×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
سکوت بلند

دانلود کتاب سکوت بلند

سکوت بلند
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : سکوت بلند

نویسنده : ریحانه افخمی

ناشر : رهام اندیشه

تعداد صفحات : 706 صفحه

شابک : 978-600-7151-47-1

تاریخ انتشار : 1395

رده بندی دیویی : 8فا3/62

دسته بندی : رمان های ایرانی, داستان و رمان های عاشقانه

نوع کتاب : Epub

قیمت پشت جلد : 70000 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 20000 تومان


معرفی کتاب

"سکوت بلند"
 کتاب حاضر اثری از ریحانه افخمی می باشد که توسط انتشارات رهام اندیشه منتشر شده است.
خورشید درخشان اشعه های تابناکش را بر فرش سبز رنگ زمین گسترانده بود که آفریننده همه زیبائی ها از قشنگترین عصاره خلقتش، جرعه ای در مشت کوچک نهان در سینه ام تزریق نمود. و درست آن زمان که شریان هایم مالامال از این مخدر هستی بخش گشته بود، آن سراسر نور، تابش درخشانش را در ورای ابرهای سیاه، پنهان نمود. آسمان آبی زندگی تیره و تار شد و رعد و برقی دهشتناک بروز نمود و رازهای نهانی را برایم هویدا کرد تا بار دیگر در حکمت بخشیدن ها و باز پس گرفتن های آفریننده ام کنجکاو گردم...
در بخشی از این کتاب می خوانیم :
" کت را به دور خود پیچیده و ناخواسته بوی عطرش را به مشام کشیدم که وقتی به خود آمدم، متوجه نگاهش که، بر رویم ثابت مانده بود، شدم. در همین حین لبخندی تحویلم داد. از سوتی که داده بودم، از دست خودم عصبی شده بودم. برای اینکه مثلاً حرکتم را توجیه کنم، گفتم:
ـ ادکلنت خیلی خوش بوئه.
خنده معنا دارش را به رویم زد:من که حرفی نزدم.
سپس لبخند موذیانه ای بر روی لبش نشانده و به جلو خیره شد.  
بعد از پیاده شدن از قایق، به تالار بزرگ ائل گلی رفته و شام خوردیم. سر شام مدام زل می زد به صورتم و موجب معذب شدنم می گشت. نهایتاً زبان به اعتراض گشودم:
ـ می شه اینقدر نگام نکنی، نمی فهمم چی دارم می خورم؟
ـ ببخشید. دست خودم نیست، مجبورم. چیکار کنم؟
ـ کی مجبورت کرده؟
ـ زمان، یه کم دیگه باید برم و دیگه معلوم نیست کی ببینمت.
ـ مگه امشب برمی گردی؟
ـ با اجازهاتون!
ـ چرا شب؟ خب بمون صبح می ری! شب خطرناکه.  
ـ کجا بمونم؟ تو که ما رو تحویل نمی گیری.
ـ بازم بهت رو دادم؟
ـ شوخی کردم دختر، ناراحت نشو.
ـ شوخی قشنگی نبود.
 بعد از سکوتی طولانی ادامه دادم:من که دیگه سیر شدم، بهتره بریم تا تو هم قبل از اینکه مخت بیشتر از این تاب برنداشته بری.
ـ باشه، معذرت می خوام دیگه حرفی نمی زنم غذاتو بخور. "
 

فهرست مطالب

این کتاب فهرست ندارد.

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

کتاب های دیگر انتشارات رهام اندیشه

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
محمدي

خيلي خوبه

1398-09-20

برچسب ها