×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
گذرگاه

دانلود کتاب گذرگاه

گذرگاه
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : گذرگاه

نویسنده : کورمک مک کارتی

ناشر : نیکا

مترجم : کاوه میرعباسی

تعداد صفحات : 452 صفحه

شابک : 978-600-5906-67-7

تاریخ انتشار : 1391

رده بندی دیوی : 813/54

دسته بندی : تاریخ معاصر, رمان های خارجی

نوع کتاب : Epub

قیمت پشت جلد : 21000 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 10500 تومان


معرفی کتاب

"گذرگاه"
اثر حاضر با عنوان اصلی (The Crossing) اثری از کورمک مک کارتی (Cormac McCarthy) می باشد که با ترجمه کاوه میرعباسی توسط انتشارات نیکا منتشر شده است.
کورمک مک کارتی (با نام واقعی چارلز مک کارتی) در 20 ژوئیه 1933 در "رود آیلند" ایالات متحده متولد شد. در 1961 با یکی از هم دانشگاهی هایش، لی هالمن، ازدواج کرد. بدون کسب مدرک، دانشگاه را ترک کرد و با خانواده اش به شیکاکو رفت. در ایام اقامت در این شهر،  در حالی که به عنوان تعمیرکار اتومبیل امرار معاش می کرد، نخستین رمانش "پالیزبان" را نوشت که در 1965 انتشارات "رندوم هاوس" آن را منتشر کرد. ویرایش این اثر را به آلبرت ارسکین سپردند که تا زمان فوت ویلیام فالکنر در 1962 ویراستار آثار او بود. مک کارتی تا سال 1985 چهار رمان دیگر به نام های تاریکی بیرونی، بچه خدا، ساتری و نص الهار خون را به چاپ رساند. تا آن زمان، هرچند آثار مک کارتی همواره با نظر مساعد منتقدان مواجه شده بودند لیکن او هنوز در جلب مخاطبان عام موفقیت چندانی نداشت. اما رمان "همه ی اسب های زیبا"، جلد اول "تریلوژی مرزی" که در سال 1992 به چاپ رسید، علاوه بر "جایزه ی ملی  ادبیات" و "جایزه ی انجمن ملی منتقدان کتاب"، مقبولیت گسترده ی عمومی را نیز برای نویسنده اش به ارمغان آورد. “گذرگاه"و "شهرهای دشت"،  جلد دوم و سوم این تریلوژی نیز، که به ترتیب در 1994 و 1998 منتشر شدند، ماه ها در فهرست "پرفروش  ها" جای داشتند و محبوبیت مردمی را بر منزلت والای ادبی مک کارتی افزودند. در حال حاضر، مک کارتی و همسر سومش جنیفر وینکلی و پسرشان جان در سانتافه اقامت دارند. او نویسنده ای انزواطلب است و به ندرت به مصاحبه تن می دهد. به گفته ی خودش با هیچ نویسنده ای آشنایی شخصی ندارد و معاشرت با دانشمندان را بیشتر می پسندد.
"تریلوژی مرزی" یک وسترن مدرن است که وقایعش در دهه ی 1940 و اوایل دهه ی 1950 در ناحیه ی جنوب غربی ایالات متحده و مکزیک می گذرد. اما برخلاف قهرمانان رایج رمان های وسترن که، بنا بر سنت این ژانر،  مردانی بالغ هستند، در سه گانه ی مک کارتی نوجوانانی لبریز از نیرو و معصومیت میدان داری می کنند و در جست وجوی آرمان هایی که زمانشان سرآمده و در حال افول اند از مرز می گذرند.
همه ی پرسوناژهای اصلی مک کارتی خیلی خواب می بینند و رؤیاهایشان فراوان اند. این خواب ها و رؤیاها گرچه فرجامی شوم دارند ولی تعالی بخش هم هستند. چرا که پایان ماجرا، هر قدر هم تلخ باشد، قادر نیست فراز و فرودهای سفر را بزداید.
رمان های "همه ی اسب های زیبا" و "گذرگاه"  آثاری کاملاً  مستقل و بی ارتباط با یکدیگرند؛ آنچه به این سه گانه پیوستگی می  بخشد "شهرهای دشت" است که در آن جان گِرَدی کول (پرسوناژ اصلی "همه ی اسب های زیبا") و بیلی پرهام (پرسوناژ اصلی "گذرگاه") در 1952 در نیومکزیک کنار هم قرار می گیرند.
این رمان را از متن انگلیسی اثر، چاپ 1999 انتشارات ALFRED A. KNOPF به فارسی برگردانده  شده است و برای دقت بیشتر و رفع برخی ابهام ها از متن فرانسه ی اثر به ترجمه ی فرانسوا هیرش و پاتریسیا شیفر نیز استفاده شده است.
در بخشی از این کتاب می خوانیم:
" اگه فکرکنی دختره بی پناه می مونه  یا هیشکی نیست هوایش را داشته باشه  یا ممکنه کسی اذیتش بکنه. همچی چیزهایی. حتی اون موقع هم پایت سست نمی شه که همراهش بروی؟ مطمئنی؟
بوید خم شد و با انگشتانش دو تکه چوب نیمه سوخته را به سمت زغال های مشتعل هل داد و انگشت هایش را با پاچه ی شلوارش پاک کرد. نگاهش را از برادرش دزید. گفت، نه. گمون نکنم مطمئن باشم.
صبح برای بدرقه ی دختر دوباره به سمت گذرگاه راندند.
بوید گفت، چقدر پول واسمون مونده؟
تقریباً هیچی.
چرا نمی دهیش به اون؟
منتظر این هم بودم. بعدش از کجا بیاریم بخوریم.
نصفش را بده بهش.
باشه.
دختر نشسته بر اسب بدون زین با چشمان سیاه اشک آلودش بوید را برانداز کرد و سپس از اسب پایین سرید. بیلی تماشایشان می کرد. نگاهش به سمت جنوب آسمان چرخید که پوشیده از ابرهای تیره و بارور بود. خم شد و تف خشکی بر جاده انداخت. گفت، راه بیفت برویم.
بوید به دختر کمک کرد تا بر اسب بنشیند و او از بالا نگاهش را نثارش کرد درحالیکه دست بر دهان داشت و بعد سر اسب را برگرداند و در جاده ی باریکِ خاکی شرق به راه افتاد. "

فهرست مطالب

این کتاب فهرست ندارد.

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها