×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود رایگان کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
به زودی یک نفر خودش را در اینجا حلق آویز خواهد کرد

دانلود کتاب به زودی یک نفر خودش را در اینجا حلق آویز خواهد کرد

به زودی یک نفر خودش را در اینجا حلق آویز خواهد کرد
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : به زودی یک نفر خودش را در اینجا حلق آویز خواهد کرد

نویسنده : محمد جابری

ناشر : نوگام

تعداد صفحات : 392 صفحه

شابک : 978-1-909641-12-9

تاریخ انتشار : 1392

دسته بندی : رمان های ایرانی

نوع کتاب : PDF

قیمت نسخه الکترونیک : رایگان


معرفی کتاب

"به زودی یک نفر خودش را در اینجا حلق‌آویز خواهد کرد"
کتاب حاضر اثری از محمد جابری می باشد که توسط انتشارات نوگام منتشر شده است.
«به زودی یک نفر خودش را در اینجا حلق‌آویز خواهد کرد» مجموعه داستانی‌ست خلاقانه که قید و بندهای انسان معاصر را برای خیال در هم شکسته است. زندگی آدم‌های وارونه، نامتعارف و غیرعادی که در اوج عجیب بودن انگار آنها را می‌شناسیم و با آنها همذات‌پنداری می‌کنیم. آدم‌های این مجموعه در جبر کامل زیست می‌کنند، با شرایط سختشان به صورت خیلی طبیعی مواجه می‌شوند و کنار می‌آیند. جوری که در آخر مخاطب از خودش می‌پرسد: آدم طبیعی کدام است؟ من یا راوی وارونه داستان؟ هیچ چیز مطلق نیست. نه مرگ و نه حتی زندگی به صورت حتمی بازگو نمی‌شوند. داستان‌های این مجموعه زبان باز و بی‌پروایی دارند. آنها به صورت ساختار شکنانه‌ای از لحاظ فرم و محتوا روایت شده‌اند. بیشتر شخصیت‌ها یا غیر عادی‌اند و یا کاملا در دنیایی با شرایط غیر طبیعی به سر می‌برند و همه اینها با کمک طنز تلخی که در بیشتر سطور به چشم می‌آید، ذهن مخاطب را مشت می‌زند و انگار می‌خواهد پوچی و بی‌معنایی همه‌چیز را گوشزد کند و بگوید تنها مهم همان خود زندگی‌ست.

در بخشی از این کتاب می خوانیم:
"خرچنگ دریایی تنها- من دلم نمی خواد از اینكه چرا می خواستم خودمو بكشم حرف بزنم. فكر می كنم ترجیح می دم اونو فقط با دكترم و خصوصی مطرح كنم. ولی در مورد ماجرای خودكشیم باید بهتون بگم كه من فكر همه جاشو كرده بودم و نمی خواستم هیچ شانسی به خودم بدم تا زنده بمونم. برای همین رفتم و یه شیشه سیانور خریدم. به همراه یه طناب كلفت، یه اسلحه ی كمری، گازوئیل و یه فندك. كنار خونه ام یه رودخونه بود. گازوئیل رو روی خودم خالی كردم و از یه درخت كه كنار رودخونه بود بالا رفتم. آخه پیش خودم یه سری حساب كتاب كرده بودم. بعد روی یكی از شاخه های كلفتش خزیدم و طناب رو محكم به شاخه گره زدم."

فهرست مطالب

مرده ها حرف نمی زنن  

زِد: ظهور یك تاریكی 

امیلی كم پرده 106

«بد »ای كه بزرگ به دنیا اومد 

انجمن خودكشی های نافرجام 

شهری كه راه می رفت 

روح پراگ 

صدایی شنیدم. زوزه بود یا نجوا نمی دونم. كسی داشت از فاصل های خیلی دور

فریاد می زد یا شبحی در پشت سرم آروم اینهارو زیرگوشی........................ 

مسخ های آینه ای

س ا آ ج 

خاكستری های فرق سرم 

سفر به ماه با سه سنت 

سواركاری در راه شیری با یك كیلو كلمه 

راز مرگ شرلوك هلمز (یك قهرمان كُشی مفرحانه) 

نامه ای به الیزه از داخل یخچال ملی 

كارت پستالی از قبرستان های پالمیرا 

مردی كه خودش را خورد 

عشق بازی با یك سایه 

یكی بخر، دوتا ببر. دو داستان با یك پایان 

ماجراهای لكِ روی عینكم 

مرا ۳۰ هزار تومان عاشق بود 

یك عاشقانه ی سوسیسی 

اجرای آخرِ یك بوسه، عشق و خداحافظ 

جنایت كاری در زمان 

یك داستان سقط شده 

داستانی كه اسمش یادش رفته بود

گردش با یك مرگ خنده دار 

روح بی قرار 

نقاشی كه نقاشی هایش را سوزاند (لیزا) 

این چرندی سیاه - سفید است

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها