×

جستجو

×

دسته بندی ها

×
توجـه
برای استفاده از نسخه ویندوزی به رمز عبور نیاز دارید درصورتیکه رمزعبور ندارید بعدازنصب، بر روی لینک " رمز عبور را فراموش کرده ام" کلیک کنید.
دانلود نسخه ویندوز
×
توجـه
برای استفاده از نسخه آی او اس به رمز عبور نیاز دارید درصورتیکه رمزعبور ندارید بعدازنصب، بر روی لینک " رمز عبور را به خاطر نمی آورید؟" کلیک کنید.
دانلود از اپ استور

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای مطالعه نمونه کتاب، ابتدا اپلیکیشن کتابچین را نصب نمایید.
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
عباس دست طلا

دانلود کتاب عباس دست طلا

عباس دست طلا
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : عباس دست طلا

نویسنده : محبوبه معراجی پور

ناشر : فاتحان

تعداد صفحات : 240 صفحه

شابک : 978-600-6033-53-2

تاریخ انتشار : 1391

رده بندی دیویی : 955/80430922

دسته بندی : جنگ تحمیلی و دفاع مقدس, انقلاب اسلامی ایران, داستان های کوتاه

نوع کتاب : PDF

قیمت نسخه الکترونیک : 11000 تومان


معرفی کتاب

"عباس دست طلا" / داستانی از زندگی حاج عباس علی باقری
کتاب حاضر اثری از محبوبه معراجی پور می باشد که توسط انتشارات فاتحان منتشر شده است.
زندگی عباسعلی باقری، آنچنان که پدرش، مرحوم حسن باقری، آرزو کرده، از کودکی با کار، تلاش و زحمت قرین می شود؛ او در زمان جنگ، مغازه صدمتری اش را توی تعمیرگاه روشن یا گاراژ غفوری شماره یک، با تعدادی کارگر رها کرده، به جبهه می رود و شبانه روز کار می کند. در سرتاسر زندگی او همه جا سخن از کار، تلاش و امید به خداست. در تمام اوقات شبانه روز، این کار است که بعد از توکل به خدا، در زندگی او حرف اول را می زند؛ چرا که او کار را راحت روح و روانش می داند. هر کس با او همراه می شود، می داند که باید از سپیده دم تا شامگاه، پا به پایش کار کند. می‌گوید: آن قدر کار زیاد بود که من هرگز وقت نداشتم به شهادت فکر کنم! از خدا خواستم همین طور که با گروهم سالم می‌روم، سالم هم برگردم تا پس از دیدن همسر و فرزندانم، انرژی بگیرم و باز هم به جبهه بیایم و کار کنم. در زمان نگارش این متن، مدتی است که بر اثر عمل زانوانش، به دستور پزشک بر روی تخت آرمیده و در انتظار پایان سه ماه استراحت مطلق تا باز هم بسازد و آباد کند.
در بخشی از این کتاب می خوانیم :
"وقتی می بیند حریفم نیست، سکوت می کند و سرش را پایین می اندازد و با کتاب و دفتر و دستکش مشغول می شود. با خودم می گویم، ببین تو را به خدا چه کسانی درس می خوانند؟! اینکه سر تا پا وطن فروش است. گشت و گذارمان که تمام می شود، شب هم از راه می رسد؛ بدون اینکه چشم به راهش باشیم. بلیط می گیریم و به طرف تهران راه م یافتیم. یا علی از تو مدد."
 

فهرست مطالب

این کتاب فهرست ندارد.

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مانند یک کارشناس نظر دهید. به نظرات کوتاه مثل خوب عالی و...چین تعلق نمی گیرد

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
سیدعلیرضا

یک داستان جالب از خانم معراج پور ، بخوانید و با سبک قلم این بانو آشنا شوید

1400-10-08

برچسب ها