×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
از تبار حبیب

دانلود کتاب از تبار حبیب

از تبار حبیب
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : از تبار حبیب

نویسنده : آمنه فرخی

ناشر : فاتحان

تعداد صفحات : 149 صفحه

شابک : 978-600-7496-18-3

تاریخ انتشار : 1393

رده بندی دیویی : 955/0843092

دسته بندی : زندگینامه و خاطرات , جنگ تحمیلی و دفاع مقدس, شهدا

نوع کتاب : PDF

قیمت پشت جلد : 4500 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 3000 تومان


معرفی کتاب

"از تبار حبیب" / خاطراتی از زندگی شهید نورالله علوی
کتاب حاضر اثری از آمنه فرخی می باشد که توسط انتشارات فاتحان منتشر شده است.
تاریخ دفاع مقدس و هشت سال مقاومت ملت سرافراز ایران در حمایت و اطاعت از حضرت امام خمینی و همراهی و پشتیبانی از رهنمودهای مقام معظم رهبری، آیت الله امام خامنه ای، برجسته ترین قله های افتخاری است که به این گنجینه افزوده شده است و پشتیبانی اصناف از رزمندگان در طول جنگ، واقعیتی به یاد ماندنی است. اینک قطره ای از اقیانوس بیکران مهر و محبت اصناف بر اسلام، روحانیت، ولایت و رهبری و  امت پیرو امام، پیش روی شماست. چه بسا خاطراتی که با بسیاری از این پیشکسوتان جهاد، فداکاری و شهادت به اسرار پنهان انقلاب اسلامی در دل خاک سپرده شده باشد و چه بسا که این خدمت کوچک سازمان بسیج اصناف، شروعی برای ثبت گوشه ای از این گنجینه باشد.
در بخشی از این کتاب می خوانیم :
" نورالله پانزده ساله بود که پدرش از دنیا رفت. از همان دوران رفت دنبال کاسبی. یک زنبیل می انداخت روی دوشش و از این آبادی به آن آبادی می رفت. از خانه ها تخم مرغ می خرید و می برد توی روستاها می فروخت. مدتی که گذشت یک چرخ دست دوم خرید. بعد هم چرخ را برد، برایش سبد گذاشت. با همان چرخ، دوره گردی می کرد. تخم مرغ از خانه ها جمع می کرد و می فروخت و با پولش پارچه می خرید. پارچه ها را می بست پشت چرخ و می رفت تو روستاهای اطراف می فروخت. این قدر رکاب می زد و راه می رفت که پاهایش باد می کرد. مادرش گریه می کرد، می گفت: «آخه این چه کاریه؟! » ساعت سه بعد از نصف شب با چرخ راه می افتاد می رفت، نصف شب هم برمی گشت.
سید محمود می گفت: «دایی خوب وایستا فردا بیا. »
می گفت: «نه. یک روز عقب میفتم. »"
 

فهرست مطالب

مقدمه

شهید نورالله علوی در یک نگاه

رابطه با علما و روحانیت

شغل پدری

خاطرات کودکی

تربیت مادر

تحصیلات

مکتب شیخ

حلقه ی گرگ ها

تلاش برای روزی حلال

کار تا نیمه شب

مستر مور

پاک دستی

انفاق از کسب روزانه

ازدواج

وفای به دوست

محبت به دخترانش

سکوت در شهرکرد

ارشاد جوانان

مناعت طبع

صله رحم

توکل

سحرخیزی

مردم داری

لقمه حلال

کلاه شرعی

خوش نامی

شوخ طبعی

عادات پدر

ابن السبیل

دوری از مال شبهه ناک

وقتی بیمار می شد

عمل به قرآن

ورزیدگی و نشاط

دستگیری از مردم

مدارا با مشتری

در راه مانده

مدارا با بدهکار

پرداخت وجوهات شرعی

شب تا صبح خودش را سرزنش کرد

امانت داری

کار طاقت فرسا

توجه به تربیت بچه ها

حجاب

مشتق تجارت

تشویق به کتاب خوانی

 

  و ادامه . . .

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها