×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
افسانه های خراسان اسفراین

دانلود کتاب افسانه های خراسان اسفراین

افسانه های خراسان اسفراین
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.

لینک کوتاه

http://ketabch.in/61094869

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات

فهرست

نام کتاب : افسانه های خراسان اسفراین

نویسنده : حمید رضا خزاعی

ناشر : ماه جان

تعداد صفحات : 335 صفحه

شابک : 964-92396-7-7

تاریخ انتشار : 1382

دسته بندی : ادبیات ایران, تاریخ کهن و باستان, رمان های ایرانی

نوع کتاب : Epub

قیمت پشت جلد : 16400 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 4700 تومان


معرفی کتاب

" افسانه های خراسان " / اسفراین
کتاب حاضر جلد هفتم از افسانه های خراسان به نویسندگی حمیدرضا خزاعی از انتشارات ماه جان است که به اقسانه های شهر اسفراین است
 در ابتدای هر افسانه یک تصویر آمده است که به نظر میرسد، بیشتر جنبه تزیینی داشته باشد نویسنده با وجود آنکه افسانهها را به زبان فارسی معیار برگردانده است، برخی واژگان و اصطلاحات بومی را نیز درون پرانتز قرار داده، و  درپاورقی توضیح مختصری درباره ی آن ها  آورده است.
در پایان هر افسانه نیز اطلاعاتی شامل نام گوینده، سن و شغل او، محل ضبط افسانه و تاریخ ضبط آن آمده است
در این کتاب 26 افسانه از مردم شهر اسفراین بیان شده که چند نمونه از آن را می توان به احمدک، پای چکمه، خنجر پادشاه، علی بهانه گیر و ... اشاره کرد
در بخشی از کتاب می خوانیم :
"یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچ‌کس نبو . مردی بود که از مال دنیا یک خروس داشت. روزی خروسش گم شد.
بنده‌ی خدا هرچه گشت، خروسش را پیدا نکرد: « حالا چه کار کنم، چه کار نکنم؟ »
کلاهش را ورداشت، سوزنی از ته کلاه کشید. سوزن را به‌زمین فرو کرد و رفت به‌روی سوزن. این‌ور را نگاه کرد آن‌ور را نگاه کرد. دید خروسش را در مازندران به‌شالی بسته‌اند و شالی می‌کوبند.
بنده‌ی خدا، چارق پیچال کرد و رفت به‌مازندران به‌دعوا مرافعه:
« برای چی خروس ما را دزدیده‌اید، برای چی حیوان را به‌شالی بسته‌اید؟ »
« داد و بی‌داد نکن عمو، حالا کاری ست شده، آبی ست ریخته. زحمتی ست کشیده، عرقی ریخته. خوب حقش را می‌دهیم، بارکن و برو. »
صد من شالی بار خروس کردند. خودش هم روی شالی‌ها سوار شد و آمد. به‌نزدیک قلعه که رسید دید خروسش می‌لنگد. با خودش گفت:
« هر بلایی بوده به‌سر خروسم آمده. »"

 

فهرست مطالب

دختر چین و ماچین     
ماهی پر خط و خال     
نیم نخودی      
احمدك     
بانو حسین پری زاد     
بی بی نگار و آقا شهریار     
پای چكمه     
پری زاد درخت انار      
پلنگ و روباه      
 پیرمرد زنده دل و شاه عباس      
 تقدیر نویس     
 جو گرو      
 حكیم دوغی      
 خروس      
 خنجر پادشاه      
 خواب      
 خیلی مردی      
 دختر گلستان عرب      
 روباه و كلاونچی      
 سیمرغ      
 علی بهانه گیر      
  قفقاز خانم      
 قلعه ی علی قلیچ      
 گربه از دماغ پلنگ افتاده       
 ممد نامدار       
 مرغ زرین       

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها