×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
خوشی های بی حد و مرز مهتاب

دانلود کتاب خوشی های بی حد و مرز مهتاب

خوشی های بی حد و مرز مهتاب
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات

فهرست

نام کتاب : خوشی های بی حد و مرز مهتاب

نویسنده : رقیه برگی

ناشر : رهام اندیشه

تعداد صفحات : 52 صفحه

شابک : 978-600-7151-60-0

تاریخ انتشار : 1394

رده بندی دیوی : 8فا3/62

دسته بندی : داستان های کوتاه

نوع کتاب : Epub

قیمت پشت جلد : 8000 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 2300 تومان


معرفی کتاب

"خوشی های بی حد و مرز مهتاب"
کتاب حاضر اثری از رقیه برگی می باشد که توسط انتشارات رهام اندیشه منتشر شده است.
هزاران سال است که انسانها با دید و منش و کردار گوناگون و با هر دین و مذهبی بر این کره ی خاکی زیسته اند و رفته اند، اما اکثر مردم بر این اعتقاد بوده اند که هر انسانی در جایگاه خود نقشی دارد. زن همیشه زن بوده و مرد، مرد. هیچکدام نمیتوانند جایگزین یکدیگر شوند. حتی در عصر حاضر که بسیاری از زنان دوشادوش مردان در صحنه های مختلف اجتماع حضور دارند. و اگر هر کسی در جایگاه خود، برای کارها و خواسته های درونی و بیرونی خود حد و مرزی قائل باشد،‌ دیگر هیچوقت هیچ کسی حسرت زندگی شادمانه را نخواهد خورد...  
در بخشی از این کتاب می خوانیم :
" برو داخل دیگه، چراگیج میزنی؟ سمت راست  ورودی راهرو یک در آلمینیومی بود که بعداً فهمیدم آنجا سرویس بهداشتی است. بغل دست همان سرویس یک اتاق شش متری بود که با چیده شدن اجاق گاز، کتری و دو سه تا ظرف و ظروف،آشپزخانه محسوب میشد. از در ورودی راهرو تا  راه پلهای که به اتاقهای بالا ختم میشد، چند متری فاصله بود. مهتاب انگار که خانه ی خودشان بود، سرش را انداخت پایین و از پله ها رفت بالا. من هم پشت سر او تجسس کنان، پله ها را رو به بالا طی کردم. بالا، راهروی باریکی بود  که سمت راست آن سه اتاق نه متری کنار هم قرار داشت. هر کدام از این اتاقها دو پنجره رو به باغ داشتند و یک خرپشته کوچک که اتاق مانند ساخته شده بود. اما بیشتر به یک انباری شباهت داشت. مهتاب به یکی از آن اتاقها رفت تا لباس عوض کند. من ترجیح دادم از پشت بام بیرون را نگاه کنم. درِ خرپشته  چفت  نداشت و به راحتی باز شد. پشت بام یک میز کوچک و چهار صندلی اطرافش بود. میز و صندلیهای پشت بام، احساس صاحب ویلا را نسبت به طبیعت نشان میداد."
 

فهرست مطالب

این کتاب فهرست ندارد.

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها