×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
راسته مسجدی ها

دانلود کتاب راسته مسجدی ها

راسته مسجدی ها
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : راسته مسجدی ها

نویسنده : محمد تقی عزیزیان

ناشر : فاتحان

تعداد صفحات : 124 صفحه

شابک : 978-600-7496-16-9

تاریخ انتشار : 1394

دسته بندی : زندگینامه و خاطرات , جنگ تحمیلی و دفاع مقدس, شهدا

نوع کتاب : PDF

قیمت پشت جلد : 4500 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 3000 تومان


معرفی کتاب

" راسته مسجدی ها "  خاطراتی از زندگی شهید حیدریان سرابی
کتاب موجود به تالیف محمد تقی عزیزیان از انتشارات فاتحان منتشر شده است.
غلامرضا حیدریان سرابی؛ چهارم مرداد ۱۳۴۱ ، در خرم آباد به دنیا آمد، پدرش اسماعیل و مادرش مهرانگیز نام داشت.او تا سوم متوسطه درس خواند و مسؤول روابط عمومی نهضت سوادآموزی بود.
حاصل ازدواج کرد وی دو دختر بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت و سرانجام سیزدهم تیر ۱۳۶۷ در سردشت توسط نیروهای عراقی به شهادت رسید. پیکرش مدت ها در منطقه برجا ماند. وی را پس از تفحص در بهشت رضای زادگاهش به خاک سپردند. برادرش علیرضا نیز شهید شده است.
کتاب به حاضر خاطراتی از این شهید بزرگوار پرداخته است.
در بخشی از کتاب می خوانیم :
"خورشید از لابه لای شاخ و برگ درختان کنار پیاده رو نور طلایی اش را پاشیده بود به کف آسفالت خیابان. یک حجره بعد از نبش محوطه-در گوش هی راست بازار- قهوه خانه ی علی چه بود. درختی تنومند که پیاده رو را پرکرده بود، قهوه خانه ی علی چه را می پوشاند.
لاشه ی گوسفندی از درخت آویزان بود که مثل لاشه های قبلی تا دم غروب چیزی از آن نمی ماند. دود و دَم کباب، حجره های بازار را برداشته بود. تخت چوبی درست زیر سایه ی درخت بود. چندنفری دور یک سینی نشسته بودند و لقمه می گرفتند. پیرمردی نحیف، ولی قبراق، شریک علی چه بود و شاگرد زبلی داشت که معروف بود به شر. بالای سر سیخ های کباب ایستاده بود. چند تا بادبزن می زد. عرق های شقیقه و پیشانی اش را با لنگ دور گردنش پاک می کرد. زیر لب ترانه ای لری زمزمه می کرد و بادبزن را تکان می داد. صدای ترانه از گرام قهوه خانه- گوشه چپ روبه رو- زمزمه های شاگرد علی چه را محو می کرد. دهانه ی شیپوری گرام، رو به محوطه بود. صدای ترانه تا چند کوچه آن طرف تر می رسید."

 

فهرست مطالب

مقدمه

یادداشت نویسنده

شهیدعلیرضا حیدریان سرابی در یک نگاه 

شهیدغلامرضا حیدریان سرابی در یک نگاه

سال های قبل از انقلاب

انقلاب 

گزارشی از فعالیت های مركز مردمی

عکس ها و اسناد

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
جهان

خیلی خوبه.

1398-12-27

برچسب ها