×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
قصه های دلنشین

دانلود کتاب قصه های دلنشین

قصه های دلنشین
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : قصه های دلنشین

نویسنده : کاظم سعیدپور

ناشر : جمال

تعداد صفحات : 218 صفحه

شابک : 978-964-202-000-3

تاریخ انتشار : 1387

رده بندی دیویی : 297/658

دسته بندی : داستان های کوتاه, داستان و رمان مذهبی

نوع کتاب : PDF

قیمت نسخه الکترونیک : 6000 تومان


معرفی کتاب

"قصه های دلنشین" / داستان های موضوعی؛ 40 موضوع، 244 داستان
کتاب حاضر اثری از کاظم سعید پور می باشد که توسط انتشارات جمال منتشر شده است.
این مجموعه شامل: چهل موضوع، چهل آیه، یک صد و هشت حدیث، یک صد بیت شعر و دویست و چهل داستان است که با نگاه خاص و چینش موضوعی، تهیه و تدوین گردیده است تا نگاه مختلف به یک موضوع را برای خواننده فراهم آورد. به طور قطع، همراهی آیه، حدیث و شعر در یک موضوع، اعتبار بیشتری ایجاد خواهد کرد و اطمینان خاطر در پذیرش، رجوع و استشهاد به آن را مستندتر می نماید و بین داستان های صحیح و خلاف واقع و عاری از حقیقت، تمایز به وجود می آورد. داستان، بیان تجارب و خواسته ها به زبان ساده و به تصویر کشیدن ذهنی راه های طی شده است و با ایجاد باور و جایگزین کردن خواننده به جای قهرمان داستان، توانایی هایی را در آدمی به وجود می آورد، از طرف دیگر به لحاظ درک تصاویر، نقاط مثبت را در آدمی افزوده، نقاط منفی را کاهش می دهد.

در بخشی از این کتاب می خوانیم:
"حرثمه می گوید: وقتی از جنگ صفین به همراه علی علیه السلام برگشتم، آن حضرت وارد کربلا شد و در آن سرزمین نماز خواند. آن گاه مشتی از خاک کربلا برداشت و آن را بویید و سپس فرمود، آه؛ ای خاک! حقا که مردمانی از تو برانگیخته می شوند که بدون حساب داخل بهشت می گردند.
وقتی حرثمه نزد همسرش-که از شیعیان علی علیه السلام بود-بازگشت ماجرایی را که در کربلا پیش آمده بود برای وی نقل کرد و با تعجب پرسید: علی علیه السلام این قضیه را از کجا و چگونه می داند؟
حرثمه گوید: مدتی از آن ماجرا گذشت، آن روز که عبیدالله بن زیاد لشکری به جنگ امام حسین علیه السلام فرستاد، من هم در آن لشکر بودم.
هنگامی که به سرزین کربلا رسیدم، ناگهان همان مکانی را که علی علیه السلام در آن نماز خواند و از خاک آن برداشت و بویید، دیدم و شناختم و سخنان علی علیه السلام به یادم افتاد، از آمدنم پشیمان شدم، اسب خود را سوار شدم و به محضر امام حسین علیه السلام رسیدم و به آن حضرت سلام کردم و آنچه را از پدرش علی علیه السلام شنیده بودم، برایش نقل کردم. امام حسین علیه السلام فرمود: آیا به کمک ما آمده ای یا به جنگ ما؟
گفتم: ای فرزند رسول خدا علیه السلام! من به یاری شما آمده ام نه به جنگ شما؛اما زن و بچه ام را تنها گذاشته ام و از جانب ابن زیاد برایشان بیمناکم.
حسین علیه السلام فرمود: حال که چنین است از این سرزمین بگریز که قتلگاه ما را نبینی و صدای ما را نشنوی. به خدا سوگند! هرکس امروز صدای مظلومیت ما را بشنود و به یاری ما نشتابد، داخل آتش جهنم خواهد شد."

فهرست مطالب

آفات زبان

احترام بزرگتر ها

امر به معروف و نهی از منکر

بخل

بدخلقی

توابین

توشه آخرت

جوان

حسد

خبر از کربلا

غضب

حیوانات

دوستی و رفاقت

دیدار با امام زمان

ذکر

روزه

روزی حلال

زنان شایسته

بدگمانی و سوءظن

شکر

شوخی و مزاح

صلوات

طریق وصال

عفت حیا

عفو و گذشت

علائم ظهور

غیبت

کودکان

کیفر اعمال

لطف و رحمت الهی

لحظات مرگ

لحظات سرنوشت

مال حرام

موعظه

مناجات عارفانه

نسخه های رستگاری

نماز

هم نشینان پیامبران

وفای به عهد

یک داستان و یک پند

 

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها