×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتابهای حسن نجفی

کتابهای الکترونیک، زندگی نامه و آلبوم تصاویر حسن نجفی

حسن نجفی

زادگاه : تبریز

ملیت : ایرانی

تاریخ تولد : 25 شهریور 1345

پیشه : نویسنده، نمایش نامه نویس، فیلم نامه نویس، عکاس، شاعر و کارگردان

بیشتر...

آثار

زندگینامه

چکیده

حسن نجفی نویسنده، نمایش نامه نویس، فیلم نامه نویس، عکاس، شاعر و کارگردان کشور است. او در تاریخ 25 شهریور 1345 در شهر تبریز دیده به جهان گشود. او فعالیت هنری را با داستان نویسی شروع کرد و بعد از آن تجربه حضور در تئاتر را در سال 57 بدست آورد. اولین کارگردانی نیمه حرفه ای تئاتر نجفی، نمایشی به نام نیستان بود که در سال 62 به روی صحنه رفت. از این نویسنده کتاب های ارزشمندی چون زیر خاکی های شلمچه، سینما به زبان ساده و شاه اسماعیل منتشر شده است. ایشان نویسنده و کارگردان اسب ها همچنان می تازند، آسمان مال من است، رازهای دره درینا، سهم گمشده، ترمینال و ... می باشد. تقریبا تمام آثار نجفی ژانر مذهبی و دفاع مقدس دارند.

 

شرح حال کاملی بر زندگی نویسنده حسن نجفی

 

شروع کار تئاتر

حسن نجفی (Hassan Najafi) کار هنری خود را در سال 57 با داستان نویسی و بعد تئاتر شروع کرد. او اولین نمایش خود را با نام نیستان به روی صحنه برد. این نمایش در سال 62 و در تالار شهید مدنی تبریز اجرا شد. بعد از آن نمایش یک کبوتر دو پرواز در سال 68 در تالارهای شهید مدنی تبریز و تالاری در تهران به روی صحنه رفت. کارهای ایشان بیشتر در زمینه مذهبی و دینی تولید می شوند. در همان سال نمایش های بچه ها در جنگ و حدیث قبیله آفتاب به ترتیب در دانشگاه تبریز و سالن حوزه هنری به اجرا در آمدند. سال 69 تئاتر زوزه و هنگ آفتاب، سال 71 روایت از یک داستان ناتمام به نمایش درآمد. نمایش روایت از یک داستان ناتمام، اولین اجرای خیابانی بعداز انقلاب بوده است.

 

کارهای تلویزیونی نجفی

آقای نجفی کار در تلویزیون را از سال 73 شروع کرد و کارگردانی/ نویسندگی مجموعه هایی مانند سرزنش، میقات، بمان با من بخوان، آبی آفتابی و ...را انجام داده است.

حسن نجفی (Hassan Najafi)

 

سینما

حسن نجفی در سینما نیز فعالیت زیادی داشته است. او به عنوان کارگردان، نویسنده و تهیه کننده فیلم هایی از جمله فیلم سینمایی شرفناز و آسمان مال من است مشغول بوده است.

آقای نجفی سال 92 تلاش و فعالیت زیادی در سینما و تلویزیون داشت. او در آن سال آثار مهمی چون فیلم عشق و جنون را از خود ارائه داد. این فیلم یکی از مهمترین آثار ایشان بوده و روایتگر داستان مردی است که برای انتقام و قتل شخصی به شهر تهران سفر می کند. در این میان با دونفر جوان امروزی که زندگی پاکی دارند، آشنا می شود اما توطئه برای قتل و انتقام کام آن ها را نیز تلخ می کند. در این فیلم بازیگران معروفی چون پوریا پورسرخ، سعید راد، بهاره افشاری و الهام چرخنده بازی کرده اند.

از آثار دیگر حسن نجفی، فیلم سینمایی شرفناز می باشد. این اثر در سال 93 به کارگردانی، تهیه کنندگی و نویسندگی ایشان تولید شد. این فیلم برگرفته از یک داستان واقعی بوده و در بخش سودای سیمرغ 33امین جشنواره فیلم فجر حضور داشته است. نقش اصلی فیلم را خانم حمیرا ریاضی بازی کرده که در نقش یک زن بلوچ پاکستانی به نام شرفناز است. شعار اصلی این فیلم "من هم حق زندگی دارم" می باشد. داستان فیلم حول ترس و هراس شرفناز از اینکه به سرنوشت احمد دچار شود، می باشد. او سال هاست که به فرار از این منطقه جهنم فکر می کند. سرانجام روزی این آرزویش را عملی کرده و دست الیاس را می گیرد و از آن شهر فرار می کند. فرار شرفناز به گوش جمعه می رسد و مابقی ماجرا. علی اوسیوند، ایوب افشار، خلیل خانی، سعید گل بچه، یاسمن اوسیوند و ضرغام استادی اصل از دیگر بازیگران این فیلم سینمایی می باشند. حمیرا ریاضی به همراه همسر و دخترش یاسمن در این فیلم بازی می کند. شرفناز نیز مانند دیگر کارهای نجفی از بازیگران جدید و بومی بهره گرفته است. شرفناز در فضای بیابانی و کویری در روستاهای مرزی پاکستان فیلم برداری شده است. حسن نجفی در رابطه با این فیلم اینطور اذعان داشته است: گیشه فیلم برایم مهم نیست، شرفناز را برای دل خودم و با بودجه شخصی ساخته ام.

 

جلوه های ویژه و صداگذاری

آقای نجفی علاوه بر تهیه کنندگی، کارگردانی و نویسندگی، در سمت های دیگری چون مسئول جلوه بصری و صداگذاری فعال بوده اند. از آثار مهم ایشان در این زمینه می توان به جلوه های بصری فیلم تگزاس و سریال نمایش خانگی گلشیفته اشاره کرد.

حسن نجفی

 

زیرخاکی های شلمچه - مجموعه خاطرات روزهای نبرد

این کتاب مجموعه ای از داستان های کوتاه است که به خاطرات دفاع مقدس می پردازد. کتاب شامل 40 داستان مجزا است. در بخشی از کتاب آمده است:

"همانطور که به سمت معرکه نبرد می رفتم، تصویر مصطفی پیشقدم و خاطراتش مرتب در ذهنم مرور می شد. راهی کردنش عین استقبالش زیبا بود. وقتی اومدم گردان صدام کرد چادر. خوش آمد گویی کرد و بعد مرا گرم تحویل گرفت. بدون اینکه منتظر نظر من باشد گفت فوتبال منتظرم. یهو دیدم تو تیم گردان، داخل زمین خاکی فوتبال بازی می کنم. خودش هم فوتبال بازی می کرد. وقتی بعد یک دوره کار تبلیغی اومدم گردان عملیاتی، نذاشت احساس غربت کنم"

یک"نمی دانم من گفتم یا ناصر؟! اما مهم نبود. مهم این بود که نمی توانستیم آرام باشیم. هرکدام علاوه بر کوله های خودمون که پر موشک کرده بودیم یکی دو تا گونی هم پر موشک آرپی جی کردیم و کشان کشان به سمت هلالی پیش بردیم. فکر می کردیم مشکل با زدن چند تانک حل می شود. شاید هم حل می شد کسی چه می داند!!

اما هر چه بود این رفتن آراممان می کرد. گونی ها را روی زمین می کشیدیم... از روی پل گذشتیم و به نزدیکی خاک ریزها رسیدیم... پشت خاک ریزها در جبهه خودی یکی از گردان های لشکر سیدالشهدا را دیدیم (به گمانم) زمین گیر بودند. یک خط پدافندی تشکیل داده بودند و مشغول استراحت. ما که در شرایط بد روحی بودیم بهمان برخورد. می خواستم نعره بکشم که یعنی چه؟ ما قیچی شده ایم اونوقت شما اینجا لنگر انداخته اید؟!

تو همین حس و حال بودیم که نگاهم به دو جسد شهید افتاد. نحوه و فرم شهادتشان طوری بود که نتوانستم بی تفاوت باشم. کنار یک آب گرفتگی سنگری بود که دو شهید در دو طرف آن افتاده بودند. نیم تنه شان بیرون و نیم تنه شان داخل سنگر بود. استخوان های بدنشان تیز زده بود بیرون. مبهوت این فرم شهادت بودم. رفتم نشستم و با درد نگاه کردم. ناصر را صدا زدم. داشت از خاکریز، هلالی را دید می زد. آمد جلوتر. به نزدیک سنگر رسید. من نپرسیده او جوابم را داد.

:  احتمالاً موج انفجار آب این جور کرده.
:
 الله اکبر."

 

فیلم نوشت شاه اسماعیل

در این کتاب سعی شده تا حقایق تاریخی از دل خاک بیرون کشیده و به سمت داستان سرایی حرکت شود. این کتاب نگاه حسن نجفی به نگاشته های تاریخی است. در بخشی از کتاب آمده است:

آرش با اسب از پشت تپه ای رمل بالا و بالاتر می آید. طوفانی عجیب در گرفته است. رمل ها در حرکت. راه ها گم شده است. چشم های آرش و اسب جایی را نمی بیند. آرش شالی را بر صورت خود می بندد. آرش به ناچار از اسب پیاده شده و در حالی که افسار اسب را در دست دارد کور مال به دنبال راه می گردد. او با اسب خود حرف می زند.

آرش: وقتی انسان هدفی بزرگ دارد همه سپاه شیاطین جمع  می شوند تا آدمی را نا امید کنند ... نگذارند انسان به هدفی که دارد برسد.

در همین حرف زدن است که به یکباره زیر پای آرش خالی می شود. حفره ای که شبیه یک دره است در زیر پای آرش باز می شود. آرش می خواهد سقوط کند اما در آخرین لحظه ها به کناره های این حفره چنگ زده و می آویزد. حالا آنکه باعث نجات آرش است ایستادگی اسب است و افساری که در دست آرش است. اسب شیهه می کشد. آرش افسار را محکم گرفته است. اسب رو به حفره دارد. پاهایش کشیده تر و سُم هایش را محکم در زمین فرو کرده است تا به داخل حفره کشیده نشود. هر دو چهره وحشت زده اند. آرش یک لحظه نگاهی به داخل حفره می اندازد. انتهایی ندارد. صدای خنده عجیبی از اعماق آن حفره می آید. انگار جن ها می خندند. آرش عرق کرده است. مرتب شن ها به پایین حفره می ریزند...

 

جملاتی از حسن نجفی

مدیران فرهنگی ما از فیلم های مذهبی هیچ حمایتی نمی کنند. همین الان یک فیلمنامه آماده کار دارم با محوریت ادای دین به مقام حضرت فاطمه (س)؛ بارها و بارها برای دریافت کمک جهت ساخت این فیلمنامه به ارگانهای مختلف رفته ام اما هیچ کس حمایتی از من نکرده است.

یکی از دلایل حضور اندک دفاع مقدس در جشنواره ها و به طور کلی سینما، ساخته شدن این گونه آثار در طیفی خاص است. اگر دفاع مقدس و فیلم را برای همه مردم بدانیم این گونه نمی شود. انحصار سینمای دفاع مقدس در دست عده ای خاص، مخاطب را خسته می کند.

 

Hassan Najafi

ویکی پدیای حسن نجفی

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D9%86%D8%AC%D9%81%DB%8C

 

آثار و کتاب های حسن نجفی

کتاب

  • زیر خاکی های شلمچه
  • سینما به زبان ساده - ایده
  • شاه اسماعیل
  • ترجمه نجاة العباد فی الیوم المعاد

نویسنده و کارگردان فیلم

  • مجموعه تلویزیونی عائله لر
  • رازهای دره درینا 
  • شرفناز
  • اسب ها همچنان می تازند
  • جمال
  • آسمان مال ماست 
  • پابرهنه تا هرات
  • المپیک در اردوگاه
  • آسمان هشتم
  • ترمینال
  • سهم گمشده
  • نامه
  • دلتنگی

 

نویسنده و کارگردان تئاتر

  • یک کبوتر دو پرواز
  • بچه ها در جنگ
  • حدیث قبیله آفتاب
  • زوزه
  • هنگ آفتاب
  • زخمه بر زخم
  • آبی سرخ
  • ردپای پرواز
  • سرود صبحگاه و..

 


آثار حسن نجفی که در کتابچین موجود است

  1. کتاب شاه اسماعیل - جلد اول
  2. کتاب ایده
  3. کتاب زیر خاکی های شلمچه

لینک کوتاه

http://ketabch.in/a/4333