×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
این جا صدایی نیست

دانلود کتاب این جا صدایی نیست

این جا صدایی نیست
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات

فهرست

نام کتاب : این جا صدایی نیست

نویسنده : فرامرز گرجیان

ناشر : صریر

تعداد صفحات : 320 صفحه

شابک : 978-600-5156-94-2

تاریخ انتشار : 1392

رده بندی دیوی : 955/0843092

دسته بندی : زندگینامه و خاطرات , جنگ تحمیلی و دفاع مقدس, انقلاب اسلامی ایران

نوع کتاب : Epub

قیمت نسخه الکترونیک : 9500 تومان


معرفی کتاب

"این جا صدایی نیست" / ناگفته های رضاپورعطا از عملیات والفجر مقدماتی

کتاب حاضر اثری از فرامرز گرجیان می باشد که توسط انتشارات صریر منتشر شده است.

این مجموعه ی نفیس خاطرات معلم بی ادعا و قانعی است که با صداقت و سادگی اش در طول داستان در شهر بزرگ تهران، انسان را به تحیر و بهت وا می دارد. این اثر ارزشمند پس از سه سال تلاش و شب زنده داری به روایت "اینجا صدایی نیست" منجر شده است.

 

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

"نياز داشتم افکارم را بازسازي کنم. بايد انرژي مثبت در وجودم تزريق مي کردم. ياد روز اول ورود به سايت افتادم. همة فرماند هان گرداگرد کالک عمليات منطقه ايستاده بودند و هر کسي طرح و ايده اي مي داد. اينجا بايد اين‌جوري بشه... آنجا بايد کانال باشه... من که از همه کوچکتر بودم، ساکت و آرام به کالک عمليات خيره شده بودم و اشکالاتي در آن مي‌ديدم. مأموريت من اين بود که به عنوان يک نيروي آزاد در اختيار گردان باشم اما عباس محمدرضايي فرمانده گردان انشراح اميديه به دليل اعتقادي که به من داشت، فرماندهي يکي از گروهان ها را به من سپرده بود. 

وقتي کالک عمليات را ديدم، چيزهايي به ذهنم رسيد. اجازه نداشتم در جمع فرماندهان اظهارنظر کنم. سعي کردم همة جزئيات حرکت گردان را در ذهن بسپارم. يکي از فرماند هان با دقت مسير را تشريح مي کرد. او اشاره به درختي کرد که در ابتداي مسير حرکت گردان قرار داشت و نام آزادي روي آن گذاشته بودند. گردان بايد يک کيلومتر راه را طي مي‌کرد تا به ابتداي ميداني مي‌رسيد که 300 متر عرض داشت. تازه همة مسير هم رملي بود که خود جنس زمين کار را سخت و دشوار مي کرد. بعد از ميدان، دو کيلومتر بايد مي رفتيم تا مي رسيديم به سيم‌خاردارها. پشت سيم‌خاردارها دوباره يک ميدان مين بود که آن هم حدود 300 متر طول داشت. بعد از آن هم سيم‌خاردار شروع مي شد. سيم‌خاردارها را که رد مي‌کرديم، هر 100 متر يک کمين عراقي بود. توي هر کمين هم به اندازه يک پاسگاه نيرو بود. بعد از کمين ها هم بايد دو، سه کيلومتر راه مي رفتيم تا مي رسيديم به يک جاده شني. تازه بعد از جاده شني، اولين کانال نمايان مي شد؛ با حدود چهار متر عمق و چهار متر عرض. يعني به راحتي يک تانک را در خودش مي‌بلعيد. اگر موفق مي شديم از کانال بيرون بياييم، دوباره 300 متر ميدان مين شروع مي شد. بعد از ميدان مين هم کانال دوم با همان ابعاد قبلي شروع مي شد. به گفته بچه هاي شناسايي توي کانال ها، آب، قير، برق و انواع و اقسام موانع وجود داشت و در انتهاي کار گفته بودند که بعد از کانال دوم شناسايي نداريم و احتمال داده بودند که ديگر چيزي نباشد."

فهرست مطالب

این کتاب فهرست ندارد

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

کتاب های دیگر انتشارات صریر

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها