×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
راز سکوت

دانلود کتاب راز سکوت

راز سکوت
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات

فهرست

نام کتاب : راز سکوت

نویسنده : ملیحه رسولی

ناشر : نگار و نیما (نگیما)

تعداد صفحات : 304 صفحه

شابک : 978-964-2978-55-7

تاریخ انتشار : 1389

رده بندی دیوی : 8فا3/62

دسته بندی : رمان های ایرانی, داستان های آموزنده

نوع کتاب : PDF

قیمت پشت جلد : 7500 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 2100 تومان


معرفی کتاب

"راز سکوت"

کتاب حاضر اثری از ملیحه رسولی می باشد که توسط انتشارات نگار و نیما منتشر شده است.

داستان در مورد دختر و پسری به نام آذر و آرش است که دخترعمو پسرعمو می باشند. آذر عاشق آرش است و پس از مدتی آرش از او درخواست ازدواج می کند اما قبل از آن رازی را در مورد پدرانشان با آذر در میان می گذارد. آرش خود را قاتل پدر آذر ، کوروش می داند. داستان اینگونه بوده است که کوروش و کاوه، پدرآرش هر دو عاشق دختری بودند که در آخر کاوه موفق به ازدواج با آن دختر می شود و آنها صاحب فرزندی به نام آرش می شوند. کوروش برادر خود را پس از چند سال در مقابل چشمان آرش می کشد و با مادر او ازدواج می کند. زمانی که آرش 14 ساله می شود از نجات کوروش که در حوض افتاده است سرباز می زند و او در مقابل چشمانش جان می دهد. آرش خود را به دادگاه معرفی می کند تا ببیند دادگاه چه رایی به حکم او می دهد و آیا می تواند به آرزوی دیرینه خود یعنی ازدواج با آذر برسد یا نه؟

 

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

"در آن هواي سرد جز او كس ديگري در پارك نبود، برگ درختان زرد شده بود و آب استخر كوچك وسط پارك را خالي كرده بودند، گويا پارك هم رمقي براي زندگي نداشت . كمي نشست ولي وزش باد و سرما اجازه نمي داد بيشتر در پارك بماند، سرش را داخل كاپشن مشكي اش فرو برد و راه دبيرستان را پيش گرفت . وقتي به دبيرستان رسيد يك ربع به دوازده مانده بود و تمام بچه ها سر كلاس هايشان بودند. از پله ها بالا رفت ، وقتي به دفتر آقايان سرك كشيد آرش را ديد آرش هم متوجه او شد و با اشاره دست به او فهماند وارد شود، آذر كه وارد شد ، آرش چاي نصفه اش را روي ميز گذاشت . آذر زير لب سلامي كرد و منتظر ماند. آرش از داخل پوشه آبي رنگ روي ميز، برگه اي بيرون آورد و روي ميز گذاشت و گفت: «بچه ها نذاشتن ساعت اول امتحان بگيرم و مجبور شدم براشون تمرين حل كنم ، ساعت يازده امتحانشون شروع شد.» 

سپس در حالي كه به آذر نگاه مي كرد ادامه داد: «تو هم مي توني شروع كني!»

دوباره چند لحظه به آذر نگاه كرد و گفت: «مثل این که از امتحان مي ترسي ؟ دستات داره مي لرزه!»

-نه ... نه ! به خاطر سرماست !

آذر كلاسورش را روي ميز گذاشت و دستانش را كه يخ كرده بود جلوي دهانش گرفت تا با بيرون فرستادن بازدمش آنها را گرم كند، كاپشنش را هم درآورد و روي صندلي گذاشت و روبه روي آرش نشست ."

فهرست مطالب

این کتاب فهرست ندارد.

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

کتاب های دیگر انتشارات نگار و نیما (نگیما)

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
عبیدی

یه عاشقانه جذاب. از معدود کتابهای عاشقانه ای بود که نویسنده ایرانی داشت ولی کسل کننده نبود.

1399-01-08

fatemezamany

ارزش ی بار خوندنو داشت

1399-01-08

قشقایی

زیبا و ساده بود. از خواندن کتابتان لذت بردم. از شخصیت ها و ماجراهای تخیلی و اغراق آمیز یا عجیب غریب و بی قیدی خبری نبود. یک خانواده معمولی و ساده بودند. فقط تعدادی اشتباه املایی و نگارشی داشتید. موفق باشید. در پناه حق.

1398-07-04

برچسب ها