×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
اسارت پنهان

دانلود کتاب اسارت پنهان

اسارت پنهان
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : اسارت پنهان

نویسنده : معصومه کیومرثی

ناشر : منشور سمیر

تعداد صفحات : 218 صفحه

شابک : 978-600-467-082-1

تاریخ انتشار : 1396

رده بندی دیویی : 62/3فا8

دسته بندی : داستان های کوتاه

نوع کتاب : PDF

قیمت پشت جلد : 20000 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 5700 تومان


معرفی کتاب

"اسارت پنهان"
 کتاب حاضر اثری از معصومه کیومرثی می باشد که توسط انتشارات منشور سمیر منتشر شده است.
اسارت پنهان! چه کلمه ای دردآلود و زجر دهنده ای است. حتی این کلمه واقعاً اسارت آور است، با شنیدن آن انسان احساس می کند غل و زنجیر پاهایش را به هم دوخته و روحش را به بند کشیده است. کلمه اسارت زشتی های روح انسان ها را به تصویر می کشد. هر چند این کتاب آمیخته ای از واقعیت ها و تخیلات نویسنده، درهم تنیده و کتابی به رشته تحریر در آمده که می تواند تلنگری باشد بیدارکننده برای کسانی که خانواده تشکیل داده یا می خواند تشکیل بدهند. مگر زندگی ها از همین تخیلات تلخ و شیرین ساخته نشده است. مگر نویسندگان با قلمشان روزهای زندگی را ورق نمی زنند و به درون اسرار رخنه نمی کنند، مگر راه و چاه را نشان نمی دهند، و برای کسانی که بدون داشتن کم ترین اطلاع و آگاهی زندگی، با نام همدم، همسر، پدر، مادر اولاد و ... زندگی ها را رقم می زنند. این کتاب داستان زندگی زنی را به تصویر می کشد که هم فدای ناآگاهی و نادانی خود شد و هم فدای نا آگاهی خانواده و کسی که به نام همسر وارد دنیای زیبای بی تجربه و رویایی نوجوانیش شد. رویاهایش، دنیای شور و شادی 15 سالگی اش را، بهشت بهترین دوران زندگی اش را به سیاه چاله های وحشت، نفرت، دوگانگی، خشم و عشق تبدیل نمود. این داستان، آمیخته ای از محبت و نفرت، گریز از زندگی و واقعیت های تلخ آن و در عین حال، شهامت و ایستادگی در برابر طوفان های مخرب زندگی، تلاش و مبارزه با نا آگاهی ها، کسب علم و دانش، ساختن ویرانی هایی که به دست ندانم کاری های اطرافیان به وجود آمده بود، از خود گذشتن ها و پاک و مقدس زندگی کردن هاو ... و عبرتی باشد برای کسانی که بدون توجه به تفاوت های سنی، فردی و اجتماعی، دست دختری یا پسری را به نام شریک زندگی می گیرند و به اصطلاح تشکیل خانواده می دهند. شاید کمتر کسی، مانند قهرمان داستان ما، بتواند در برابر آشوب های ویرانگر، تفاوت های فرهنگی و اجتماعی، برای به ثمر رساندن زندگی فرزندانش، از خواسته هایی که حق مسلم او بود بگذرد تا آن ها آشفته و پریشان نشوند هر چند که در تمام زندگی های زناشویی، میان زن و ومرد این تفاوت ها به چشم می خورد اما آن قدر که بتوانند یکدیگر را تحمل کنند.
در بخشی از این کتاب می خوانیم :
"متاسفانه از وقتی که خودرو شخصی در گاراژ منزلمان جای گرفت، آن آرامش ناچیزی هم که در به اصطلاح خانه بود از دست دادیم چون هر لحظه منتظر وقوع، اتفاق یا حادثه ناگواری بودیم. این بار هر روز و هر روز، باید شاهد بگو مگو، بر سر رانندگی قاسم بودیم، پسرم بزرگ شده بود میگفت: پدر شما وقتی پشت رل می نشینی باید حواست به همه جا باشد. ممکن است خدای ناکرده، اتفاقی روی دهد که قابل جبران نباشد. از وقتی بازنشسته شده، بخانه و پیش ما آمده بود، زندگی بیشتر به جهنم تبدیل شده بود چون، او دیگر پیر و از کار افتاده شده بود. شب زنده داری ها و چاقی و بی تحرکی، او را زودتر از موعد مقرر، سنی که باید از کار افتاده می شد نشان میداد. بیشتر وقتها خودم پیشش می نشستم تا او گردشی در شهر بکند. اما انگار جلو را نمی دید. وقتی پشت رل می نشست فکرش جای دیگری بود. روزی مردی ویلچر نشین داشت از خیابان عبور می کرد. نگاهی به صورت قاسم کردم که ببینم حواسش بجلو نبود. ناگهان فریاد کشیدم. قاسم، قاسم، مواظب باش! نزدیک آن مرد رسیده بودیم که من فرمان ماشین را بطرفی گرداندم. مرد ویلچر نشین زیر ماشین نرفت از کنارش رد شدیم ولی ماشین به ویلچر اصابت کرد."

فهرست مطالب

مقدمه

من

اسارت پنهان

نوشته های دفتر خاطرات عاطفه

مطالبی درباره خودزنی

نوشته ای که عاطفه از مجله ای یافت

شب ترسناک

خاطره ای دیگر

مطالبی از دفتر خاطرات عاطفه

مروری بر زندگی عاطفه در خانه پدری

ازدواج عاطفه با قاسم

درگیری عاطفه با مرد جوان

زن همسایه

گوشه ای از خاطرات عاطفه

سخنان دکتر درباره دیدن از راه دور

خاطرات عاطفه را پی میگیریم

دبیر روانشناسی

پیشنهاد برادران قاسم

سخنانی از زرتشت

گرفتار در برف

سخنان حکیمانه بزرگان

زندگی نامه دکتر یوسف بیگ باباپور-پژوهشگر و نویسنده ایرانی

بوقلمون

برگی را ورق می زنیم

سفر به گذشته

ورق میزنیم

گرفتار در گردنه کوه

فوت دوست قاسم

گزیده ای از دفتر خاطرات

انتقال مدیر

گوشه ای از خاطرات

نوشته بود:به نام خدایی که عشق را آفرید

بار دیگر دفتر را ورق میزنیم

فوت پدر قاسم

خطر سقوط-از دفتر خاطرات

 

 

  و ادامه . . .

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها