حمیدرضا رضوانی اول

حمیدرضا رضوانی اول


زادگاه:مشهد
تاریخ تولد:بهمن 1356
ملیت:ایرانی
پیشه:نویسنده و مدیر مسئول نشر آرسس
سبک نوشتاری:داستانی و طنز
تعداد آثار:6 عنوان
معروفترین اثر:افسانه درک، داستان های اعصاب خورد کن!

آلبوم تصاویر

کتاب های حمیدرضا رضوانی اول

زندگی نامه حمیدرضا رضوانی اول

کتاب و نویسندگی:

هنوز هم بسیار افرادی هستند که نویسندگی را شغل نمی دانند و چه بسیار کودکانی که با استعداد نویسندگی و عطش کتاب بزرگ می شوند و هیچ گاه آرزوهایشان برآورده نمی شود. کودکان خلاق از همان کودکی موقعیت های خیالی را برای دیگران تعریف می کنند، شخصیت های خیالی می سازند، از آرزوهای عجیب و غریبشان برای دیگران می گویند و گاه در تنهایی دفترها را سیاه می کنند و خطوط درهمی که نشان از نبوغ هنری شان دارد را در کتاب و دفتر و در و دیوار می کشند. حمیدرضا هم از آن دسته نویسندگانی است که نبوغ نویسندگی و عشق به هنر و نقاشی را تا بزرگسالی تنها در دفترهای شخصی اش نگاه داشت و یک پیشامد سبب شد تا بصورت رسمی وارد عرصه نویسندگی و نشر کتاب شود. در ادامه با این نویسنده خوش ذوق آشنا می شویم.

 

 

زندگی نامه حمیدرضا رضوانی اول

شاید بتوان گفت زنگ انشا و هنر تنها ساعاتی بود که حمیدرضا را برای رفتن به مدرسه امیدوار می کرد و عاشق زمانی بود که معلم انشا موضوعی می داد و او با ولع شروع به نوشتن می کرد و برای دیگران می خواند و یا در زنگ هنر نقاشی های عجیب و غریبی که مشابه کارهای پیکاسو بود را روی کاغذ به نمایش می گذاشت. اما از معلم های مدرسه چیزی جز نمره ده و یازده انشا که نوشته ها را کار مادر او می دانستند و یک پس گردنی سر کلاس ریاضی بابت طراحی های عجیب و غریب چیزی عایدش نشد. نویسندگی و هنر مانند یک گناه تا بزرگسالی نزد او باقی ماند و پنهانی و بدور از چشم دیگران از انجام این گناه بزرگ لذت می برد. اما نبوغ واستعداد همچون آتشفشانی در وجود هر انسانی نهفته است و سرانجام یک جا فوران می کند و دیگر نمیشود جلویش را گرفت. پس از اینکه با راهنمایی اشتباه یک معلم به رشته تجربی رفت، عزمش را جزم کرد که برای کنکور هنر شرکت کند، اما آموزشگاه کنکور او را پیش یک مشاور فرستاد، و او هم با یک مشاوره اشتباه حمیدرضا را روانه کنکور تجربی و سپس پذیرفته شدن در رشته زمین شناسی کرد. چیزی که اصلا با روحیه او سازگار نبود. دانشگاه به اتمام رسید و او مدتی در شرکتهای زمین شناسی و عمرانی با عنوان مهندس ناظر و سرپرست کارگاه در پروژه ها مشغول کار شد، و سپس چون دوری از خانواده برایش سخت بود دریک کارخانه مواد غذایی کارگری انبار را پذیرفت و می رفت تا مانند قدیمی های کارخانه درآن مکان دنج فسیل شود که یک اتفاق همه معادلات را به هم ریخت. روزی چندین کامیون بار را خالی کرد و ظهر از شدت خستگی در انبار به خواب رفت، بدخواهان خیلی زود آمار او را دادند و از کارخانه اخراج شد. همان روز عصر سراغ طراحی رفت و چهار کتاب چند صد صفحه ای نرم افزارهای طراحی را خرید و شروع به یادگیری نمود. آن زمان تازه فرزند اولش به دنیا آمده بود و همسرش که کارمند شرکت برق بود بار زندگی را بر دوش کشید. عطش او به یادگیری سبب شد یک ماه بعد در یک شرکت برای کار طراحی استخدام شود. و یک ماه بعد از شرکت اخراج شد، به این دلیل که خیلی زود همه کارهای طراحی را فرا گرفته بود و این برای شرکت که به فکر استثمار او بود خوب نبود. با پیک موتوری که در آن شرکت مشغول کار بود یک شرکت راه اندازی نمودند و با هم کار طراحی و چاپ انجام دادند و بعد از آن هم برای یک شرکت دیگر کار کرد. مدت یک سال را نیز برای خودش کار کرد و ایده خلاقانه ای داد و از آن کسب درآمد می نمود.

آثار حمیدرضا رضوانی اول

«زرنگ ترین پیرزن دنیا و آوای جاودان دختران ایرانی» دو کتابی بودند که از داستانهای ملل جهان و ایران گردآوری نمود و به چاپ رساند. دیدار یکی از استادهای دانشگاه که کتابی برای چاپ داشت او را به این فکر انداخت که خودش نسبت به دریافت مجوز نشر اقدام کند. انتشارات آرسس تا به امروز چیزی نزدیک به 160 عنوان کتاب را به چاپ رسانده و حمیدرضا رضوانی اول در بالای 60 عنوان کتاب، نقش نویسنده، ویراستار و... را بر عهده داشته. از کتابهای او می توان به «افسانه درک، من یک انسان هستم، استعدادیابی داستانی، داستان های اعصاب خورد کن، زمین را قورت نده و...»  اشاره کرد. بیشتر جلدهای طراحی شده کتابهای نشر آرسس طراحی خود اوست. حمیدرضا رضوانی اول اکنون در سطح مدارس در حال  استعدادیابی کودکان نویسنده و عاشق هنر است و برای آنها کتاب چاپ می کند تا در آینده در راه استعداد و علاقه ای که دارند گام بردارند.