×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
فریادهای بی صدا

دانلود کتاب فریادهای بی صدا

فریادهای بی صدا
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست

نام کتاب : فریادهای بی صدا

نویسنده : معصومه کیومرثی

ناشر : منشور سمیر

تعداد صفحات : 258 صفحه

شابک : 978-600-467-001-2

تاریخ انتشار : 1396

رده بندی دیویی : 62/8فا3

دسته بندی : داستان های کوتاه

نوع کتاب : PDF

قیمت پشت جلد : 20000 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 5700 تومان


معرفی کتاب

"فریادهای بی صدا"
کتاب حاضر اثری از معصومه کیومرثی می باشد که توسط انتشارات منشور سمیر منتشر شده است.
مطالبی که در این کتاب میخوانید واقعی بوده، نه داستان است و نه افسانه و نه زاییده تخیلات یک نویسنده است. بلکه سرگذشت یکی از هزاران هزار ایرانی است. که قربانی فقر و تنگ دستی گشته و طعم تلخ آن را چشیده، با سینه ای مالامال و امید آرزو در زیر خروارها خاک مدفون گشته است. خواندن این مطالب ، شاید هشداری باشد، تا همه دست در دست هم ریشه فقر و جهل و بی سوادی را بخشکانیم و با کمک و یاری هم از این دریای متلاطم طوفان زده گذشته و به سوی ساحل پیروزی قدم نهیم. مولف که سالهای سال به عنوان یک معلم، در مکان مقدس تعلیم و تربیت با این طبقه محروم، همراه و همراز بوده است. محرومیت ها و ناکامی های آن ها را دیده و با گوش شنوای خود فریادهای بی صدایشان را شنیده و هم آواز فریاد کشیده است. اما فریادهای بی صدایی که در گلوهای شکسته به گوش ها نرسیده و اشک در چشم ها خشکیده تا اینکه به یک باره قلم ها به پا خاستند، به یاری شتافتند. فریادهای بی صدا را به گوش جهان و جهانیان رسانده اند.ضربه ی این مصیبت ها چنان بود که مولف را بر آن داشته تا به تحقیق و بررسی زندگی این دانش آموز برآید و با کلماتی هرچند ناقص و مبهم داستان زندگیش را با تغییر نام واقعی او و خانواده اش به رشته تحریر در آورد و صدای خاموش شده اش را به گوش همه برساند.
در بخشی از این کتاب می خوانیم :
"مطب دکتری را نشان دادند که احتیاج به یک منشی داشت، با ناامیدی از پله های تاریک و تنگ ساختمانی بالا رفت و به انتظار فرصت نشست. اتاق انتظار زیاد شلوغ نبود، منتظر نشست تا همه مریض ها رفتند و قبل از این که مریض دیگری سر برسد، در اتاق را آهسته و با ضربه انگشت نواخت. آهسته در باز شد، دکتری بود میانسال، قلب سحر درسینه آرام و قرار نداشت. روسریش را روی سر جابه جا کرد و با یاد خدا قدم به داخل اتاق گذاشت، دکتر به نظر اخمو می آمد، پشت میزش نشسته بود و با نگاه پرسشگرش او را می نگریست. بفرمایید خانم، چی شده؟ چه کسالتی دارید؟ سحر با لکنت زبان گفت: ببخشید دکتر، کسالتی ندارم. فقط آمدم خدمتتان ببینم منشی لازم ندارید. دکتر نگاهش کرد. دختری متین و زیبا بود با دیدن سحر گذشته ها در نظرش مجسم شد. با خود فکر کرد اگر دخترم سحر زنده بود حالا هم سن و سال این دختر بود و از یادآوری این که چگونه اتوبوس حامل زن و سه فرزندش به قعر رودخانه سقوط کرده و همگی در دم جان سپرده بودند و بعد از آن واقعه، سالهای سال بود که  دکترایمانی تنها زندگی می کرد."

فهرست مطالب

مقدمه

فریادهای بی صدا

داستان زندگی آرزو

سخنان اکبر و آرزو

انشا آرزو

زندگی خانم حجتی

آرزو درباره نام محلهشان میاندشد

منزل فریبا اصغری

سری به خانم حجتی بزنیم

اکبر دوباره به هتل برگشت

آقای همتی به منزلش رفت

خانم حجتی به مدرسه رفت

آرزو از این دنیا پرکشید و رفت

زایمان مادر آرزو

نامه مشهدی حسین به پسرش

نوشته های خانم حجتی

سحر دنبال کار میگشت

اکبر عاشق شد

عاقبت فریبا اصغری

فریبا اصغری اکبر را سوار ماشین خود کرد

دکتر ایمانی از سحر وقت ملاقات خواست

پدر، سحر را منشی شد

سری به خانم حجتی بزنیم

رضا پدرش را یافت

محمد دفتر خاطرات همسرش را یافت

کریم، برادر سحر مشغول تعمیر خانه شد

اکبر از سحر خواستگاری کرد

شروع زندگی اکبر و سحر

آشنایی کریم با گلناز

باقی سرگذشت خانم حجتی

آشنایی رضا با آرزو

دنباله خاطرات خانم حجتی

لحظات آخر حیات محمد

به پیشوار فرزاد و بهزاد رفتند

سحر گفت که کریم عاشق گلناز شده

آقای همتی درباره کریم سخن گفت

اکبر گلناز را برای کریم خواستگاری کرد

سخنان دکتر ایمانی

 

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
برچسب ها