×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب صوتی از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
دختری که رهایش کردی

دانلود کتاب صوتی دختری که رهایش کردی

دختری که رهایش کردی
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
خرید کتاب صوتی
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست
نقد و بررسی

نام کتاب صوتی : دختری که رهایش کردی

نویسنده : جوجو مویز

ناشر صوتی: ماه آوا

ناشر: جامی

مترجم : شیدا رضایی

گویندگان : رضا عمرانی, راضیه هاشمی

زمان کل : 17 ساعت و 40 دقیقه

دسته بندی : رمان های خارجی, داستان و رمان های عاشقانه, داستان و رمان صوتی

نوع کتاب : صوتی

قیمت نسخه الکترونیک : 15000 تومان


معرفی کتاب

"دختری که رهایش کردی"
کتاب حاضر با عنوان اصلی (The Girl you left behind) اثری از پائولا سارا جو مویس یا جوجو مویز (Jojo Moyes) با ترجمه ای از شیدا رضایی می باشد که با صدای رضا عمرانی و راضیه هاشمی، توسط انتشارات ماه آوا منتشر شده است.
جوجو مویز روزنامه نگار انگلیسی که از سال 2002 شروع به نوشتن رمان های عاشقانه کرده است. او تا به حال دو بار موفق به کسب جایزه سال رمان عاشقانه (Romantic Novel of the Year Award)  برای رمان های میوه خارجی و آخرین نامه از معشوق از طرف انجمن نویسندگان رمان های عاشقانه شده است. وی همچنین رمان های زیادی از جمله من پیش از تو، خلیج نقره ای، ماه عسل در پاریس ، باز هم من و چندین رمان دیگر را به چاپ رسانده است و آثارش به 11 زبان مختلف ترجمه شده است.  قصه این رمان در ارتباط  با زندگی دو زن با ویژگی های مشابه می باشد که یکی از آنها به نام «سوفی» در فرانسه زندگی می کند و در غیاب همسرش به خاطر اشغال فرانسه  به مراقبت از خانوادش در مقابل نازی ها می پردازد، و دیگری زنی به نام «لیو» است که در لندن زندگی می کند. این دو داستان به صورت موازی اما با تفاوت صد ساله توسط نویسنده نقل می شود. جوجو مویز با به کار گیری خاطرات و حوادثی که از دوران جنگ جهانی باقی مانده است به تصویر سازی این فضا در داستانش می پردازد.
شما می توانید به بخشی از رمان دختری که رهایش کردی در نسخه نمونه صوتی گوش فرادهید.
 

فهرست مطالب
# عنوان زمان
1 قسمت اول 00:29:32
2 قسمت دوم 00:41:02
3 قسمت سوم 00:34:00
4 قسمت چهارم 00:42:09
5 قسمت پنجم 00:32:21
6 قسمت ششم 00:35:21
7 قسمت هفتم 00:35:33
8 قسمت هشتم 00:45:31
9 قسمت نهم 00:29:22
10 قسمت دهم 00:22:23
11 قسمت یازدهم 00:32:19
12 قسمت دوازدهم 00:19:55
13 قسمت سیزدهم 00:33:17
14 قسمت چهاردهم 00:37:10
15 قسمت پانزدهم 00:37:08
16 قسمت شانزدهم 00:39:56
17 قسمت هفدهم 00:34:43
18 قسمت هجدهم 00:29:04
19 قسمت نوزدهم 00:28:29
20 قسمت بیستم 00:30:04
21 قسمت بیست و یکم 00:31:41
22 قسمت بیست ودوم 00:35:34
23 قسمت بیست و سوم 00:32:26
24 قسمت بیست و چهارم 00:29:58
25 قسمت بیست و پنجم 00:25:31
26 قسمت بیست و ششم 00:35:19
27 قسمت بیست و هفتم 00:25:00
28 قسمت بیست و هشتم 00:40:41
29 قسمت بیست و نهم 00:42:28
30 قسمت سی ام 00:22:45
31 قسمت سی و یکم 00:22:36
32 قسمت سی و دوم 00:16:13
33 قسمت سی و سوم 00:31:27

نقد و بررسی رمان دختری که رهایش کردی

معرفی کتاب

کتاب دختری که رهایش کردی (The Girl You Left Behind) به قلم جوجومویز (Jojo Moyes) در سال 2012 منتشر شده است. داستان در دو بازه زمانی به فاصله صد سال روایت می شود. سوفی دختری که در جنگ جهانی اول در فرانسه حضور دارد، همسرش به جنگ رفته و او در میان آتش جنگ باید حامی خانواده اش باشد و و لیو که صد سال بعد در انگلستان با تابلو سوفی قرار است داستان را پیش ببرد. تابلویی که صد سال بعد به لئو رسیده است توسط همسر نقاش سوفی از چهره او کشیده شده است حال یک قرن بعد لئو از طریق همسرش به تابلویی دست پیدا کرده است که داستان زندگی سوفی را با خود حمل می کند. جوجو مویز با استفاده از سفر در زمان و همین طور نکات مبهمی که در داستانش خلق کرده است به این کتاب جذابیت داده است که توانست مخاطبان بسیاری را در سراسر دنیا شیفته خود کند.

The Girl You Left Behind

 

برشی از زندگی جوجو مویز

جوجو مویز در 4 آگوست 1969 در مدیستون انگلستان متولد شده است. جوجو مویز پیش از رفتن به دانشگاه شغل های متفاوتی را تجربه کرد او در شرکتی برای نابینایان به خط بریل کار تایپ کردن را انجام می داد، سپس به عنوان یک نویسنده بروشور شروع به فعالیت کرد. مویز از دانشگاه رویال هالووی مدرک لیسانس خود را دریافت کرد و سپس در نشریه ای شروع به کار کرد. در سال 1992 از طرف نشریه ایندیپندنت موفق به دریافت بورس تحصیلی در رشته روزنامه نگاری شد و به تحصیل در این رشته پرداخت. او به مدت ده سال در نشریه ایندیپندت به عنوان خبرنگار روزنامه و رسانه به فعالیت پرداخت.

مویز در ابتدای راه نویسندگی سه داستان نوشت که هر سه آنها توسط ناشران رد شد، اما او با توجه به داشتن فرزند و کار در روزنامه دست از تلاش خود برنداشت و شروع به نوشتن داستان چهارمش کرد و موفق شد نظر ناشران را جلب کند. در سال 2002 با چاپ اولین کتابش به یک نویسنده تمام وقت تبدیل شد اما همچنان به کار روزنامه نگاری خود ادامه می داد و برای مجلات مقاله می نوشت. نقطه عطف حرفه نویسندگی مویز با نوشتن رمان من پیش از تو در سال 2012 اتفاق افتاد، این کتاب بعد از انتشارش توانست در لیست پرفروش ترین کتاب ها قرار گیرد و شش میلیون نسخه از آن به فروش رسید و باعث شد تا مدتی آثار دیگر مویز نیز در لیست کتاب های پرفروش قرار گیرند. یکی دیگر از موفقیت های جوجو مویز دریافت جایزه سال رمان عاشقانه در سال های 2004 و 2011 برای دو کتاب میوه خارجی و آخرین نامه از معشوق است.

جوجومویز (Jojo Moyes)

 

نقد و بررسی

میدان جنگ، قبرستان آرزو، عشق، حرف های نگفته و هزارن چیز دیگر است. در شهرهای جنگ زده و در میان خرابه های شهر می توانید داستان هزاران زندگی و هزاران امید را پیدا کنی که در یک لحظه در زیر آوار دفن شدند. دختری که رهایش کردی یکی از آن هزار قصه است که به تصویر کشیده شده. سوفی دختر جوانی که در آغاز راه زندگی با همسر نقاشش ادوارد است، اما جنگ مانند بلایی خانمون سوز به یک باره همه چیز را از این زوج میگیرد. داستان در سال 1916 زمان اشغال فرانسه توسط نیروهای آلمان روایت می شود. شهر کوچکی در فرانسه که حال توسط آلمان ها اشغال شده است، سربازان آلمانی هر چیز با ارزشی را که در شهر وجود دارد غارت کرده اند آنها حتی خوراک را از مردم شهر گرفته اند و این آغاز داستان است.

تاکنون کتاب های زیادی درباره ی جنگ جهانی و اتفاقاتی که جنگ بر سر زندگی مردم آورده است به رشته تحریر درآمده. داستان هایی از جدایی، مرگ و از دست دادن عزیزان و آوارگی اما این بار مویز چهره جنگ را در چشمان سوفی و تابلویی که او به همراه دارد خلاصه کرده است. تابلویی که صد سال بعد از جنگ همچنان داستان خالق و دختر درونش را فریاد می زند.

 

سفر در زمان

یکی از روش های روایت قصه ها، رفت و برگشت در زمان و گذشته و حال است. در کتاب دختری که رهایش کردی ابتدا نویسنده شروع به گفتن داستانی در سال 1916 می کندکه می توان گفت قسمت قوی داستان در همین بخش اول می باشد. سپس مخاطب با یک سفر در زمان صد سال بعد در انگلستان کنار لئو قرار میگیرد که تابلو نقاشی سوفی را از همسر فوت شده اش به یادگار دارد. این پرش زمانی در داستان برای مخاطب نکات مبهمی را به وجود می آورد که شاید گفت این ابهام از پیش تعیین شده بوده است و یا مویز به خوبی از پس ربط دادن دو داستان بر نیامده است. زمانی که مخاطب شروع به خواندن زندگی لئو میکند به اندازه روایت سوفی شاید جذب نشود اما مویز با گذاشتن نقاط مبهم در داستانش سعی بر این داشته تا کمی داستان را به اندازه بخش اول جذاب کند.

 

سوفی و رنگ هایش

نماد اصلی داستان و نقطه تلاقی گذشته و حال در داستان دختری که رهایش کردی تابلو نقاشی است که ادوارد از همسرش سوفی کشیده است. در همان ابتدای داستان مویز در هنگام توصیف کشیده شده از سوفی از رنگ های به کار رفته در این تابلو سخن می گوید.

"_ این رو ادوارد کشیده؟

_ آره. وقتی ازدواج کردیم.

_ تا حالا نقاشی هاش رو ندیده بودم اونطور که توقع داشتم نیست.

_ منظورت چیه؟

_ خوب کمی عجیبه، رنگ هاش عجیبن. برای صورتت از سبز و آبی استفاده کرده. پوست مردم که سبز و آبی نیست و ببین چقدر در هم ریخته اس، خیلی هم منظم نکشیده."

این جملات را در همان ابتدای کتاب از توصیف واقعی چهره سوفی می خوانیم. دختری که تنها همسرش توانسته است شخصیت درونی او را بشناسد. مویز برای توصیف سوفی از دنیای رنگ ها  و سبک نقاشی بهره می گیرد. رنگ آبی و سبز هر کدام در بر گیرنده صفاتی است که در شخصیت سوفی وجود دارد، رنگ سبز نماد سخاوت، زایندگی که برجسته ترین صفت سوفی می باشد و همین طور رنگ آبی که نماد اعتماد، وفاداری، امنیت و محافظت می باشد. وقتی از نامنظم بودن خطوط چهره سوفی گفته می شود بعد خواندن چند فصل از کتاب علت این نامنظمی را درک خواهیم کرد این می تواند توصیف روزگاری باشد که سوفی در آن به سر می برد و هر روز چیز جدیدی برای او رقم می خورد. مویز تنها با چند سطر دنیایی از معنا را برای مخاطبش بیان کرده است و این نشان از آگاهی نویسنده از عناصر و مفاهیمی است که در کتابش از آن بهره می گیرد.

 

جنگ از بین برنده هویت

در تمام جنگ هایی که از ابتدای خلقت بشر تا کنون صورت گرفته است یکی از اهداف ازبین بردن هویت افراد یک جامعه بوده است. هویتی که در هنر، ادبیات و فرهنگ یک مردم خلاصه می شود. در بسیاری از کتاب ها خوانده ایم زمان جنگ همراه با مردم کتابخانه ها، آثار تاریخی و هنری نیز دفن می شوند. جوجو مویز به چیره دستی تمام توانسته است این موضوع را بیان کند. با پیشینه ای که ما از این نویسنده و آثارش در ذهن داریم تصورمان از کتاب هایش داستان های عاشقانه ای است که به روایت یک عشق و فراز و نشیب های آن می پردازد. در حالی که اینبار باید بگویم بهتر است زمانی که کتاب دختری که رهایش کردی را می خوانید بیایم و جور دیگری به داستان نگاه کنیم و برداشتی عمیق تر از داستان داشته باشیم. هسته اصلی داستان روایت زندگی دو زن با فاصله ی یک قرن از یک دیگر است که تا حدودی دارای ویژگی های مشترک می باشند، اما گره این داستان تابلوی نقاشی است که از آن در همه قسمت های داستان نامبرده شده است. مویز در همان ابتدای داستان حرف از نابودی این اثر نقاشی می زند در واقع او می خواهد یکی از آثار مخرب جنگ که نابودی هویت یک جامعه است را در لایه های پنهانی داستانش بیان کند.

"هلن در حالی که به نقاشی نگاه می کرد گفت:

_ خیلی دوست داشتنیه اما ...

_ اما چی؟

_ کلا نگه داشتنش روی دیوار ریسک بزرگیه.

وقتی آلمان ها در لیل پیشروی کردند به هیچ یک از آثار هنری که به نظرشان توطئه آمیز می آمد، رحم نکردند و همه را سوزاندند."

دختری که رهایش کردی

 

عشق چهره دیگر جنگ

در میان جنگ تنها چیزی که باعث زنده ماندن انسانیت می شود عشق است. عشق واژه ای که جوجو مویز در استفاده از آن در داستان هایش مهارت بسیار دارد، او حتی در میان توصیف صحنه های جنگ و شرح اتفاقاتی که برای انسان های داستانش در جنگ افتاده است توانست به خوبی از پس توصیفات عاشقانه اش بر آید. اولین ماجرای عاشقانه ای که مخاطب با آن مواجه است عشق سوفی و ادوارد است که تا پایان داستان این حس را همراه مخاطب خود می کند؛ اما نکته ای که به عقیده من باعث جذابیت داستان می شود عشق نامتعارف افسر آلمانی به سوفی است. فردی که برای جنگ و دنیایی از خشم به کشور دیگر آمده است و وظیفه اش نابودی است حال احساسی به نام عشق در آن شکل گرفته است. در همان ابتدای داستان می خوانیم:

" این چیه؟

چی؟

چراغ را بالا گرفت. نور طلایی کم سویی روی نقاشی که ادوارد در اوایل ازدواجمان از من کشیده بود افتاد و آن را روشن کرد. تصویر من در سال اول ازدواجمان بود. دختری با موهای پرپشت و درخشان، پوستی صاف و شفاف و نگاهی سرشار از عشق. چند هفته پیش خودم آن نقاشی را از مخفیگاهش در آورده بودم و به خواهر گفته بودم که " لعنت به من اگه اجازه بدم آلمان ها تو خونه ی خودم برام تصمیم بگیرن به چی نگاه کنم به چی نگاه نکنم."

چراغ را کمی بالاتر گرفت تا واضح تر ببیند...

وقتی در نهایت به من نگاه کرد چشمانش به نظر اشک آلود می آمد. به صورتم نگاه کرد و دوباره نگاهش روی تابلو برگشت."

