×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
دروازه ی غربی

دانلود کتاب دروازه ی غربی

دروازه ی غربی
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات

فهرست

نام کتاب : دروازه ی غربی

نویسنده : مجتبی مهدیخانی

ناشر : صریر

تعداد صفحات : 128 صفحه

شابک : 978-600-331-016-2

تاریخ انتشار : 1393

رده بندی دیوی : 955/0843

دسته بندی : زندگینامه و خاطرات , جنگ تحمیلی و دفاع مقدس

نوع کتاب : PDF

قیمت نسخه الکترونیک : 6500 تومان


معرفی کتاب

"دروازه ی غربی" / نگاهی به حماسه مقاومت مردمی گیلان غرب

کتاب حاضر اثری از مجتبی مهدیخانی می باشد که توسط انتشارات صریر منتشر شده است.

در طول هشت سال جنگ، شما شهر و سرزمین و دیار خودتان را رها نکردید. به شکل آواره شهرهای دیگر درنیامدید. وقتی فشار دشمن بر شهر زیاد شد، شما در اطراف شهر، میان شکاف کوه ها، در زیر سایه صخره ها، و در حول وحوش همین سرزمین و زادگاه پاک خودتان ماندید و در دل سرود مقاومت را و ترانه شجاعت و شهامت را سرودید. شايد در ميان مردم شهرهاي مورد تهاجم شقاوت آميز دشمنْ ما کمتر شهري را داشته باشيم که مردمش مثل شما غيرت و شرف عشايري خودشان را در حفظ سرزمين خودشان نشان دا ده اند.این اثر در زمینه رشادت های مردم مقاوم گیلان غرب نگاشته شده است.

 

در بخشی از این کتاب می خوانیم: 

"آن شب فرمانده سپاه گیلان غرب حضور نداشت. پاسداران بومی اختیار هر گونه تصمیم گیری را به شهید علی اکرم پرماه سپردند. مشورتی کوتاه انجام شد. اغلب افراد بر این نظر بودند که باید هر چه سریع تر به سوی دروازه شهر حرکت کرد. تعدادی هم می گفتند بايد داخل شهر با دشمن جنگید. سرانجام، با تدبیر شهید پرماه، پاسداران اعزامی و بومی به صورت تلفیقی در چهار گروه سازماندهی شدند و فرمانده هر گروه از پاسداران محلی تعیین شد.

سحرگاه آن روز از محل سپاه گیلان غرب حرکت کردیم. در حین عبور از خیابان اصلی شهر، کمی بالاتر از مسجد جامع، شهید حسین بسیطی از نيروهاي داوطلب مردمي را دیدم. او خلاف جهت مسیر ما در حرکت بود. با تعجب پرسیدم: «حسین کجا می روی؟ » خشاب اسلحه ژ-3 را بیرون کشید. گفت: «خالی است. می روم سپاه که فشنگ بگیرم. » از فشنگ های اضافی همراهم، که زیر پیراهنم جا داده بودم، سه بسته بیست تایی به او دادم. با خوشحالی آنها را گرفت و بی معطلی با یکی از گروه ها همراه شد."

فهرست مطالب

آغاز سخن

ماموريت كامياران

نقش آفرینی مرزداران عشایر

مأموریت نفت شهر

آخرین دیدار از قصرشیرین

گيلان غرب، سپر حوادث

نیروی کمکی

حماسه ماندگار

تعقیب و گریز

آتش دشمن و خط پدافندی عراق

زخم های التيام نيافته

پيوست

تصاوير و اسناد

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

کتاب های دیگر انتشارات صریر

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها