×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
زیباترین افسانه ها - افسانه ی گل ها

دانلود کتاب زیباترین افسانه ها - افسانه ی گل ها

زیباترین افسانه ها - افسانه ی گل ها
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.

لینک کوتاه

http://ketabch.in/61094880

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات

فهرست

نام کتاب : زیباترین افسانه ها - افسانه ی گل ها

نویسنده : حمید رضا خزاعی

ناشر : ماه جان

تعداد صفحات : 152 صفحه

شابک : 964-8307-21-0

تاریخ انتشار : 1389

رده بندی دیوی : 398/220955

دسته بندی : ادبیات ایران, رمان های ایرانی, داستان های کوتاه

نوع کتاب : Epub

قیمت پشت جلد : 10000 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 2900 تومان


معرفی کتاب

" زیباترین افسانه ها" / افسانه ی گل ها
کتاب زیباترین افسانه ها اثری ازیبا از حمیدرضا خزاعی است که توسط انتشارات ماه جان منتشر شده است ، در این کتاب خزاعی افسانه هایی جالب را بیان می کند که یکی از آن ها درباره ی پادشاهی است که پس از هفت پسر صاحب دختری می شود،
پادشاه که فقط فرزند پسر دوست دارد از پسر بزرگترش می خواهد که خواهر کوچکترش را بکشد پسر از دستور پدر سرپیچی کرده و با همکاری برادرانش دختر را مخفی می کنند. دختر بزرگ و زیبا می شود و به قصر رفت و آمد می کند. پادشاه از ماجرا خبردار می شود و دستور می دهد هفت پسر و تنها دخترش را در بیابان بی آب و علف رها کنند  و ...
دیگر افسانه های این کتاب نیز در ارتباط با گل ها و توسط ساکنین قدیمی شهرها و روستاهای استان های خراسان نقل شده اند.
در بخشی از این کتاب می خوانیم :
یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچ‌کس نبود. پادشاهی بود که قصر بسیار زیبایی داشت. زن پادشاه هفت پسر به دنیا آورده بود و بچه‌ی هشتم در راه بود.
پادشاه پسر دوست داشت و همیشه به زنش می‌گفت: « باید دوازده پسر برایم به‌دنیا بیاوری. »
زن می‌شنید و چیزی نمی‌گفت. بود و بود تا پای زن سبک شد و دختری به دنیا آورد. خبر به پادشاه دادند که « فرزندت به دنیا آمد، اما دختر است. »
پادشاه پسر بزرگش را صدا زد و گفت: « برو و دختر را بکش. »
پسر بزرگ خنجر کشید و آمد، چشمش که به خواهر افتاد، دلش لرزید و خنجر از دستش افتاد. به برادرانش گفت: « به پدر چیزی نگویید تا ببینیم باید چه خاکی به سرمان بریزیم. »
 برادرها قبول کردند. هفتم خانه‌ای در زیر زمین ساختند و دختر را به هفتم خانه بردند. مادر از دوری و غم فرزند دق کرد و مُرد. پادشاه ماند با هفت پسر و دختری که در هفتم خانه‌ی زیر زمین کم‌کم بزرگ و بزرگتر می‌شد. دختر هرروز از روز قبل زیباتر می‌شد. به چهارده‌سالگی که رسید آن‌قدر زیبا شده بود که به ماه می‌گفت: « متاب که من می‌تابم.»"

 

فهرست مطالب

1 -  هفت سپیدار و یك گل سرخ      
2 -  گل مرجان         
3 -  گل خشخاش       
4 -  گل ققه        
5 -  گل خندان       
6 -  گل صد برگ       
7 -  گل زرد       
8 -  خون برفی      
9 -  گل خندان و دُر گریان      
10 -  نی ‌نواز      
11 -  هفت درخت سپیدار       

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها