×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
میعاد

دانلود کتاب میعاد

میعاد
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : میعاد

نویسنده : شهین محمودی

ناشر : ماهابه

تعداد صفحات : 356 صفحه

شابک : 978-600-5981-78-7

تاریخ انتشار : 1398

رده بندی دیویی : 62/8فا3

دسته بندی : رمان های ایرانی

نوع کتاب : Epub

قیمت پشت جلد : 44000 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 12600 تومان


معرفی کتاب

"میعاد"
کتاب حاضر اثری از شهین محمودی می باشد که توسط انتشارات ماهابه منتشر شده است.
درگذرگاه زمان ،انسانهایی با کوله باری از خاطرات ناگفته و رازهای درپرده مانده، هریک در گوشه ای به انتظارنشسته اند تا بتوانند روزی برای آشنایی از راه رسیده ، راز دل گویند،شاید اینگونه مرهمی نهند بر قلب خسته و شکسته شان.... و همگی چشم به راه آن روزهستند.
در بخشی از این کتاب می خوانیم :
" حیاط باغ مانند،در سکوتی مرموز فرو رفته بود.عکس ماه توی آب استخر  افتاده بود وکمی فضا رو روشن کرده بود. به سمتش رفتم و کنارش روی صندلی دیگه ای نشستم. نگاهی به من انداخت،به نظرم غمگین می اومد چندبار خواستم دستاش رو توی دستم بگیرم ولی ترسیدم که دستم از فضای دستش عبور کنه چون که به نظرم واقعی نبود،وزاییده تخیل من بود. برای دومین بار مثل اینکه فکرم روخونده باشه گفت:درسته که من در تخیلات تو هستم ولی حالا که در کنار من هستی واقعی ام.
دستش روجلو آورد و روی دستم گذاشت.گرم بود،دستانی به گرمای دستان مادربزرگم، حس خوبی به من دست داد و دلهره م رو کمتر کرد.منتظر شدم تا چیزی بگه، بعد از نگاهی عمیق به صورتم گفت :
یکی دوماه به سرعت گذشت بدون هیچ اتفاقی،همان برنامه ی همیشگی فقط مواقع صرف غذا بقیه رو می دیدم بدون هیچ صحبتی وحرکتی،انگاری من وجود ندارم. اصلاً من اونجا چکار می کردم تا بحال تصور من از زندگی زناشویی اون چیزی بود که شنیده بودم ودر روستای خودمون دیده بودم، ورود به خانواده ای دیگه و رفت و آمد و پخت و پز و شست و شو،گاهی اختلافات زناشویی وگاهی درگیری با خانواده شوهر وتوقعات و ... ولی اینجا روال کار چیز دیگه ای بود.قوام رو درطول روزدو، سه ساعت بیشترنمی دیدم وجز حرفهای معمولی که چکارمی کنی ؟ خوبی ؟ چیزی نمی خوای ؟ حرفی بین ما ردو بدل نمی شد.با اینکه  می دونستم که دوستم داره و اینو بارها هم بهم گفته بود ولی حس میکردم چون از طبقه اونا نیستم حرف زیادی برای گفتن با هم نداریم. "

فهرست مطالب

این کتاب فهرست ندارد.

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها