×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
مکتب عشق

دانلود کتاب مکتب عشق

مکتب عشق
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : مکتب عشق

نویسنده : فرامرز رحیمی قوتانلو

ناشر : ماهواره

تعداد صفحات : 103 صفحه

شابک : 978-622-266-120-5

تاریخ انتشار : 1399

رده بندی دیوی : 8فا1/62

دسته بندی : شعر فارسی, شعر نو

نوع کتاب : Epub

قیمت پشت جلد : 35000 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 5000 تومان


معرفی کتاب

"مکتب عشق"
کتاب حاضر اثری از آقای فرامرز رحیمی قوتانلو می باشد که توسط انتشارات ماهواره منتشر شده است.
مجموعه شعر مکتب عشق مجموعه ای از اشعار عاشقانه در قالب شعر نو می باشد که بسیار جذاب و شیرین و زیبا سروده شده اند.


در بخشی از این مجموعه شعر می خوانیم:
" در فراق تمام وجودم از درد می لرزید
میخواستم شهری را به آتش بکشم آمدی
با نگاهی سحرم کردی
در آن چشمها عشق موج میزد
نور پرتو افشانی میکرد
محبت فریاد میزد
آرام شدم
با دیدنت خیالم جای دیگر سفر کرد
به چشمه ای زیبا با آبی روان
مشغول شنیدن صدای جیک جیک پرندگان شدم
و دیدن یک جفت پروانه ی سفید
که از روی گلهای وحشی از این ور به آن ور میپریدند
با دیدن آن چشم ها در من بهشت تداعی شد
تو را یافته ام ای همه ی هستی من
دوستت دارم!"

فهرست مطالب

ای اجل    
آن روز که تو را دیدم    
برای تو می نویسم    
با خود قرار گذاشته ام    
دیگر معجزه ای نیست    
شب عید ابری سیاه    
قسم به دل که به ماه گفت    
دلم هوای دوران کودکی کرده     
برای مادر    
در امواج عشقت     
به دریا زدم    
شهر غرق در گناه     
برای پدر    
تو دریایی    
خانه ویران شده     
عشق    
نازنینم    
یک قدم     
ای نور کامل    
از می و منبر گذشتم     
ای چشم با دل یکی باش    
یادش بخیر بازی کودکانه    
من در اندیشه ی توام     
زلف پریشانی از شیخ     
اوج عشقی برای من    
مناجات باخدا    
ای مهربانترین مهربانان    
یا رب     
مکتب عشق     
یا رب    
مکتب عشق     
به عشقت قسم یارب    
ای دل نعره بزن     
ای جفاگر    
ای بت من    
ای دل    
تویی که هیچ نمی دانی    
نمی دانستم    
مهدی جان    
ما قطره ایم و حسین دریا    
تمامی راهها را    
این دنیا آنقدر ارزشش را ندارد    
در فصل خزان    
جادوی چشم سیاهت    
ویران شده ی عشقم و عشق هم به کار نمی آید    
از کودکی به ما آموختند    
به پایان رسید عمر    
خبر آمدنت را مردم زمزمه می کنند    
وعده کردند و    
چند روزی دور هم می ناب نوش کردیم    
در را ببند    
شعر شاعر     
آیینه را شکستم     
امروز هنگام برگشتن...    
شب همه در خیال تو    
باغبان همه عمر در خواب شدی    
ماه من شاید...    
سلام پاییز جان    
ای کاش می توانستیم    
ای غم     
پرسیدم عشق را در چه می بینی؟    
عاشق که شدی دنیایت عوض می شود    
گفته اند زیبایی    
می دانم که تمام دردها     
آخر تو را می شکنم    
عمری در انتظار بودیم که بیایی نشد    
سوختم از درد جانسوز عشق بیا    
یا رب     
روا نیست عاشق کنی و به غم رها سازی    
بهار آمد و درختهاپر شکوفه شدند    
عاقبت     
در ظلمت شب    
آتش مزن بر جان من    
شهر به شهر قصه ی عشقت را خواهم گفت    
یا رب دیدی    
یک شبه عشق درد مرا درمان کرد    
در دلم طوفان غم کرده ای مینای من    
خدایا هر لحظه در تب و تابم می کنی    
امشب از درد فراق یار دیوانه شدم    
تو چهره زیبا می کنی    
کاش آدم خوددار بود و گندم ممنوعه نمی خورد    
ای دل چرا دیوانه ای دیوانه    
عمری خار شدم    
توبه ی گرگ به ذاتش در خطا بود    
عمری     
در فراق تمام وجودم از درد می لرزید    
ای انسان    
ای گل    
آن روز که نگاهت    
قسم به چشمانش

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

کتاب های دیگر انتشارات ماهواره

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها