ر. ک. نارایان

ر. ک. نارایان


نام اصلی:راسیپورام کریشنا نارایان
تاریخ تولد:۱0 اکتبر ۱۹۰۶
تاریخ وفات:۱۳ مه ۲۰۰۱ (۹۴ سال)
ملیت:هندوستان
پیشه:نویسنده

آلبوم تصاویر

کتاب های ر. ک. نارایان

زندگی نامه ر. ک. نارایان

راسیپورام کریشنا نارایان

راسیپورام کریشنا نارایان، عضو انجمن سلطنتی ادبیات، دهم اکتبر  ۱۹۰۶ در در ایالت جنوبی تامیل نادو دیده به دنیا گشود. او به دلیل وحشت از مدرسه اولش، به مدرسه دیگری در مایسور که پدرش مدیر آن بود، رفت و در همانجا ادامه تحصیل داد. سپس در کالج مهاراجای میسور پذیرفته و در سال ۱۹۳۰ فارغ التحصیل شد. سالها روزنامه نگار بود و در شماره یکشنبه های روزنامه «هندو» مطلب می نوشت و کم کم به یک نویسنده تمام وقت تبدیل شد.

او که به زلال نویسی با آمیزه کنایه، تغزل، خردنمایی و طنزی دلربا شهیر است، برجسته ترین نویسنده هندی تبار نسل خود بود که بارها تا یک قدمی تصاحب جایزه نوبل پیش رفت. کتاب هایش در باب زندگی شخصیت هایی است غالباً سست نهاد و پست فطرت در شهر کوچک و نیم افسانه ای مالگودی، با شاخصه های شهرهای میسور و بنگلور که سادگی های سنتی زندگی روستایی هند در آنها تحت الشعاع عادات مدرن غربی قرار گرفته است. نارایان خود به مثابه میانجی ای روشنفکر بین شرق و غرب قلمداد می شود. او حامل تفکرات باریک و روانشناسانه است که ریشه در مکتب وایسناویت هندی دارد. به روایت او، دیوسانی، در غایت پلیدی، خود می تواند منشأ ثباتی نو باشد. نارایان زندگی اجتماعی و ویژگی های روزمره شخصیت های خود را برجسته می کند. وی با ویلیام فاکنر مقایسه شده است که او نیز یک شهر داستانی مشابه را ایجاد کرده و به همین ترتیب با طنز وضعیت زندگی عادی را به نمایش می گذارد. داستان های کوتاه نارایان به دلیل توانایی وی در فشرده سازی یک روایت با داستان های گای دوپاسانت مقایسه شده است.

 

ار. ک. نارایان

 

دوران نویسندگی

صف آثار نارایان که متجاوز از سی کتاب است، با «سوامی و یاران» آغاز شد؛ کتابی که با تشویق دوست و حامی او گراهام گرین و توسط ناشرش (هاینمان) در سال ۱۹۳۵ به چاپ رسید. اما تازه پس از اثر چهارمش، «معلم انگلیسی» (۱۹۴۵) - حدیث مهرانگیز دلشکستگی و محنت حاصل از مرگ همسرش- بود که در آمریکا به محبوبیت رسید. حتی آن زمان نیز، کتاب پنجمش، «آقای سامپات» (۱۹۴۹)، حکم یک افشاگری داشت: یک روانکاوی سازمند و ژرف داستانی که در عین حال جامعهٔخواب آلود مالگودی را کالبدشکافی می کند. سیاقی که در آثار بعدی اش نیز با اوست.

قصه «آقای سامپات» و باقی نوشته های بعدی نارایان، علی رغم سبک بی تکلف و متعارفشان، منبعث از هندوئیسم او هستند. توفیق جهانی این نویسنده شاید مرهون استادی او در تفهیم آموزه های هندو در قالبی فرنگی و برای خوانندگان غربی است. بن مایه تقریباً همه آثار بزرگ او آشوبی است که در پی ناتوانی افراد در شناخت هویت خویش رخ می نماید، یا آرامشی که به برکت معرفت، به ایشان دست می دهد. بسیاری از شخصیت های داستان های او در مسیر قصه، خویشتن خود را باز می شناسد و آماج را درمی یابند، ولی بسیاری دیگر هم می باید در انتظار تناسخی دوباره بمانند تا به روشنگری برسند.