همین چند خط برای شروع داستانی از عشق ممنوعه کافی می باشد، افسر آلمانی که بیشتر عاشق سوفی داخل عکس شد تا سوفی که برای یک وعده غذا، زنده ماندن، حفاظت از خانواده اش، روشن نگاه داشتن چراغ زندگیش و دوباره دیدن ادوارد با تمام ناملایمت های زندگی در حال جنگ بود و کمر خم نمی کرد. بدون شک توصیف این عشق و برخورد های سوفی و افسر آلمانی و در نهایت صحنه پایانی این عشق یکی از جذاب ترین قسمت های داستان می باشد.

 

لیو و سوفی نگهبان خطرات

" از زمانی که دیوید مرده بود؛ احساس می کرد اینجا زندگی حیله گرانه ای دارد. او مثل یک نگهبان محافظ خاطرات دیوید بود، خانه را طوری نگه داشته بود که انگار او خواسته بود. " لیو و سوفی دو زن با یک قرن فاصله اما با رسالتی یکسان. با خواندن بخش اول داستان بزرگترین ویژگی که برای سوفی می توان در نظر گرفت حفظ خانواده، هویت و خاطرات ادوارد است. سوفی تابلو نقاشی را که همسرش کشیده مانند یک کارت هویت همراه با خود دارد او باید این نقاشی، این هویت و یا تنها امضا باقی مانده از عشقش را نگه دارد. حال در سال 2006 صد سال بعد لیو بعد از مرگ همسرش با تمام مشکلات مالی که دارد، از خانه اش از جایی که تک تک لحظاتش را با همسرش در آن سپری کرده محافظت کند و او را به هر قیمتی شد از دست ندهد. این همان ویژگی تمام زنان داستان های مویز است زنانی که هیچ گاه کار خارق العاده ای نکرده اند تا نامشان در تاریخ ثبت شود، اما حافظ هویت و خاطراتشان هستند. مویز در واقع با توصیف این زنان می خواهد بگوید هر فرد در این جهان، به اندازه جهان ارزش دارد. این زنان گرچه برگی از تاریخ را به نام خود به ثبت نرساندند اما رسالتشان را در زندگی انجام داده اند و این بزرگترین وظیفه است.

 

هدیه ای با احساس مشترک

تابلو سوفی صد سال بعد بر دیوار اتاق خواب لیو و دقیقا در رو به روی تخت خوابی که لیو همسرش را بر روی آن از دست داده است آویزان شده. هدیه ای که قبل از ازدواج دیوید به لیو داده است و او بعد از هر بار دیدنش به شباهتش با فرد درون تابلو می اندیشد؛ اما باید گفت لئو و سوفی درست است که دارای ویژگی های مشترکی هستند اما شباهتی که باعث شده است هم لیو و هم خوانند فکر کنند سوفی بعد از صد سال در وجود لیو زنده شده است احساس موجود در تابلوست. زمانی که این تابلو توسط ادوارد خلق می شد تنها یک نقاشی و پرتره از سوفی نبود که بر بوم نقاشی کشیده می شد بلکه احساس ادوارد بود که آن را تبدیل به اثر جاودانه کرد وحال بعد از یک قرن زمانی که دیوید این تابلو را به لیو هدیه داد در واقع احساس ادوارد که مانند حس او به لیو بود را درک کرده بود و میان لیو وسوفی درون تابلو شباهتی یافته بود، این همان نقطه مشترک دو داستان است.

دختری که رها کردی

 

نگاه نقادانه کافیست!

زمانی که به تمام ریزه کاری ها و نکته هایی که مویز ماهرانه در داستانش جای داده است می اندیشم به راحتی می توانم در مقابل تمام نواقص و ابهاماتی که داستان دارد چشمانم را ببندم؛ و دیگر به این موضع فکرنکنم چگونه تابلو به دست دیوید رسیده است؟ آیا شخصیت پردازی های مویز دارای اشکال نیست؟ آیا مویز با ابهامات داستانش قصد جذاب کردن آن را داشته؟ و هزاران سوال و نقد دیگر که می توان درباره ی این اثر نوشت.

گاهی اوقات باید چشم را بر روی تمام نواقص بست زیرا ما همیشه نمی خواهیم یک اثر فاخر ادبی بخوانیم، تمام افرادی که کتاب در دست می گیرند متخصص نیستند گاهی باید نگاه نقدانه را کنار گذاشت و تنها از داستان لذت برد. مویز با مخاطبانش همین کار را می کند او نویسنده ای است که درباره هرچه در اثرش می نویسد مطالعه می کند و هیچ گاه اطلاعات اشتباهی به مخاطبش نمی دهد و داستانی بر پایه دانش و واقعیت خلق می کند. دختری که رهایش کردی رمانی تاریخی است که مخاطبش را از میان تمام ناملایمات جنگ به دنیای عشق می برد. مویز ابتدا مخاطبش را شیفته سوفی میکند سپس او را در بی خبری می گذارد و وارد داستان زندگی لیو می شود. در این میان به شیفتگان سوفی نشانه هایی از حضور او در سال ها بعد را می دهد و با توصیف جلسات دادگاه برای برگرداندن تابلو سوفی به فرزندانش، تلاش برای باز گرداندن هویت را نشان می دهد هویتی که از میان آتش جنگ جان سالم به در برده است.

کتاب صوتی دختری که رهایش کردی

 

من در نابودی درختان نقشی نخواهم داشت!

خواندن بعضی از کتاب ها را باید مانند دارو برای تمام افراد تجویز کرد. در انتها من هم به عنوان یک دوست پیشنهاد می کنم شنیدن کتاب دختری که رهایش کردی به قلم جوجو مویز به ترجمه شیدا رضایی با صدای رضا عمرانی و راضیه هاشمی که توسط انتشارات ماه آوا منتشر شده است را در سایت کتابچین از دست ندهید. با این کار به قطع نشدن درختان کمک می کنید و هم نگاهتان به دنیای پیرامونتان عوض خواهد شد.

 

 

به قلم مینو مرتضایی

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

خرید کتاب صوتی

ویدئوهای مرتبط با کتاب

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
سید امیر رضوانی

چرا قسمت آخر کتاب داخل فایل صوتی نیومده؟اسمش هست "سخن آخر" به نظرم جز مهمی هم هست

1400-04-16

سعید مخبر

کتابای جوجومویزهمشون خوبن ولی اینو بیشتر میدوستم

1400-04-06

صادق مهدوی

اینکه گوینده کاراکتر ها را هرکدوم به صورت مجزا شخصیت میدادن واقعا عالی بود فهم کتاب خیلی خوب شده بود

1400-03-25

مرتضی شادان پور

کتاب جذابی هست توصیه میکنم بگوشین

1400-03-12

نسرین دادمنش

صدای خانم هاشمی خیلی خوب بود و خیلی با احساس خوندن

1400-03-11

مرتضی نامی

توصیه میکنم گوش کنیدش عالیه

1400-02-27

ترنم عمادی

خیلی عالی بود.

1400-02-02

حامد غزالی

واقعا لذت بخش بود

1400-01-21

علی

خیلی خوب بود

1399-12-23

وهاب نظری

تو کارهای جوجومویز به نظر م کتاب "من پیش از تو" از همه بهتره و این کتاب از "من پس از تو" خیلی بهتره

1399-12-19

اکبر مظلوم

داستان میشه گفت معمایی بود ولی نه به اونصورتی که بخواین توش دنبال حلقه مفقود شده بگردی معمایی ولی روان و شیوا

1399-12-06

احمد شکیب

یک رمان شیک ولی آبکی

1399-11-29

تلما

واقعا کتاب خوب و دوست داشتنی هست. فکر میکنم اگه گوش بدید خوشتون بیاد.

1399-11-19

سارا معینی

من هنوز نخوندمش ولی به نظر میاد رمان قشنگیه

1399-11-13

هانیه رضایی کیا

دوست دارم

1399-11-05

برچسب ها