×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
آماده ترور باش

دانلود کتاب آماده ترور باش

آماده ترور باش
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : آماده ترور باش

نویسنده : علی براتی کجوان

ناشر : صاد

تعداد صفحات : 194 صفحه

شابک : 978-622-7459-35-7

تاریخ انتشار : 1399

رده بندی دیویی : 8فا3/62

دسته بندی : رمان های ایرانی, انقلاب اسلامی ایران, داستان های کوتاه, داستان های آموزنده

نوع کتاب : Epub

قیمت پشت جلد : 40000 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 20000 تومان


معرفی کتاب

"آماده ترور باش"
مجموعه داستان
این کتاب به نویسندگی آقای علی براتی کجوان در انتشارات صاد منتشر شده است.
آجر به آجرِ بنای انقلاب را مردمانی از گوشه گوشه‌ی این خطه چیده‌اند. از این‌رو هنوز هزاران قصه ناگفته وجود دارد. روایت‌ها گاهی آینه‌ای می‌شوند برای  بازنمایی آدم‌هایی که در شلوغی تاریخ از یادها رفته‌اند. قهرمان‌هایی که دیوارهای کوچه و بازار و مسجد به خود دیده‌اند و از یاد نبرده‌اند. پسر نوجوانی که بسته حاوی اعلامیه‌ها را در میان نگاه‌های جست‌و‌جوگرانه ماموران ساواک به مقصد می‌رساند.  خواهری نگران که کیفی پر از اعلامیه را جابه‌جا می‌کند.  پسری که به امر مادرش در ساعات حکومت نظامی نوار سخنرانی‌ای را به دست صاحبش می‌رساند.
روایت‌های کتاب «آماده ترور باش» به قلم علی‌براتی‌کجوان روایتگر همین قصه‌های به ظاهر ساده ا‌ست، بیش از 20 خاطره از حوادث انقلاب در این کتاب به نگارش درآمده که با بیانی ملموس و آشنا، ما را به روزهای دور و پرالتهاب مردمانی خالص و نزدیک می‌برد.
در بخشی از کتاب می خوانیم:
" پاسبان چاق را میبینم که بهطرف ما میآید. سوت میزنم. هادی بیرون میزند و بهسمت آخر سالن میدود. من پایم را روی دسته صندلی میگذارم و خودم را به بالای کوپه میکشانم. صدای کشدار درِ واگن شنیده میشود که نزدیک و نزدیکتر میشود. درِ کوپه که باز میشود، مرد با کلاه لبهدارِ مشکیاش به داخل میآید. میچسبم به ته، زیر صندلیها و بالای آن را با دقّت نگاه میکند. زیر لب غرولند میکند و بیرون میزد. منتظر میمانم. چشمم به یک کیف مشکی میافتد که در گوشه بالا افتاده. بهطرف خودم میکشمش و خودم را پایین میاندازم. کیف را برمیدارم. درِ کوپه را که نیمهباز میکنم، سروان آخر سالن است. به درون کوپه میرود. بیرون میزنم و با سرعت بهطرف مقابل میدوم. درِ نیمهباز را هل میدهم و بیرون میپرم. صدای جیغ هادی میآید. برمیگردم. پاسبان گوش هادی را ازروی کلاهش گرفته و با پسگردنی او را از واگن پایین میکشد. قایم میشوم پشت دیوار، سوت بلبلی بلند میزنم. بچهها سر میرسند. پلخمونها را درمیآوریم و از توی جیبمان سنگریزهها را..."

 

فهرست مطالب

ما چهار نفر بودیم
مردانی که سیاه پوشیدهاند
از مرگ میترسید؟
اژدها وارد میشود
امشب شب دیگری است
آمادهٔ ترور باش
آنهاهمهجا هستند
پسرمان مرد شده
تا چند روز دیگر...
تصویر قشنگی است
حالا وقت انتقام است
من زندهام؛ زندهام
ایستگاه انقلاب
روسری قرمز
موج
مأموریت اینها پایینکشیدن من است
نوبت به من میرسد
مگسها
چرا کشتنش؟
نقطهٔ صفر
نقاب کاغذی

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها