×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود رایگان کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
قصه های پیامبری

دانلود کتاب قصه های پیامبری

قصه های پیامبری
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : قصه های پیامبری

نویسنده : فرزانه تقدیری

ناشر : کتابچین

تعداد صفحات : 199 صفحه

دسته بندی : داستان کودک, داستان نوجوان

نوع کتاب : PDF

قیمت نسخه الکترونیک : رایگان


معرفی کتاب

"قصه های پیامبری"
کتاب حاضر اثری از فرزانه تقدیری می باشد.
در این کتاب قصه های از زندگی پیامبرانی از جمله نوح، ابراهیم و اسحاق، موسی، عیسی، سلیمان، صالح، هود، یونس، ایوب و ... آورده شده است.

در بخشی از این کتاب می خوانیم:
"حضرت عیسی در بین مردم معجزه هاي زیادي داشت و باعث شده بود مردم روز به روز به سوي او بروند. اما بعضی ها بودند که اصلا دوست نداشتند مردم حضرت عیسی را دوست داشته باشند. یهودا هم خودش را از دوست هاي حضرت عیسی معرفی کرده بود اما در دلش شک داشت. یک روز همگی جمع شدند و به قصر پادشاه رفتند و به پادشاه گفتند:
-پادشاه بزرگ، اي قیصر روم. روز به روز طرفدارهاي عیسی بیشتر می شود. مردم را دور خودش جمع می کند و با حرف ها و کارهایش آن ها را فریب می دهد. شما پادشاه این سرزمین هستین و نباید اجازه بدید عیسی به کارهایش ادامه بدهد. پادشاه که تا به حال فقط به فکر خوش گذرانی بود با خودش فکر کرد و دید که آن ها راست می گویند و حضرت عیسی براي پادشاهی او خطر بزرگی است و مردم سرزمین را فریب می دهد و به سمت خود می کشاند. عصبانی شد و گفت:
-هر چه زودتر عیسی را بکشید. شنیدید که چه گفتم، او نباید زنده بماند....
هر کدام از مامورها وظیفه داشتند که حضرت عیسی را بکشند. حضرت عیسی داشت کنار مردم حرف می زد که یعقوب با عجله خودش را رساند و در گوش حضرت گفت:
-اي پیامبر با تو کار مهمی دارم.
حضرت عیسی دست بر روي شانه ي یعقوب گذاشت و گفت:
-برو الان می آیم.
و وقتی حرف هایش تمام شد. همراه دوست هایش به خانه رفتند و دور هم نشستند. حضرت عیسی گفت:
-چه شده یعقوب چرا این قدر نگرانی؟
یعقوب با ناراحتی گفت:
-خبرهایی شنیدم، آن ها می خواهند تو را بکشن.
دوست ها به هم نگاه کردند. پطروس گفت:
-اي پیامبر، چیزي بگو، چرا ساکتی؟
حضرت عیسی به آرامی گفت:
-اصلا نگران نباشین. خدا با همه ي مومن ها است. یکی دیگر از دوست ها گفت:
-باید همه مخفی بشیم. جان پیامبر در خطر است.
حضرت عیسی و دوستانش از خانه هایشان رفتند و در جایی مخفی شدند. مامورهاي پادشاه دنبال حضرت عیسی می گشند تا او را بکشند."

فهرست مطالب

این کتاب فهرست ندارد.

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
ساسان رامح

یک کتاب بسیار عالی و روان برای آشنایی نوجوانان با پیامبران الهی و زندگی انها حتما این کتاب رو بخوانید .

1400-06-08

مبینا همراهی

آموزنده ورفتارشان الگو

1399-02-10

عاطفه مقصودی

خیلی عالی، مطالعه و شنیدن داستان های این سبکی، به کودکان و نوجوانان در رشد آگاهی ذهنی خیلی کمک میکنه.

1399-01-05

محمد

خیلی خوب بود

1398-02-18

رضا

عالی

1398-02-14

برچسب ها