×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
مردی که می خندد

دانلود کتاب مردی که می خندد

مردی که می خندد
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات

فهرست

نقد و بررسی

نام کتاب : مردی که می خندد

نویسنده : ویکتور هوگو

ناشر : جاودان خرد

مترجم : جواد محیی

تعداد صفحات : 646 صفحه

شابک : 964-6030-02-5

تاریخ انتشار : 85

رده بندی دیوی : 843/8

دسته بندی : رمان های خارجی, داستان های آموزنده

نوع کتاب : PDF

قیمت پشت جلد : 35000 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 8000 تومان


معرفی کتاب

"مردی که می خندد"

کتاب حاضر با عنوان اصلی (The Man Who Laughs) به نویسندگی ویکتور ماری هوگو (Victor Marie Hugo) و با ترجمه جواد محیی میباشد که توسط انتشارات جاودان خرد منتشر شده است.

 

مردی که میخندد ، اسم رمانی است از ویکتور هوگو، نویسنده و شاعر فرانسوی. او، این کتاب را در بروکسل قلم زد و آن را در آپریل سال ۱۸۶۹ منتشر کرد. داستان کتاب در اوایل قرن هجدهم در انگلستان، اتفاق می افتد.

این کتاب، داستان زندگی بسیار غمناک و تاسف بار کودکی به نام جوئین پلین است که از زمان تولد بی‌ خانمان می ‌شود و هرگز خانواده اش را ندیده ‌است. خریداران بچه او را میخرند ولی در سن ۱۰ سالگی از آن‌ ها جدا می‌شود. جوئین پلین، با توجه به اتفاقات و حوادثی که در جریان داستان رخ می‌دهد؛ جان یک دختربچه یک‌ ساله را نجات می‌دهد که از قضا او کور بوده است. سپس وی، به همراه آن دختر بچه که حالا او هم بی‌ خانمان است، پیش یک مرد تنها به نام اورسوس، بزرگ می‌شوند. او به خاطر قیافه زشت و مضحکش به اجرای نمایش در شهرها می ‌پردازد.

موضوع و بحث اصلی داستان در مورد عشق جوئین پلین و آن دخترک که «دئا» نام دارد  می‌ باشد. جوئین پلین، بعدها می‌ فهمد که یک لرد است و زمین‌ ها و کاخ ‌های بسیاری از آن اوست و در داستان مشخص می ‌شود که قیافه زشت وی به دلیل .......

ادامه این داستان جذاب را در کتاب مردی که می خندد مطالعه کنید.

ولی این را نیز باید بدانیم که عشق «جوئین پلین» و «دئا» بسیار ناراحت ‌کننده و غمناک است …

 

در بخشی از این کتاب میخوانیم:

"ناگهان دئا از آغوش جوئین پلین برخاست دست بر روی قلب خود نهاده و گفت:

- چرا این طور شدم؟حالم بهم خورد.از شادی دارم میمیرم.چیزی نیست.جوئین پلین بازگشت تو ضربتی بر من زد ضربت شادی و خوشبختی.شادی آسمان ها بر دلم روی آور شد و مرا منقلب ساخت.در غیبت تو به حال احتضار بودم.تو زندگی حقیقی را به من بازگردانیدی،چیزی در وجود من فرو ریخت،ظلمت درون من شکافته شد.زندگی گرم و سوزانی بر من روی آور گردید.تو زندگی عجیبی به من بخشیدی.این زندگی آسمانی است.و تحمل آن درد آور است.دیگر تنم قادر به نگهداری آن نیست.دل در سینه ام جاکن میشود.حال غریبی در خود احساس میکنم ولی خوشوقتم.جوئین پلین تو مرا از نو زنده کردی.

برافروخته شد،سپس رنگش پرید.دوباره چهره اش گلگون شد و افتاد.

اورسوس گفت:

- وای ! تو او را کشتی.

جوئین پلین دست به سمت دئا دراز کرد.ضربتی از دلهره بر او وارد آمد.او نیز بر زمین افتاد.لرزان از دئا پرسید:

- دئا ! چته؟..."

فهرست مطالب

بخش اول- سیه دلان

دماغه جنوبی پرتلند

جدائی

تنهائی

چند پرسش

درخت بشر

نبرد مرده و شب

نقطه شمالی پرتلند

بخش دوم- کشتی بر دریا

قوانین خارج از اراده بشر

در زیر سایه ها

مردان مضطرب بر دریای متلاطم

ابر عجیبی وارد صحنه می شود

هارد کانون

تصور نجات

وحشت لعنتی

صدای ناقوس

اعتماد بر دریای خشمگین

طوفان ، وحشی غول پیکر

فانوس دریائی

در آستانه هلاکت

در میان شب

ارتاش

گذرگاه خطرناک

راز ملاطفت ناگهانی

آخرین علاج

آخرین منبع

بخش سوم- اسیر ظلمت

برزخ

تأثیر برف

یک شب دیگر

بشردوستی دیوانه وار

بیداری

بخش چهارم- سایه های گذشته

لرد کلانچارلی

لرد "دیوید دیری مورا"

دوشس جوزیان

ظرافت و سلیقه عالی

کوئین آن

بارکیلفدرو

بارکیلفدرو راه باز می کند

دنائت

نیروی نفرت

اگر روزی پرده برافتد!

بارکیلفدرو در کمین گاه

اسکاتلند ، ایرلند ، انگلستان

بخش پنجم جوئین پلین و دئا

خنده جاوید

دئا

کور بینا

دو دلداده

روشنی در زمینه تاریک

اورسوس قیم و آموزگار

نابینائی درس روشن بینی می دهد

نیک بختی و موفقیت

پرت و پلائی که به نام شعر معروف است

نظری از خارج به پدیده ها

جوئیم پلین عادل و اورسوس واقع بین است

از فلسفه به شعر

بخش ششم آغاز جدائی

کاروانسرای تدکاستر

سخنوری در هوای طوفانی

بازگشت رهگذر

جمع اضداد در اثر نفرت

وانپتاک

محاکمه هوش در دادگاه گربه ها

تباهی در سایه ثروت

نشانه مسمومیت

لغزش به دنبال لغزش

بخش هفتم سیاه چال

اغوای جوئین پلین مقدس

شوخی تا جدی

توقیف – شکنجه – اعدام

در تعقیب جوئین پلین

دخمۀ مخوف

قضاوت کلاه گیسی

لرزش

ناله

بخش هشتم دریا و سرنوشت

دوام شکستنی ها

سرگردان فریب نمی خورد

کسی نمی تواند ناگهان از سیبری به سنگال برود.

افسونگری

تجدید خاطره و فراموشی

بخش نهم استاد متلون

گفتار بشردوست

کردار بشردوست

ابهام

ناقوس گنگ

مصالح عالیۀ کشور

بخش دهم تیتان

بیداری

شباهت کاخ و جنگل

حوا

شیطان

انسان به خود می آید ولی نمی تواند خود را بشناسد.

بخش یازدهم بر اوج قدرت

تحلیل حوادث شگرف

بیطرفی

تالار باستانی

مجلس سابق

مباحث پرشور

پستی و بلندی

طوفان روح بشر بدتر از طوفان دریاست

اگر پسر خوبی نبود برادر خوبی است

بخش دوازدهم زوال

بینوائی در اوج قدرت

بقایا

نتیجه دریا و شب

سگ نگهبان ، به جای فرشته نگهبان

بار کیلفدرو  شاهین را هدف قرار داد

بهشت موعود بر روی زمین

به سوی آسمان

تذکره نویسنده

 

 

 

 

"مردی که می خندد" از ویکتور هوگو:

روایت کودکی است که از کشتی خود جا مانده.ویلان و آواره به کالسکه ای که از آن دوره گردی به نام اورسوس است می رسد.اورسوس او را پناه می دهد و در می یابد که کودک،عمل جراحی عجیبی بر صورتش انجام شده که لبخندی دائمی را بر چهره اش نقش زده:"شکاف دهان را تا کنار گوش امتداد می دهند،لسه ها را سیخ می زنند و بینی را به طرف پایین می کشند"سال ها گذشته و کودک که جوئین پلین نام دارد به همراه اورس،دئا و... گرگ اورسوس،هومو،گروه نمایشی دوره گردی را شکل داده.

جوئین پلین سرشار از پارادوکس است.روحش با غم همنشین است در حالی که لبخندی کذایی همواره مونس چهره اوست. خود تهی دست است و در حال غم خوردن سایر رعایا.جوئین پلین نمادی است ساخته دست"ویکتور هوگو". دئا کور است و عاشق وجود جوئین پلین. دئا او را در جایگاه خدایی می پرستد،حال آنکه مردم از دیدنش وحشت می کنند.عشقشان پاک است و ناب.یکدیگر را نه ظاهری که باطنی دوست دارند.دئا به سخنان جوئین پلین این گونه پاسخ می دهد:  آیا زشتی چیزی غیراز بدی است؟ تو خوب و مهربانی و بنابراین زیبا.زیبایی چیست؟من نمی توانم چیزی را مشاهده کنم.قبول. اما ظاهرا بینایی،پرده ای روی واقعیت می کشد.

جوئین پلین درد و رنجی را در پس چهره خندانش بر دوش می کشد.او مردم را می خنداند تا از غم هایشان بکاهد."چه کاری ارزشمندتر از این در نزد خدا؟" اما کیست که برغم های خود او مرهمی گذارد؟ چه،زمانی که گریان است،لبخند از ابانش محو نمی شود و دیگران هم چنان در عالم خنده های خود،توانایی درک او و حس همزاد پنداری را ندارند.حمزاد؟ واژه ای غریب برای او. جوئین پلین قهرمانی است بدون هیچ تکیه گاهی.

 

man who laough

 

نویسنده ایده ای خارق العاده خلق می کند.جوئین پلین را به طبقه اشراف می کشاند.با اندوه مستمندان،به مقابله با ثروتمندان کشور می رود.هم آزمونی است برای قهرمان و هم نقطه عطفی است برای بیان حرف هایی که نوبسنده، خود در دل دارد و هیچ گاه فرصت نیافته که داد سخن دهد.

"می پرسید من اینجا چه می کنم، می گویید من جانور وحشت زایی می باشم،اشتباه می کنید،من یکی از مستمندان هستم.من یک انسان هستم،مردی که میخندد، سمبل مردم انگلستان هستم.آیا می دانید به چه چیزی می خندم؟ به شما،به خودم، به همه چیز.چه چیزی باعث خنده من شده؟ جنایات شما و شکنجه هایی که مردم تحمل می کنند.هم اکنون قربانی جنایات شما در برابراتان ایستاده است و تف بر صورت شما می اندازد.من در ظاهر خندانم و در حالی که این به معنای گریه است. مردمی که به ظاهر خندانند در باطن رنج می برند.

آنچه خواننده را در برمیگیرد، پایان عجیب کتاب است،حال آنکه نویسنده به وسیله چنین پایانی،سعی در تثبیت گفته ها و شاید خواسته هایش در ذهن مخاطب دارد.جو سنگین حاکم بر کتاب، پایانی ناگهانی می پذیرد تا خلا را به گونه ای ایجاد کند که خواننده به راحتی نتواند از آن خارج شود.روشی هوشمندانه برای ترغیب مخاطب به فکر کردن چرایی داستان در بر دارد.

این رمان بازتاب دغدغه های اجتماعی است که ویکتورهوگو را مرد سیاست می کرد وبازتاب شور واشتیاقی است که هم ساده دلانه است وهم پر حرارت.

به قلم :نفیسه علیزاده

 

 

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

کتاب های دیگر انتشارات جاودان خرد

تریلر فیلمهای ساخته شده از این کتاب

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
علی احمدی

کتاب خوبی بود. خیلی غمناک و احساسی

1400-02-16

برچسب ها