در کتاب«کارشناس مالی»(۱۹۵۲، با مقدمه گراهام گرین)، شخصیت محوری در صعود خود از نردبان ترقی اقتصادی از دستیابی به سکون باز می ماند و سرانجام، واهمه سقوط وی را به زمین بازمی خواند. خواننده در آغاز داستان، او را هنگامی ملاقات می کند که زیر درختی نشسته و روستائیان وام خواه را پند می گوید. نارایان ناکامی این اثر را با چاپ کتاب عریان نمای«آهنگ اهل»که طالع و شهرت را برای او به ارمغان آورد، به فراموشی سپرد. آنجا شخصیت به«وام ده احسانگر»ی بدل می شود که تنها وقتی پسر قماربازش رویایش را ویران می کند، تباه می شود و اینگونه همانسان پایان می پذیرد که آغاز کرده بود.

اگرچه آثار نارایان سخت متکی بر فلسفه هندوئیسم و جوهر آن، یعنی مقولهٔتناسخ، هستند، اما از طنز و عطوفت نیز لبریزند. شاید عمیق ترین رمان او، «رهنما»(۱۹۵۸) باشد: افسانه ای در مورد یک کلاهبردار که به یک قدیس بدل می شود. پایان بی نقص و نیمه عرفانی قصه سبب شد تا بسیاری از خوانندگان باور کنند که قهرمان اثر، به یک اعتبار، رهایی می یابد. اما اصطلاح هندوی آن یعنی «رستگاری» را هرگز نپذیرفتند. این کتاب جایزه فرهنگستان ادبی ساهیتیا را برای نارایان به ارمغان آورد و سپس به شکل یک فیلم سینمایی نیز درآمد.

نارایان به مناسبت های مختلف مدتی را در دانشگاه های آمریکا گذراند، و در دهه ۱۹۸۰، در یک دوره مجلس اعلای هند به عنوان عضو منتخب خدمت کرد. در پیرسالی، رمان مالگودی دیگری به نام «دنیای ناگاراج» (۱۹۹۰) به چاپ رساند، و از پی آن در سال ۱۹۹۳ سه داستان «قصه های مادربزرگ» را منتشر کرد. او با این همه از نشستن در ایوان خانه و تماشای پروانه ها لذت می برد. نارایان می گفت: «فراموشی عطیه ای گرانسنگ است.» و در سال ۱۹۹۴، در باب هستی و کرنش در برابر رخدادها گفت: «راه عملی زندگی توام با آرامش، فراموش کردن گذشته و زیستن در اکنون، عیش در لحظه، وداع بی افسوس با شادمانگی ها، و باور حتمیت استحاله و تغییر است.» زندگینامه ای نیز از دوران اول حیات نارایان به قلم سوزان و. ن. رم چاپ شده است.

اما این آثار بی شمار آن چنان که سزاوار بود، در خارج از هند با اقبال خوانندگان روبه رو نشد. منتقدان هم به آنها اعتنا نکردند و اینگونه او برخلاف دیگر هم وطنان نام آور خود یعنی سلمان رشدی و ویکرام ست، در حصار گمنامی ماند. در حقیقت، او با آن ارزش های آرام و فروتن که در نوشته هایش تقدیس می کرد، نمی توانست مسافر قافله تبلیغات شهرت ساز دنیای نویسندگی امروز باشد.

 

ار. ک. نارایان

 

آثار

  • سوامی و یاران
  • معلم انگلیسی
  • آقای سامپات
  • کارشناس مالی
  • در انتظار مهاتما
  • رهنما ۱۹۵8
  • شیرینی فروش شیرین ۱۹۶۷
  • نقاش نشانه ها ۱۹۷۷
  • ببری برای مالگود ۱۹۸۳
  • دنیای ناگاراج
  • نفس شیطان

زندگی شخصی

نارایان در سال ۱۹۳۴ ازدواج کرد، اما پنج سال بعد همسرش را از دست داد و همان گونه که خود نگاشته است، تا سالها بعد از آن، به پرورش تنها فرزند خود همت نهاد: دختری به نام هما که بعدها برایش یک نوه دختر و یک نوه پسر به دنیا آورد. او بیشتر بقیه عمرش را با یکی از برادرانش در میسور گذراند؛ برادری که خود کاریکاتوریست بنامی است. نارایان هرگز دوباره ازدواج نکرد، و دخترش نیز پیش از خود او دار فانی را وداع گفت. نارایت در سیزدهم مه ۲۰۰۱ در سن نود و چهار سالگی چشم از جهان فرو بست.

 


آثار ر. ک. نارایان که در کتابچین موجود است

  1. کتاب کارشناس
  2. کتاب نفس شیطان