×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود رایگان کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
خرمگس

دانلود کتاب خرمگس

خرمگس
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات

فهرست

نقد و بررسی

نام کتاب : خرمگس

نویسنده : اتل لیلیان وینیچ

ناشر : کتابچین

مترجم : خسرو همایون پور

تعداد صفحات : 284 صفحه

دسته بندی : رمان های خارجی, داستان های آموزنده

نوع کتاب : PDF

قیمت نسخه الکترونیک : رایگان


معرفی کتاب

"خرمگس"
کتاب حاضر با عنوان اصلی  (The Gadfly) اثری از لیلیان اتل وینیچ (Ethel Lilian Voynich) با ترجمه ای از خسرو همایون پور می باشد.
لیلیان اتل وینیچ از رمان نویسان مشهور ایرلندی است. رمان خرمگس در سال 1897 در آمریکا و چند ماه بعد در بریتانیا منتشر شد. در جامعه شناسی اصطلاح خرمگس  به شخصی گفته می شود که ایده ها و روال عادی اجتماع را به نقد کشیده و مانند یک خرمگس اسب بی حال و ناتوان جامعه را به حرکت وامی دارد. در تاریخ، سقراط اولین فردی بود که از این اصطلاح استفاده کرد و خود را خرمگس اجتماع نامید. شخصیت اصلی رمان فردی به نام آرتور بورتون است. داستان در کشو ایتالیا می گذرد. دقیقا در دهه 1840 که ایتالیا تحت سلطه اتریش قرار داشت. کتاب خرمگس در مورد سازمان "ایتالیای جوان" است که ژوزف مازینی  در سال 1831 پایه گذاری کرد. بعد از آغاز به کار این سازمان، مرد در مناطق مختلف ایتالیا دست به شورش می زدند. آرتور بورتون سرگروه جنبش جوانان بود و پدر مونتالی دشمن اصلی او به شمار می رفت. آرتور در جوانی فکر می کرد که کلیسا راهنمای مردم است، ولی پس از مدتی متوجه اشتباه خود شد. در این رمان رابطه ای تراژیک بین آرتور و دختر مورد علاقه اش «جما» رخ می دهد. این کتاب در واقع داستانی است با مضامین عشق و شجاعت، بیداری ، ایمان و دگرگونی. چهره خرمگس از درخشان ترین چهره های یک مبارز واقعی در سراسر ادبیات جهان به شمار می رود. این کتاب تا کنون به بیش از سی زبان مختلف ترجمه شده است و چندین اقتباس سینمایی از آن شده است.

در بخشی از این کتاب می خوانیم :
"آرتور مشتی دیگر از کاسه گلهای دیژیتال را کند و در حالی که چشم به زمین دوخته بود گفت : پدر،جریان به این ترتیب بود : در پاییز گذشته،هنگامی که خود را برای امتحانات ورودی آماده می کردم،ناگزیر با دانشجویان زیادی آشنا شدم ،یادتان هست؟باری،بعضی از آنان با من شروع به صحبت درباره ...همه این مطلب کردند کتابهایی نیز به من دادند،ولی من توجه زیادی به آن مطالب نداشتم همیشه می خواستم نزد مادر به خانه باز گردم .می دانید او در این خانه دوزخی تنها به سرمی برد،و فقط زبان جولیا برای کشتنش کافی بود .بعد در زمستان هنگامی که سخت بیمار شد دیگر دانشجویان و کتابها را از یاد بردم .و سپس همانطور که می دانید دیگر آمدن به پیزا را ترک گفتم.اگر آن مطالب در خاطرم بود با مادر در میان می گذاشتم. آنها را به کلی از یاد برده بودم. و بعد فهمیدم که مادر در شرف مرگ است- می دانید،تقریبا به طور مداوم تا آخرین لحظه در کنارش بودم. اغلب شبها بیدار می ماندم - جما وارن روزها می آمد تا من بتوانم بخوابم .باری، در آن شبهای طولانی بود که به فکر کتابها و آنچه که دانشجویان می گفتند افتادم .با خود فکر می کردم که آیا حق با آنهاست و یا نظر مسیح چیست."

فهرست مطالب

این کاب فهرست ندارد.

نقد و بررسی رمان خرمگس

درباره ی رمان خرمگس

خرمگس (The Gadfly) رمانی از نویسنده ی ایرلندی، اتل لیلیان وینیچ است. این کتاب در ژوئن 1897 میلادی در آمریکا و در سپتامبر همان سال در انگلستان چاپ شد.

داستان کتاب در ایتالیای تحت نفوذ اتریش در دهه ی 1840 میلادی می گذرد که دورانی پر از آشوب و خیزش بود. کتاب داستان ایمان، بیداری از خواب و خیال، دگرگونی، عشق و شجاعت است.

انتشارات کتابچین این اثر را با ترجمه ی خسرو همایون پور به چاپ رسانده است. سراسر رمان سرشار از عشق عمیق به انسان ها است. چهره ی خرمگس، درخشان ترین چهره ی یک مبارز واقعی در سراسر ادبیات جهان می باشد. این کتاب تاکنون به زبان های هلندی، آلمانی، لهستانی، عبری، روسی، فرانسوی، چینی، مجارستانی، ژاپنی و بیش از بیست زبان دیگر ترجمه شده است.

نیکلای ماشچنکو در سال 1980 از روی این کتاب فیلم ساخته و همچنین جورج برنارد شاو در سال 1898 نمایشنامه ی خرمگس یا فرزند کاردینال را از روی این کتاب نوشته است. آخرین نسخه ی سینمایی این اثر مربوط به كشور چین در سال 2003 است.

 

خلاصه ی داستان رمان خرمگس

آرتور شخصیت اصلی این رمان، پسر جوانی است که گذشته ی مبهمی دارد و شاگرد مونتانلی، پدر روحانی و مدیر آموزشگاه طلاب است. رابطه ی آرتور و مونتانلی کمی بیش از رابطه ی شاگرد، استادی است. آرتور پدر و مادر خود را از دست داده و چند برادر ناتنی دارد که رابطه ی خوبی با آن ها ندارد.

آرتور عضو سازمان ایتالیای جوان می شود. جمعیتی که هدف آن بیرون راندن ارتش از کشور با کمک مردم است. آرتور از این سازمان با پدر روحانی حرفی نمی زند. در واقع ایتالیای جوان، خط قرمز او است. او دلباخته ی دختری به نام جما است؛ اما جما فرد دیگری در این سازمان را با نام بولا دوست دارد.

آرتور با نقشه ی زیرکانه ی جاسوسان اتریشی بدون آنکه بخواهد اطلاعاتی را از سازمان لو می هد که منجر به دستگیری بولا می شود. آرتور بعد از این اتفاق مجبور به فرار از کشور می شود و این سفر برای او مانند جهنم است.

سال ها بعد آرتور با نام مستعار خرمگس به کشور باز می گردد. چهره ی او به خاطر سختی ها و زخم ها به کلی تغییر کرده است؛ اما دو چیز هنوز در او تغییر نکرده، ایمان به آزادی ایتالیا و عشقش به جما.

 

درباره ی نویسنده

اِتِل لیلیان وُینیچ (Ethal Lilian Voynich) رمان نویس و موسیقی دان ایرلندی در 11 می 1864 به دنیا آمد. پدر او جورج بول از دانشمندان برجسته ی انگلیسی است. جورج اورست، عموی مادر او جغرافیدان مشهوری بود که به پاس تحقیقاتش در رشته کوه های هیمالیا مرتفع ترین قله ی جهان به نام او است.

او در کودکی پدر خود را از دست داد و نویسندگی در او بسیار زود شکوفا شد. اِتِل به تحصیل فلسفه، ادبیات، زبان شناسی و موسیقی پرداخت. در سال 1882 با ارثیه ی مختصری که به او رسید به برلین رفت و در آنجا پیانو آموخت. در همین سال ها بود که توجهش به مسائل اجتماعی جلب شد و مبارزه ی انسان ها برای آزادی شوری در او ایجاد کرد.

اتل لیلیان وینیچ

اِتِل در سال 1887 به روسیه رفت و بعد از بازگشت به وطن با میخائیل وُینیچ که یک انقلابی لهستانی فراری بود، ازدواج کرد. در سال 1910 رمان دوستی گسیخته شده را نوشت که درباره ی زندگی خرمگس در آمریكای جنوبی است.

از آثار مطرح او در زمینه ی موسیقی می توان به اوراتوریوی بابیلون اشاره كرد. همچنین او نامه های فردریك شوپن را ترجمه كرده است. در سال 1944 رمان كفشت را بكَن را نوشت كه درباره ی اجدادِ مادری خرمگس است.

او در 27 ژوئیه 1960 در سن 96 سالگی در گذشت. سیارك 2032 اِتِل به افتخار او نامگذاری شده است.

از آثار او می توان به؛ جك دیموند، دوستی گسیخته شده و كفشت را بكَن اشاره كرد.

 

نقد ادبی رمان خرمگس

رمان خرمگس رمانی رئالیستی با ریشه های رئالیست انتقادی و رئالیست سوسیالیستی است. این داستان در بستر عشقی لطیف جای می گیرد. نمونه های روشن مجادلات و نقیضه گوئی ها در رمان وینیچ به شكل رمان چندآوایی نمود پیدا می كند.

رمان چندآوایی از شیوه های نقل قول مستقیم، غیرمستقیم (به طور غیرمستقیم افكار درون شخصیت رمان را بیان می كند.) و گفتارهای درون شخصیت های داستان تشكیل می شود كه با آثار داستایفسكی به اوج رسید. گفت وگوهایی كه از جانب راوی سوم شخص (دانای كل) روایت می شود و یا بین شخصیت های متفاوت با جهت گیری ها، افكار و دیدگاه های متفاوت پخش می شود و در هر كدام از آن ها یك نوع نحوه ی بیان، یك سبك مشخص یا یك ایدئولوژی متفاوت به كار گرفته می شود. در واقع رمان چندآوایی مثل یك گفت وگوی بزرگ است.

وینیچ در پرداخت شخصیت هایش رویكردی دموكرات دارد و شخصیت هایش را در بیان و ابراز عقیده آزاد می گذارد. به همین خاطر صدای مسلط نویسنده در اثر حس نمی شود. او از نثری روزنامه گونه استفاده كرده و تنها به توصیف وقایع اصلی و اتفاقات مهم می پردازد.

خرمگس (The Gadfly)

اِتِل در شخصیت پردازی از تیپ سازی پرهیز كرده و قهرمان هایش را از قشر عادی جامعه و افرادی معمولی و گاه حقیر انتخاب می كند و در نهایت از آن ها نمایندگانی مختص طبقه ای خاص می سازد.

قسمت های ابتدایی رمان با پیروی از سبك پاستورال آثار تولستوی به ایمان و اعتقادی پاك و به دور از تزویر می گذرد كه با همنشینی با طبیعت بكر كوه های آلپ تصویری از ایمان به مسیح می آفریند. مجادله ی انتهایی خرمگس و مونتانلی بار دیگر مفهوم انتزاعی ایمان و باور به مسیحیت را تایید می كند. دیالوگ های عمیق و چندآوایی میان آن دو، شیطان و خدای سارتر را به یاد می آورد كه ریشه هایی از رئالیسم روانكاوانه داستایفسكی را با خود به همراه دارد.

طنز نهفته در اثر طنزی گزنده و سیاه است كه از زبان راوی سوم شخص (نویسنده) و شخصیت ها بیان می شود.

 

تحلیل شخصیت های رمان خرمگس

در بررسی رمان خرمگس و ریشه های شخصیت آرتور، با شخصیتی مواجهیم كه وامدار انگیزه های شخصیت ها در بستر رئالیسم اجتماعی است. مهم ترین و برجسته ترین روابط در داستان مربوط به آرتور و كاردینال است. این رابطه ابتدا با عشق و احترام همراه است و گونه ای رابطه ی مرید و مرادی است. كاردینال مانند بُتی است كه آرتور او را ستایش می كند؛ اما به ناگاه همه چیز خراب می شود. تمام اعتقادات مذهبی او و كسی كه برای او تا این اندازه قابل احترام بوده در مقابل چشمانش فرو می ریزد؛ اما تغییر در این مسیر با رنج های مسیح گونه همراه است. در واقع رابطه ی كاردینال و آرتور تركیبی است از عشق پدر، فرزند گونه ای بی آلایش كه آرمان پسر و ایمان پدر بر آن سایه انداخته است. هردوی آن ها نمی توانند از آرمان خود دست كشند و همین امر موجب نابودی هر دوی آن ها می شود.

(The Gadfly)

اولین بار افلاطون بود كه سقراط را به خرمگسی تشبیه كرد كه اسب بی احساس سیاست آتن را آزار می داد و سعی در بیداری او داشت. در این رمان هم نویسنده آرتور را به خرمگسی برای تلنگر به همگان تشبیه كرده است. آرتور نماد یك فرد انقلابی است كه از اعماق وجودش به كار خود باور دارد. كارهای او از روی آگاهی و با ایمان قلبی است. تلاش او تاثیرگذاشتن بر مردم ایتالیا برای قیام است. حتی اگر این مردم در خواب عمیق باشند. آرتور یك خرمگس واقعی برای ایتالیا است كه حتی دشمنان و نگهبانانی را كه در زندان مراقب او هستند تحت تاثیر قرار می دهد.

تربیت مذهبی آرتور به نحوی است كه او اعتقاد دارد كه كلیسا راهنمای ملت است و در پایان در كنار مردم قرار خواهد گرفت؛ اما در برخورد با واقعیت عینی به پوچ بودن این عقیده پی می برد. فساد، دروغ و نیرنگ كشیش ها را می بیند و نه تنها از مذهی بریده بلكه متنفر و بیزار می شود. رنج ها و زخم هایی كه آرتور می بیند كم از مصائب مسیح نیست. یك مسیح مدرن در برابر آنچه كه مذهبیون به آن معتقد هستند.

قهرمان این داستان آرتور است؛ اما ویژگی متمایز او با قهرمان ها ارجحیت وجه انسانی اش با وجه اسطوره ای با ویژگی های خارق العاده است. او هم انسانی است با تمام خشم ها و كینه های شخصی، آمیزه ای از درد و رنج است. او نه یك فرشته و نه یك قهرمان است. بلكه انسانی جایزالخطا است. او همان كسی است كه می تواند معشوقه اش را با بی اخلاقی مضحكه ی خاص و عام كند و همزمان می تواند رشادت ها و فداكاری های فراوانی را با هوش سرشار خود برای آرمان های حزب انجام دهد و در نهایت می تواند فرشته ی نجاتی باشد كه كودك زخم خورده طرد شده ای را پناه دهد و شكلی مسیح وار از خود نشان دهد كه برآمده از شخصیت چند وجهی او است.

خرمگس

در رمان های رئالیستی اغلب حوادث تصادفی و به دور از واقع دیده نمی شود. شخصیت ها با تكیه بر من خودآگاه بی واسطه شان براساس روابط علت و معلولی دست به اقدامات مورد نظر خود می زنند. این موضوع در تغییر اخلاق ناگهانی مونتانلی نسبت به تصمیمش درباره ی مرگ آرتور در اواخر داستان رخ می دهد. ما با مجادله و نطق های تكان دهنده ی آرتور مبنی بر سرگذشت و خواسته اش به همدلی پدر و پذیرفتن او به عنوان تنها پسرش و كنار گذاشتن فرقه ی مسیحیت مواجه هستیم كه با مخالفت مونتانلی مواجه می شود.

اما بلافاصله بعد از مرگ آرتور و دیدن جسد غرق در خون او در نطقی بی سابقه مسیح و مسیحیت را زیر سوال می برد و چند روز بعد می میرد. سلسله ی حوادث علت و معلولی كه با ارائه ی حقایق آشفته از سوی آرتور كه پشت هم و بی وقفه اتفاق می افتد، وضع روحی-روانی مونتانلی را دچار اختلال می كند كه با غمی عمیق و جاودانه كه با عذاب وجدان همراه می شود، او را از پای درمی آورد و او را به شخصیتی مالیخولیائی تبدیل می كند كه روند رشد و روند حوادث او را به دامان مرگ می كشد.

 

نتیجه گیری

رمان خرمگس رمانی عاشقانه، سیاسی و ضد مذهب است. وقایع تاریخی زمانی كه با زبان ادبیات و در قالب رمان بیان شوند بسیار جذاب و تاثیرگذار خواهند بود.

انتشارات كتابچین این رمان را با ترجمه ی خسرو همایون پور به چاپ رسانده است. هم اكنون این نسخه از كتاب در سایت كتابچین موجود است.

 

جملات قصار

  • اگر من می گریم و یا می نالم، اگر من چهره غمگین می كنم، تنها برای خندیدن است.
  • هر چه زمان انجام كاری بیشتر باشد، دلایل شروع بی درنگ آن نیز بیشتر است.

 

 

رمان خرمگس

ویکی پدیای رمان خرمگس

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%B1%D9%85%DA%AF%D8%B3_(%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86)
 

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

کتاب های دیگر انتشارات کتابچین

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
ketabdust

به غیر از اشتباهات تایپی که کتاب داره و مجبور میشی متون را مجدد بخونی تا بفهمی مشکل دیگه ای نداشت و داستانش قشنگ بود

1400-03-31

ساناز قاسمی

چقدر غلط املایی داره درستش کنین دیگه

1400-03-12

احمد خدابنده

یک بازنگری تو متنش داشته باشین غلط املایی داره یه ویراستاری میخواد خیلی جاها باید فاصله یا ویرگول گذاشته بشه

1400-03-11

نسترن ملکی

یک رمان جدی و تقریبا تاریخی

1400-02-27

هادی تبریزی

خوب بود و بهتر ازون اینکه رایگان بود

1400-01-21

kazem abbasi

عالی بود ممنون

1399-12-20

حسین دالقون

نویسنده به زیبایی و مستتر داره سقوط کلیسارو تو دوره ای از زمان نشون میده فرزند نامشروعی که زاده کشیش هست و همون فرزند روزی روبروی کلیسا می ایسته

1399-12-09

حمید حجتی

.چقدر این کتاب خوبه. منکه خیلی دوسش داشتم. یه مدت که بگذره (مثلا یه کتاب دیگه بخونم) می خوام یه بار دیگه هم بخونمش.

1399-12-08

بیژن رستگار

میشه گفت یک کتاب تاریخی در باره تسلط اتریش به ایتالیاست و تغییر اعتقادات شخصیت داستان از خداپرستی به بی دینی...قشنگه رایگانم هست که دیگه نگم براتون

1399-12-02

رامین نمازی

چقدر داستان این کتاب با مزه اس.

1399-11-08

وحید

کتاب خوبی است

1399-10-09

آمنه باوی

سلام این کتاب یک کتاب زیبا البته به نظر من زیباست ولی شاید به نظر شما زیبا نباشه خب داشتم میگفتم که این کتاب خیلی زیباست

1399-09-19

آصف طهماسبی

کتابش چقدر بامزه بود. من این کتاب رو خیلی دوست داشتم و مهمتر اینکه کتاب رو رایگان گذاشتن

1399-09-08

محمد

کتاب آموزنده و اجتماعی است.

1399-05-25

ali asiyayi

هنوز نخوندم ولی شنیده بودم اسم کتاب رو

1399-03-13

amirhg

زیبا

1399-01-20

Arash

خرمگس کسی است که نظریات و باورهای عموم جامعه و همچنین نحوه اداره امور را به چالش می‌کشد. اولین بار، افلاطون بود که سقراط را به خرمگسی تشبیه کرد که اسبِ بی‌حسِ سیاست آتن را آزار می‌داد و سعی در بیداری آن داشت. در این رمان نیز، اتل لیلیان وینیچ توجه بسیار بسیار ویژه‌ای به کاراکتر اصلی دارد و آرتور را خرمگسی می‌داند که تلنگری برای همگان است. خرمگس داستان سیاسی، عاشقانه و ضد کلیسای حاکم بر ایتالیای از هم پاشیده آن دوران است ( 1830) حکایت جوان نازپرورده ای ( آرتور) که همراه چند تن از دوستان خود عضو گروه مخفی " ایتالیای جوان " شده تا علیه حاکمان اطریشی و کلیسای حامی آنها برای آزادی وطن مبارزه کند. و جما دختری که محبوب اوست. اما کشیش اقرار نیوش آرتور او را فریب میدهد و آرتور ناخواسته باعث لو رفتن چند نفر از مبارزین میشود جما به آرتور سیلی میزند و آرتور دلشکسته و ناامید از خانه فرار میکند تا خرمگس داستان متولد شود. بعد از خواندن این کتاب تا ابد ماجرای خرمگس و جما و عشق ناکامشان را فراموش نخواهید کرد. از این کتاب دو ترجمه وجود داره که بهترین اونها همین ترجمه است که ترجمه آقای همایون پور میباشد.

1398-10-01

طاهرخانی

کتاب واقعاً قشنگی بود اصلا انتظار نداشتم اینجوری تموم بشه

1398-07-10

برچسب ها