفت: ولی من تو را آزاد می کنم و بعد او را رها کرد تا برود.  هرچند او سردار بود و اختیار این کار را داشت؛ اما ما ناراحت شدیم و به او اعتراض کردیم. او پاسخ داد: اینها را که می بینید از روی فقر و نداری می جنگند، من این کار را کردم تا شاید به آغوش اسلام باز گردد."

فهرست مطالب

این کتاب فهرست ندارد.

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها