استیو جابز

استیو جابز


نام اصلی:استیو پاول جابز (Steven Paul Jobs)
زادگاه:سانفرانسیسکو ، کالیفرنیا ، ایالات متحده
تاریخ تولد:24 فوریه 1955
تاریخ وفات:5 اکتبر 2011
محل زندگی:سان‌فرانسیسکو، کالیفرنیا
ملیت:آمریکا
پیشه:مدیرعامل و رئیس هیئت مدیرهٔ شرکت اپل، مدیرعامل شرکت پیکسار، مؤسس و مدیرعامل شرکت نکست، نویسنده
تعداد فرزندان:4
علت فوت:سرطان لوزالمعده

آلبوم تصاویر

کتاب های استیو جابز

زندگی نامه استیو جابز

چکیده

استیو جابز (steven paul jobs) در ۲۴ فوریه ۱۹۵۵ در سان فرانسیسکو به دنیا آمد. او یکی از بزرگترین و مشهورترین کارآفرینان و مخترعان دنیا است. همچنین بنیانگذار و مدیر ارشد شرکت مطرح اپل و از چهره های معروف در جهان کامپیوتر و موبایل است. استیوجابز در سال ۱۹۷۶ در سن ۲۱ سالگی با همکاری یکی از دوستانش شرکت اپل را تاسیس کردند. اولین رایانه شخصی که شرکت اپل به بازار عرضه کرد، اپل I نام داشت؛ این محصول یک سال بعد وارد بازار شد؛ در سال ۱۹۸۵ استیوجابز به دلیل اختلافات مدیریتی از شرکت اپل بیرون آمد و شرکت جدیدی به نام نکست را بنا نهاد. پس از مدتی جابز دوباره به اپل بازگشت.

جابز همچنین در سال 1986 گروهی گرافیکی از شرکت لوکاس فیلم را خرید و بعدها شرکت پیکسار را با این گروه راه اندازی کرد. در سال 2006 شرکت دیزنی پیکسار را خرید و استیو جابز رسما سهام دار شرکت دیزنی شد.

همسر او لورن پاول جابز است و جابز علاوه بر شرکت اپل، چهار فرزند از خود به جا گذاشته است. او در اکتبر سال ۲۰۰۳ متوجه شد که به سرطان لوزالمعده مبتلا شده است و در نهایت در پس از تحمل سال ها بیماری، 5 اکتبر 2011 در سن 56 سالگی درگذشت.

استیو جابز (steven paul jobs)

شرح حال کامل زندگانی استیو جابز

تولد تا کالج

استیو جایز، بنیان گذار اپل در ۲۴ فوریه ۱۹۵۵ در سان فرانسیسکو آمریکا دیده به جهان گشود. پدر او مردی سوری و مسلمان به نام عبدالفتاح جان جندلی و مادرش جوئن کارول شیبل زنی آلمانی- سوئیسی بود. پدر استیو استاد علوم سیاسی بود. آن ها زمانی که متوجه بارداری جوئن شدند، هنوز با هم ازدواج نکرده بودند و به دلیل محافظه کار بودن خانواده ی جوئن، تصمیم گرفتند استیو را به یک خانواده بسپارند. پل و کلارا جابز، استیو را به فرزندی قبول کردند. استیو تا سن 27 سالگی اطلاعی از خانواده ی واقعی خود نداشت و خواهرش را برای اولین بار در این سن ملاقات کرد؛ اما همواره از پل و کلارا با عنوان پدر و مادر واقعی خود یاد می کرد:

"1000 درصد آن ها پدر و مادر من بودند."

پل زمانی که استیو سن کمی داشت؛ به او کار بر روی وسایل الکترونیکی را در گاراژ یاد داد. همان زمان بود که یاد گرفت چگونه قطعات وسایل الکتریکی را از هم جدا کند و یا به هم وصل کند. همین امر باعث شد که استیو راهش را در زندگی پیدا کند. کلارا که یک حسابدار بود به استیو قبل از رفتن به مدرسه خواندن و نوشت یاد داد. استیو جابز با اینکه بسیار باهوش و توانمند بود اما از مدرسه تنفر داشت و کلاس ها و کتاب های درسی او را خسته می کرد. او بارها به دلیل رفتارهای خلاف قانون از مدرسه اخراج شد. معلم چهارم دبستان او مجبور شد که با رشوه او را ترغیب به درس خواند کند. روش معلم موفقیت آمیز بود و او در درس هایش پیشرفت کرد. به طوری که کلاس پنجم را جهشی خواند. وقتی استیو کلاس ششم بود، پدر و مادرش با فقر دست و پنجه نرم می کردند؛ اما تمام تمام تلاش خود را کردند تا او درسش را ادامه دهد. بعد از اتمام دبیرستان او وارد کالج رید در پورتلند شد. او در این دوران هدفی نداشت و سرگردان و آشفته بود؛ بنابراین کالج را بعد 6 ماه رها کرد و در کلاس خوشنویسی ثبت نام کرد.

 

شروع کار حرفه ای استیوجابز

در سال ۱۹۷۴ استیو در شرکت آتاری به عنوان طراح بازی های ویدیویی فعالیت می کرد. بعد از چند ماه فعالیت مستمر، این کار را نیز رها کرد. ملاقات او با استیو وزیانک در کلوپ رایانه در سال 1975 سرآغازی برای تاسیس شرکت اپل شد. آن ها به عنوان دو دوست و شریک سعی کردند تا تکنولوژی را برای تمام مردم به صورت قابل دسترس و ارزان درآورند. وزنیاک و جابز کامپیوتری های جدیدی تحت عنوان اپل 1 را طراحی کردند که درآمد عظیمی را برای شرکت به ارمغان آورد. پس از مدتی آن ها سیستم های کامپیوتری جدیدتری را طراحی کردند با این اطمینان که این کار موفقیت زیادی برای آن ها ایجاد خواهد کرد. برهمین اساس طراحی سیستم های اپل ۲ کلید خورد. جابز در سال ۱۹۷۷ مدیر اجرایی سابق شرکت اینتل را متقاعد کرد که روی شرکت اپل سرمایه گذاری کند؛ به فاصله ی کوتاهی این مدل از تمام رقیبان خود جلو زد. در آن زمان تعداد زیادی از مردم، از طبقات محترم جامعه، اپل ۲ را خریداری کردند و همین امر سود مالی زیادی را برای آن ها به ارمغان آورد. به طوری که چهار سال بعد زمانی که استیو تنها 25 سال سن داشت و با ورود اپل به بازار بورس و سرمایه، ثروت استیو جابز به ۲۰۰ میلیون دلار رسید.

(steven paul jobs)

 

پروژه لیزا و مکینتاش و ادامه موفقیت ها

اما استیو در طراحی و ساخت پروزه ی جدیدش به مشکل خورد. استیو جابز پروژه لیزا را که در آن از تکنولوژی های مدرنی مانند ماوس، اترنت، چاپ لیزری و برنامه نویسی شی گرا استفاده شده بود، آغاز کرد؛ اما به دلیل بالا بودن قیمت و سرعت پایین، این پروژه شکست خورد؛ اما استیو جایز به هیچ عنوان عقب نشینی نکرد و با مدیر شرکت پپسی کولا جهت مدیریت اپل به توافق رسید و پروژه مکینتاش را شروع کرد. جابز با پی بردن اشتباهات پروژه قبلی دست به اصلاح آن ها زد و اعتماد مردم را دوباره به دست آورد. این پروژه سه سال به طول انجامید؛ اما جابز بعد از مدتی با مدیران شرکت اپل به توافق نرسید و تمام سهام خود را واگذار کرد. او در سال ۱۹۸۹ شرکت نکست را که پیرامون ارسال صدا، تصویر، گرافیک و ویدیو برای نخستین بار بود را راه اندازی کرد. در این مدت جابز استودیو انیمیشن پیکسار را ساخت که فیلم های محبوبی را تولید و پخش کرد. به عنوان مثال می توان فیلم های داستان اسباب بازی، نجات نمو و شگفت انگیزان را نام برد. شرکت پیکسار و کمپانی دیزنی در سال ۲۰۰۶ ادغام شدند و جابز بزرگترین سهامدار شرکت دیزنی شد. با توجود اینکه پیکسار به موفقیت های زیادی دست پیدا کرد؛ اما طبق بزنامه ریزی های او پیش نرفت؛ بنابراین جابز در سال ۱۹۹۶ به خانه ی خود، اپل بازگشت و بار دیگر موجب تحولات چشمگیر در اپل شد. در سال ۲۰۰۱ اولین نسل آی پاد معرفی شد. آی پاد نخستین دستگاه پخش صدای قابل حمل بود. ۳۰۰ هزار نسخه ی آن طی ده سال فروش رفت که باعث ارتقای جایگاه اپل به عنوان گران ترین شرکت دنیا شد.

 سال ۲۰۰۳ استیو جابز طی آزمایشی متوجه مهمانی ناخوانده در بدن خود به نام سرطان شد. او به جای عمل جراحی، سبک زندگی خود را تغییر داد و تصمیم گرفت از گفتار درمانی شرقی استفاده کند. سال بعد او به زیر تیغ جراحی رفت و پس از این که جراحی موفقی داشت، بیماری خود را در رسانه ها فاش کرد. سال ۲۰۰۵ نخستین تولیدات آیفون رونمایی شد که قابلیت لمس و انتقال داده های اینترنتی با سرعت بالا را در سایز کوچک برای مخاطبین فراهم می کرد. سال 2010 شرکت اپل از آی پد رونمایی کرد که سیستم عامل ios داشت و امکان اتصال به اینترنت با وای فای را فراهم می کرد. تا سال ۲۰۱5، 250 میلیون نسخه از آی پد به فروش رسید.

 

استیو جابز

زندگی خصوصی استیو جابز

استیو جابز همواره سعی کرد تا زندگی شخصی خود را از نگاه خبرنگاران و رسانه ها دور نگه دارد. زمانی که 23 سال سن داشت، کریسان برنارد مدعی شد که از جابز باردار است. جابز این ادعا را رد کرد و گفت که توانایی بچه دار شدن را ندارد. او حاضر نشد از کریسان و دخترش حمایت کند؛ اما زمانی که لیزا به سن نوجوانی رسید نزد جابز آمد تا با او زندگی کند و او را بیشتر بشناسد.

جابز در سال 1990 با لورن پاول دانشجوی MBA دانشگاه استفورد آشنا شد و مدتی بعد در 18 مارس 1991 با او ازدواج کرد. حاصل این ازدواج سه فرزند به نام های رید پاول، ارین سینا و اوه است.

والتر ایزاكسون می گوید كه جابز در سال 2004 از او خواسته است كه زندگی نامه اش را بنویسد. ایزاكسون در ابتدا قبول نمی كند؛ اما بعد از گفت وگوها و مصاحبه هایی كه در طول چند سال با جابز و همسرش داشت این كار را قبول كرد. این كتاب از 40 مصاحبه بین ایزاكسون و جابز و مصاحبه با دوستان، نزدیكان و همكاران او گرفته شده است. پس از مرگ استیو جابز این كتاب در تاریخ 24 اكتبر 2011 منتشر شد.

از كتاب های دیگری كه درباره ی استیو جابز نوشته شده است می توان به كتاب غیرمجاز «بازگشت استیو جابز» نوشته ی آلن دویستچ من و «اسطوره: استیو جابز» نوشته ی جِفری اس. یانگ اشاره كرد.

 

باورهای معنوی

زمانی که استیو در کالج رید تحصیل می کرد با فردی به نام دانیل کوتکی آشنا شد. این دوستی تا سال ها ادامه داشت. این دو بسیار با یکدیگر وجه مشترک داشتند از آن جمله می توان علاقه مندی به ذِن، دیلن و ال اس دی را نام برد. دنیل به مكتب بودا اعتقاد داشت. جابز هرگز به مذاهب و اعتقادات شرقی به چشم تفریح نگاه نكرد. ذِن برای او به شكل امری حیاتی درآمده بود و در شخصیتش تاثیر گذار بود. حتی بعد از فهمیدن بیماری اش به ذِن و اعتقادات شرقی برای درمان روی آورد. كاتكی درباره ی جابز می گوید:

«استیو خود ذِن بود. واقعا روی او تاثیر گذاشته بود. این امر را در رویكردش به زیبایی شناسی غیرتجملی و تمركز فوق العاده اش مشخص بود.»

اما جنون درونی و ذاتی او مانع از رسیدن جابز به آرامش و عرفان می شد. او در سال 1974 به هند سفر كرد تا یك فرد مذهبی در هند را ملاقات كند؛ اما هنگامی كه به همراه دوستش به هند رفتند، متوجه مرگ راهب شدند. جابز بعد از هفت ماه مراقبه در هند، با سری تراشیده و در لباس سنتی هند به آمریكا برگشت.

جابز برنامه های غذایی مختلفی را در زندگی انتخاب كرد و مدتی به رژیم غذایی گیاه خواری و میوه خواری روی آورد. در یكی از همین برنامه های غذایی میوه خواری بود كه نام اپل (سیب) را برای شركتش انتخاب كرد. جابز از طرفداران گروه بیتلز بود و در مصاحبه ای درباره ی بیتلز می گوید:

«مدل من در تجارت مانند بیتلز است. بیتلزها توانایی این را داشتند كه انرژی منفی را از یكدیگر دور كنند و یكدیگر را به تعادل نزدیك كنند. عملكرد جمعی آن ها در سطح بالاتری نسبت به عملكرد فردی آن ها بود. كارهای بزرگ در كسب و كار نه به وسیله ی توانمندی فردی بلكه در گروه و جمع ممكن می شود.»

 

12 راز موفقیت استیو جابز

كاوازاكی در سال 1983 همكاری خود با استیو جابز را آغاز كرد. او در این مدت درس های زیادی از استیو جابز گرفت و تصمیم گرفت تا آن ها را طبقه مندی كند تا از استیو جابز به یادگار بماند و بر دیگران هم تاثیرگذار باشد:

  1. كارشناسان هیچ چیز نمی دانند.
  2. مشتریان نمی دانند چگونه چیزی را كه می خواهند به تو توضیح دهند.
  3. اهمیت جهش به جلو: تغییرات بزرگ زمانی رخ می دهد كه تو جهشی فراتر از قدم های یكنواخت برداری.
  4. بیشترین، بزرگترین است و بیشترین چالش، كیفیت كار را بهتر می كند.
  5. روی طراحی حساب كن.
  6. زمانی كه از گرافیك های بزرگ و حروف درشت استفاده می كنی، نمی توانی اشتباه كنی.
  7. تغییر ایده نشانه ای از هوش است.
  8. ارزش با قیمت فرق دارد.
  9. نمایش های مدیر اجرایی: استیو جابز این توانایی را اشت كه دو بار در سال به معرفی محصولات اپل به میلیون ها نفر بپردازد.
  10. شغل مستقیم مدیر اجرایی
  11. بازاریابی
  12. برای اینكه بعضی چیزها را ببینی لازم نیست كه آن ها را باور كنی.

 

مرگ استیو جابز

استیو جابز در سخنرانی که در سال 2005 داشت؛ درباره ی بیماری خود را این طور توضیح می دهد.

«تقریبا یک سال پیش، پزشکان تشخیص دادند که به سرطان لوزالمعده مبتلا هستم. حتی نمی دانستم این لوزالمعده چیست. پزشکان می گفتند که سرطان لوزالمعده لاعلاج است و سه یا شش ماه بیشتر وقت ندارم. توصیه کرد که به خانه بروم و به کارهایم برسم و خود را برای مردن آماده کنم و برای مردن آماده شوم؛ یعنی آنچه می خواستم که ظرف ده سال به بچه هایم بگویم، باید تنها در چند دقیقه به آنها می گفتم؛ یعنی باید خود را برای خداحافظی آماده می کردم. »

«آن ها از بافت سرطانی ام نمونه برداری کردند. من بیهوش بودم، اما همسرم برایم تعریف کرد که وقتی پزشکان زیر میکروسکوپ نمونه بافت را مشاهده کردند، شروع به گریه کردند؛ زیرا مشخص شد که این نوع نادر از سرطان با عمل جراحی قاب درمان است. تحت عمل جراحی قرار گرفتم و اکنون حالم خوب است. من در آن لحظه بسیار به مرگ نزدیک بودم و امیدوارم حداقل تا چند دهه از این تجربه دور بمانم؛ که این تجربه را از سر گذرانده ام، باید بگویم که مرگ فقط وقتی سودمند است که مفهومی تماما فکری باشد، هیچ کس نمی خواهد بمیرد و با این حال مرگ مقصد مشترک همه ماست. مرگ احتمالا بهترین اختراع زندگی است.»

در سال ۲۰۰۹ مشکلات جسمی جابز دوباره بازگشت و سرانجام ۵ اکتبر سال ۲۰۱۱ شرکت اپل رسما مرگ استیو جابز را تایید کرد. او پس از ده سال مبارزه با سرطان در سن ۵۶ سالگی درگذشت.

جابز

استیو جابز از نگاه دیگران

باراک اوباما

«استیو جابز همیشه می گفت: «جوری زندگی می کند که امروز آخرین روز عمر اوست.» بنا به همین دیدگاه بود که مدام خلاقیت های تازه ای را روانه بازار می کرد. او شیوه نگاه ما به جهان و به فن آوری را تغییر داد. او یکی از بزرگترین نوآوران تاریخ آمریکا بود. او آنقدر شجاعت داشت که بیندیشد، آنقدر جسارت داشت که بداند می تواند جهان را تغییر دهد و آنقدر استعداد داشت که آن را عملی کند.»

بیل گیتس

«جهان به ندرت کسی را مثل استیو خواهد دید که تا این اندازه تاثیر شگرف و ماندگار در پیشرفت زندگی انسان ها بر جا گذارد و نسل های متعدد از حاصل خلاقیت این فرد بهره مند شوند. این افتخار بسیار بزرگی بود برای کسانی که آنقدر خوش شانس بودند که با او کار کنند.»

 

استیو جابز

ویکی پدیای استیوجابز

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%88_%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D8%B2

 

جملات قصار استیو جابز

  • شغل شما قرار است بخش عمده ای از زندگی تان باشد، فقط هنگامی از شغلتان احساس رضایت می کنید که باور داشته باشید کار بزرگی انجام می دهید. تنها راه موفقیت در کارهای بزرگ این است که آن ها را با عشق انجام دهید. اگر هنوز کاری را که عاشقش هستید و پیدا نکرده اید، به جست و جوی خود ادامه دهید. چیزهایی که به قلب و روح انسان مربوطند، همیشه راه خود را پیدا می کنند. عجله نکنید؛ روزی راه درست زندگی تان را پیدا می کنید.
  • همه ما باید در زندگی فوق العاده باشیم؛ چرا که این زندگی ما است. زندگی کوتاه است و مرگ فرا می رسد. پس بهتر است کاری را انجام دهیم که ارزش زندگی را داشته باشد.
  • تمرکز و سادگی مانترا های من بوده اند. سادگی می تواند سخت تر از پیچیدگی باشد. برای سخت کار کردن باید ذهنتان را پاک کنید تا مسائل برایتان ساده شود.
  • من فکر می کنم اگر کاری انجام می دهید و خوب پیش می رود، نباید به آن اکتفا کنید. باید در پی کاری فوق العاده تر باشید، نه اینکه در آن ساکن شوید. به این فکر کنید که کار عالی و شگفت آور بعدی چیست.
  • کیفیت بهتر و مهم تر از کمیت است. اینکه به موفقیت فوق العاده برسید با ارزش تر از پیروزی های کوتاه و موقت است.
  • آن چه یک رهبر را از یک پیرو متمایز می کند، خلاقیت و نوآوری است.
  • ما برای انجام همه چیزها فرصت پیدا نخواهیم کرد؛ زیرا این زندگی ما زندگی کوتاهی است و بعد می میرد. یادمان باشد که زمان ما محدود است، پس زمانمان را با زندگی کردن در زندگی دیگران هدر ندهیم.
  • مواقعی که دست به ابتکار می زنید اغلب اشتباه می کنید. بهترین راه این است که اشتباهات خود را فورا قبول کنید و به اصلاح سایر نوآوری های خود ادامه دهید.

 


آثار استیو جابز که در کتابچین موجود است

  1. کتاب درسهایی از نوابغ
  2. کتاب 10 قانون موفقیت استیو جابز