×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
شرح آسمان

دانلود کتاب شرح آسمان

شرح آسمان
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : شرح آسمان

نویسنده : محمد خسروی راد

ناشر : ستاره ها

تعداد صفحات : 400 صفحه

شابک : 978-600-254-064-5

تاریخ انتشار : 1397

رده بندی دیویی : 955/0843092

دسته بندی : زندگینامه و خاطرات , شهدا

نوع کتاب : Epub

قیمت پشت جلد : 27000 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 7700 تومان


معرفی کتاب

"شرح آسمان" / زندگی و خاطرات خلبان شهید ابراهیم فخرایی
کتاب حاضر اثری از محمد خسروی راه می باشد که توسط انتشارات ستاره ها منتشر شده است.
ابراهیم (حجّت) فخرایی، یکی از شهدای شاخص دفاع مقدس است. تنها و تنها همین یک حرکتش در دوران آموزشی خلبانی، می‌تواند برای یک نویسنده آن‌قدر جذابیت و کشش داشته باشد که وادار شود به هزارتوی ابعاد مختلف و ویژه‌گی‌های شخصیتی او قدم بگذارد تا هم او را بهتر بشناسد و هم تلاش کند تا دیگران با چنین شخصیتی آشنا و به او نزدیک شوند. موارد بعدی که اصل ماجراهایش را در این کتاب خواهید خواند، این «پذیرش» را به «اشتیاق» تبدیل کرد. اشتیاقی که به‌جان مولف  افتاد و هیچ‌چیز، از گرفتاری‌های روزمره زندگی در این روزها بگیر تا نامهربانی‌های ریزودرشت خیلی‌ها، نتوانست شعله آن را بکاهد تا چه رسد به اینکه آن را فروبنشاند. موضوعاتی مثل حکایت‌های بی‌نظیر جوانمردی‌های ابراهیم، صمیمیت‌ها و حالات معنوی‌اش، دفاع جانانه‌اش از مظلوم و ناتوان، ایستادگی در مقابل زیاده‌خواهی، حمایت از ناموس دیگران، جسارت و شجاعت در لحظات عمل و سخت‌کوشی به هنگام فراگیری، مهارت و تخصص‌های ویژه‌اش در پرواز در ارتفاع کم و حمله به دشمن از نزدیک‌ترین جای به‌ظاهر ناممکن و ازجان‌گذشتگی‌های مثال‌زدنی‌اش، همه‌و‌همه نکاتی است که در حد بضاعت، نمونه‌هایی از آن را در این کتاب خواهید دید.
در بخشی از این کتاب می خوانیم:
" ابتدای جنگ، بچه‌ها یا تازه ازدواج کرده بودند یا هنوز مجرد بودند. جبهه و جنگ آن‌قدر همه را به خودش مشغول کرده بود که انگار اکثر بچه‌ها با جنگ ازدواج ‌کرده بودند. دیگر مجرد و متأهل نداشت؛ ساعت‌ها و ثانیه‌های زندگی فقط در جبهه می‌گذشت.
یادم هست مادر یکی از خلبان‌های خوش‌اخلاق و فداکار به‌نام شهید رادفر با او تماس گرفته بود و گفته بود: پسرم دیگر بیست‌ودو ساله شدی و وقتشه ازدواج کنی. مرخصی بگیر و بیا تا برایت آستین بالا بزنیم.
بچه‌ها در جبهه آن‌قدر درگیر جنگ و مسائل آن بودند که واقعاً نمی‌توانستند به چیزهای دیگر فکر کنند. زندگی، خانواده، تحصیل، تفریح، همه‌و‌همه تبدیل شده بود به مبارزه با دشمن. فکر و ذکر همه، بیرون راندن نیروهای عراقی بود، نه چیز دیگر.
شهید رادفر که کمی هم شوخ‌طبع بود، به مادرش گفته بود: حق با شماست مادرم. می‌دونم، من باید ازدواج کنم. برای همین هم این کار رو کرده‌ام!
مادرش گفته بود: جدی می‌گی؟! ازدواج کردی؟ با کی؟!
شهید رادفر جواب داده بود: بله مادرم. من با کبری ازدواج کردم!
مادرش هم باورش شده بود. پریشان و مضطرب به پسرش گفته بود: خدا مرگم بده. بدون اجازه من؟! بدون مشورت با خانواده؟! آخر تو چه می‌دانستی که این دختر اصل و نصبش چیه و ... .
خلاصه شرایط طوری شده بود که شهید رادفر اصلاً نتوانسته بود برای مادرش توضیح بدهد که ماجرا چیست و کلی دلخوری پیش‌آمده بود. شهید رادفر بعد از این ماجرا برای رتق و فتق موضوع مجبور شده بود، عکس هلیکوپتر کبری را برای مادرش بفرستد و توی نامه‌اش نوشته بود: کبری ایشان هستند. من با این ازدواج کردم!
بچه‌های ما این‌طوری می‌جنگیدند. به‌هیچ‌چیز غیر از نابودی دشمن فکر نمی‌کردند."
 

فهرست مطالب

این کتاب فهرست ندارد.

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها