×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتابهای شاه نعمت الله ولی

کتابهای الکترونیک، زندگی نامه و آلبوم تصاویر شاه نعمت الله ولی

شاه نعمت الله ولی

نام اصلی : سید نورالدین نعمت الله بن محمد بن کمال الدین یحیی کوه بنانی کرمانی

زادگاه : حلب

ملیت : ایرانی

تاریخ تولد : سال 731 هجری قمری

محل زندگی : کرمان

بیشتر...

شهرت: شاه نعمت الله

تاریخ وفات: سال 832 هجری قمری

محل دفن: شهر ماهان

آثار

زندگینامه

چکیده

سید نورالدین نعمت الله بن محمد بن کمال الدین یحیی کوه بنانی کرمانی، ملقب به شاه نعمت الله ولی «shah nimatullah wali»، عارف بزرگ ایرانی از سلسله ی نعمت اللهی بود.

تاریخ تولد او منسوب به سال 730_731 هجری قمری است. به گونه ای که نوه ی او (امیر خلیل الله) تولد جد خود را منسوب به چهارشنبه، چهاردهم ربیع الاول 731 دانسته اما بر اساس منابع معتبر دیگر تولد او منسوب به پنجشنبه 22 رجب سال 731 هجری می باشد.

بر سر شهر تولد او نیز اختلافاتی وجود دارد. برخی از مورخین او را زاده شهر حلب و برخی دیگر او را متولد روستای کوهبنان در کرمان می دانند.

پدر او سوری و مادر او ایرانی است.

از آثار این صوفی میتوان به دیوان اشعار او 15124 بیت است اشاره کرد که مشتمل بر قصاید، غزلیات، مثنویات، دوبیتی ها و رباعیات است

از دیگر آثار او نیزمی توان خوابنامه، رساله منشآت، رساله برزخیه، رساله مکاشفات و رساله مهدیه را نام برد

او سرانجام در سال 832 و به روایتی 834 در ماهان کرمان در گذشت و در آرامگاهی در همان جا به خاک سپرده شد.

شاه نعمت الله ولی

شرح کاملی بر زندگی شاه نعمت الله ولی

پدر شاه نعمت الله ولی میر عبدالله از بزرگان عرب بود.

نسبت او با نوزده نسل از طریق امام جعفر صادق به حضرت محمد می رسد.

وی در تصوف ره جدیدی را ایجاد و در پی گرفت و در تصوف بسیار مشهور و پرآوازه بود.

 

از کودکی صوفی!

شاه نعمت الله ولی پنج سال بیشتر نداشت که به همراه پدرش به مجالس صوفیه می رفت؛ شهر حلب در آن دوران مرکز مکتب وجودی ابن عربی بود. شاه نعمت الله تصمیم گرفت از این موقعیت نهایت استفاده را ببرد و در خدمت وی به یاد گرفتن عرفان و علوم دینی بپردازد. چندی بعد برای تکمیل آموخته های دینی و فراگیری بیشتر راهی شیراز شد. شیراز در آن روزگار از مراکز اصلی دروس فقه و مذاهب سنی بود. شاه نعمت الله در شیراز برای یافتن مرشد و راه مورد نظرش، نزد مرشدان بسیاری رفت و به خدمت شیوخ زیادی مشغول شد.

علوم مقدماتی را از شیخ رکن الدین شیرازی، علم بلاغت را از شمس الدین مکی، حکمت را از سید جلال الدین خوارزمی و اصول و فقه را از قاضی عضدالدین ایجی فرا گرفت.

اما یادگیری این علوم روح صوفی او را اغنا نکرد و به همین دلیل سال های زیادی را به ریاضت و تصفیه و تزکیه نفسش مشغول شد. به دنبال یافتن چیزی که روحش را اغنا کند به سفر های زیادی رفت. سرانجام در مکه با شیخ عفیف الدین یافعی دیدار کرد. شیخ یافعی از عرفای بزرگ و مشهور آن روزگار سرزمین حجاز بود و به سلسله های طریقت شاذلیه و قادریه متصل می شد. شاه نعمت الله 24 ساله که گویی صوفی مورد نظرش را پیدا کرده بود، هفت سال از زندگی اش را با شیخ یافعی گذراند.

 

روی آوردن شاه نعمت الله ولی به فرهنگ ایرانی

شاه نعمت الله ولی پس از سپری کردن هفت سال با شیخ یافعی، راهی مصر شد. ورود او به مصر باعث روی آوردنش به جهان فرهنگ ایران شد. با نوه دختری میر حسینی هروی ازدواج کرد و در راه بازگشت به ایران راهی کوهبنان کرمان شد و زمان بسیار طولانی را در آنجا در مکانی به نام تخت امیر به ریاضت نفس مشغول شد. در این مدت افراد بسیار زیادی نزد او به آموختن علوم دینی و معارف صوفیه پرداختند و از محضر وی استفاده بردند.

 

مرگ این عارف و صوفی پرآوازه

شاه نعمت الله ولی در سال 832_834 در ماهان کرمان چشم از جهان فرو بست و شمس الدین ابراهیم بمی که عارف نامداری بود بر پیکرش نماز خواند. پیکر وی در آرامگاهی در همان شهر به خاک سپرده شد.

 

دو نصیحت از این عارف نامی

شاه نعمت الله ولی در زمان حیاتش بر دو نکته تاکید بسیاری داشت؛ حضور در اجتماع و اهتمام به کار کردن.

وی به مریدانش همواره تاکید می کرد که برای تزکیه نفس و تصفیه دل در خدمت مردم باشند و در این کار به هیچ وجه کوتاهی نکنند. او بر این باور بود که صوفیان نیاید گوشه گیری کنند؛ در خدمت خلق و حاضر در اجتماع باشند اما در عین حال به دنیا و مادیات آن دل نبندند و برای سفر آخرت آماده باشند.

وی همچنین بر کار کردن تاکید داشت و علاقه مند بود به زراعت. شاه نعمت الله برخلاف دیگر سران مذهبی در دیگر فرهنگ ها، به مشغول شدن به کار و دوری از تنبلی اهتمام می ورزید و تشویق کردن شاگردانش به کار کردن بخشی از برنامه های او پرورش معنوی آنان بود.

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد بن کمال‌الدین یحیی کوه بنانی کرمانی

 

از دیگر اقدامات

شاه نعمت الله بسیار علاقه مند به خلقت به خلق بود و به منافع تمام مردم می اندیشید. او در برخی از مناطق ایران مانند ماهان، کرمان، ابرقو و تفت یزد به ساخت و ساز ساختمان، باغ و حفر قنات پرداخت. عمارت شاه ولی از اقدامات عمرانی باقی مانده از شاه نعمت الله ولی در تفت یزد است.

 

چند نمونه از اشعار شاه نعمت الله ولی

ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم

صد درد دل به گوشه چشمی دوا کنیم

در حبس صورتیم و چنین شاد و خرمیم

بنگر که در سراچه معنی چه ها کنیم

رندان لاابالی و مستان سرخوشیم

هشیار را به مجلس خود کی رها کنیم

موج محیط و گوهر دریای عزتیم

ما میل دل به آب و گل آخر چرا کنیم

در دیده روی ساقی و بر دست جام می

باری بگو که گوش به عالم چرا کنیم

از خود برآ و در صف اصحاب ما خرام

تا سیدانه روی دلت با خدا کنیم

***

ذوق اگر داری در این دریا درآ

عاشقانه خوش بیا با ما برآ

 

گر بیابی گوشه میخانه ای

کی کنی رغبت به ملک دو سرا

جمله درها به تو بگشوده اند

تو ز هر بابی که می خواهی درآ

جنت و حوری از آن زاهدان

جام درد درد عشق او مرا

همچو سید در خرابات مغان

عاشقانه خوش سرودی می سرا

نعمت الله ولی

***

اگر نه درد او بودی دوای دل که فرمودی

و گر نه عشق او بودی طبیب ما که می بودی

خیالش نقش می بندم به هر حالی که پیش آید

نیابم خالی از جودش وجود هیچ موجودی

بیا و نوش کن جامی ز درد درد عشق او

که غیر از درد درد او ندیدم هیچ بهبودی

خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست

مده تو پند مستان را ندارد پند تو سودی

اگر نه جام می بودی که از ساقی خبر دادی

و گر نه آینه بودی به ما او را که بنمودی

بنه بر آتش عشقم که تا بوی خوشی یابی

بسوزانم کزین خوش تر نیایی در جهان عودی

طلسم گنج سلطانی معماییست پر معنی

اگر نه سیدم بودی معما را که بگشودی

***

در شهادت شاهدی از غیب بی عیب آمده

این چنین شادی خوش بی عیب از غیب آمده

در گلستان غنچه گل در هوای روی او

پیرهن بدریده و بی دامن و جیب آمده

آن معانی بدیع او بدیع دیگر است

زان که بر وی این کلام الله بی ریب آمده

نو عروس فکر بکرم شاهدی بس دلکش است

در مشاهد شاهدی می خواهد از غیب آمده

در جوانی نعمت الله با سواد و معرفت

این زمان باز آمده پروانه با شیب آمده

***

ای منور دیده مردم به نور روی تو

عالمی آشفته چون باد صبا از بوی تو

عقل می خواهد که گردد گرد کوی تو ولی

گرد اگر گردد نگردد هیچ گرد کوی تو

هرچه می بینم بود در چشم من آیینه ای

می نماید در نظر نقش خیال روی تو

گر به کعبه می روم یا می روم در میکده

واقفی بر حال من باشم به جستجوی تو

ما در این دریا به هر سویی که کشتی می رود

می رویم و رفتن ما نیست الا سوی تو

قیمت یک موی تو دنیی و عقبی کی دهد

کی ستانم کی دهد یک تارئی از موی تو

زاهد مخمور باشد روز و شب در گفتگو

سید سرمست ما دائم به گفتگوی تو

***

گفتم به خواب بینم گفتا خیال باشد

گفتم رسم به وصلت گفتا محال باشد

گفتم که در خرابات خواهم که بار یابم

گفتا اگر درآئی آن جا مجال باشد

سرچشمه حیاتست، ما خضر وقت خویشیم

در جام ما همیشه آب زلال باشد

شادی روی ساقی، ما می مدام می نوشیم

بر غیر اگر حرام است بر ما حلال باشد

گر عاقلی بگوید عقل تو گشت ناقص

نقصان عاقل آن است ما را کمال باشد

از آفتاب حسنش شد عالمی منور

ما روشنیم از وی او بی زوال باشد

نقش خیال بگذار نقاش را طلب کن

جز عین نعمت الله نقش خیال باشد

 

مقبره شاه نعمت الله ولی

ویکی پدیای شاه نعمت الله ولی

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%86%D8%B9%D9%85%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%88%D9%84%DB%8C

 

آثار شاه نعمت الله ولی

  • دیوان اشعار
  • نصیحت الملوک
  • نکات صغیر
  • شرح گلشن راز
  • معرفت نفس
  • مهدیه
  • برزخیه
  • امانت
  • شرح فاتحه
  • شرح اخلاص
  • منهاج المسلمین
  • هدایت
  • مکاشفه
  • فیوضات

 


آثار شاه نعمت الله ولی که در کتابچین موجود است

  1. کتاب مفردات شاه نعمت الله ولی
  2. کتاب مجموعه آثار شاه نعمت الله ولی
  3. کتاب مثنویات شاه نعمت الله ولی
  4. کتاب متفرقات شاه نعمت الله ولی
  5. کتاب قطعات شاه نعمت الله ولی
  6. کتاب قصاید شاه نعمت الله ولی
  7. کتاب غزلیات شاه نعمت الله ولی
  8. کتاب دو بیتی شاه نعمت الله ولی
  9. کتاب ترجیعات شاه نعمت الله ولی
  10. کتاب رباعیات شاه نعمت الله ولی

لینک کوتاه

http://ketabch.in/a/3527