×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
شازده کوچولو

دانلود کتاب شازده کوچولو

شازده کوچولو
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

با کتاب شازده کوچولو در این ویدئو آشنا شوید

جزئیات
فهرست
نقد و بررسی

نام کتاب : شازده کوچولو

نویسنده : آنتوان دوسنت اگزوپری

ناشر : سفیرقلم

مترجم : محمدرضا صامتی

تعداد صفحات : 112 صفحه

شابک : 978-600-94142-0-8

تاریخ انتشار : 1392

رده بندی دیوی : 914/843

دسته بندی : رمان های خارجی, داستان و رمان تخیلی

نوع کتاب : Epub

قیمت پشت جلد : 7000 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 2000 تومان

معرفی کتاب شازده کوچولو را رایگان بشنوید


معرفی کتاب

"شازده کوچولو"
 کتاب حاضر با عنوان اصلی (The little prince) اثری از آنتوان دوسنت اگزوپری (Antoine de Saint-Exupery) می باشد که با ترجمه ای از محمدرضا صامتی، توسط انتشارات سفیر قلم منتشرشده است.

کتاب شازده کوچولو اولین بار در تابستان سال 1943 منتشر شد. این کتاب به بیش از 300 زبان مختلف ترجمه شده و با فروش بیش از 200 میلیون نسخه ای یکی از پرفروش ترین کتابهای تاریخ می باشد. این کتاب پرترجمه ترین کتاب فرانسوی است که هنوز هم نسخه هایی از آن به چاپ می رسد. کتاب شارده کوچولو در سال  2007 به عنوان بهترین کتاب فرانسه و قبل از آن به عنوان بهترین کتاب قرن بیستم در فرانسه انتخاب شد. از این کتاب به طور میانگین حدود یک میلیون نسخه در سال به فروش می رسد. نویسنده در این کتاب فلسفه عشق و دوست داشتن را از دیدگاه سورئالیستی خود بیان می کند.
آنتوان دوسنت اگزوپری  متولد سال 1900 و فرزند سوم ژان دوسنت اگزوپری است. وی در سن چهارده سالگی پدرش را از دست داده و دوران کودکی را با مادر، برادر و سه خواهرش در سن موریس  و مول  در املاک مادربزرگش سپری کرد. دوره دبستان را در مان  به اتمام رساند. در آغاز دوره دبیرستان نزد یکی از استادان موسیقی شروع به فراگیری ویلن کرد. در سال 1917، تنها برادرش در اثر بیماری روماتیسم قلبی از دنیا رفت و به یک باره بار مسئولیت خانواده بر گردن او افتاد. برای گذراندن دوره خدمت سربازی به نیروی هوایی پیوست و در طی دو سال خدمت، موفق به گذراندن دوره خلبانی و مکانیک ان شد، به طوری که در جرگه خلبانان خوب ارتش فرانسه قرار گرفت. در سال 1923 و پس از اتمام خدمت سربازی تصمیم گرفت به زندگی غیرنظامی بازگردد و حتی مدتی به کارهای گوناگون پرداخت ولی به دلیل پافشاری یکی از فرماندهان نیروی هوایی که سخت به وی علاقه داشت به خدمت نیروی هوایی ارتش درآمد. آنتوان در دوران تحصیل در دبستان و دانشکده گاهی ذوق شاعری و نویسندگی خود را با سرودن قطعاتی می آزمود که اغلب مورد تقدیر و تشویق استادانش قرار می گرفت و حالا در خدمت نیروی هوایی با سفر به سرزمین های مختلف و آشنا شدن با ملت ها و دیدن جاذبه های متنوع طبیعت بیش ازپیش از آن ها الهام می گرفت. در سال 1925 داستان کوتاهی به نام مانون  دریکی از مجله های پاریس از وی منتشر شد؛ اما کسی به آن توجهی نکرد و خود او نیز به استعداد نویسندگی خود ایمان نداشت. در این زمان طی یک مأموریت سیاسی به میان صحرانشینان «مور» در جنوب مراکش که از تبعۀ اسپانیا بود، رفت و به دلیل موفقیت در مأموریت مورد تشویق فرماندهان و حاکمان وقت قرار گرفت. کتاب «پیک جنوب» ره آورد زندگی در میان صحرانشینان جنوب مراکش است. وی نسخۀ خطی کتابش را توسط پسر عمویش به تعدادی از نویسندگان فرانسه نشان داد، که بیش از حدانتظارش مورد تشویق قرار گرفت و سپس با یکی از ناشران معروف پاریس برای انتشار «پیک جنوب» و چند نوشته دیگر قراردادی نوشت و این چنین آنتوان دوسنت اگزوپری به ارزش نوشته های خود پی برد. دو کتاب دیگر به نام «زمین انسان ها» و «پرواز شبانه» را در مأموریت دیگرش به سال 1927 در آمریکای جنوبی نوشت. در سال 1930 به فرانسه بازگشت و در شهر «آگه»  که مادر و خواهرش هنوز در آن زندگی می کردند، ازدواج کرد. در آنجا کتاب زیبای او به نام «پرواز شبانه» که مورد تحسین «آندره ژید» نویسنده بزرگ فرانسوی قرارگرفته بود منتشر شد و پس از آن به چند زبان اروپایی ترجمه گردید و بدین سان مقام ادبی و شخصیت هنری وی به اثبات رسید.
شازده کوچولو عنوان یکی از برترین رمان های در طول چندین دهه گذشته و اکنون می باشد که به شرح داستان پسرک کوچکی که از سیاره ی دیگری آمده و روحیات و حرفهای نویسنده داستان یعنی آنتوان دوسنت اگزوپری را به خوبی درک می کند و به دوست بسیار خوبی برای او تبدیل می شود. در سال 1935 آنتوان برای شکستن رکورد پرواز بین پاریس و سایگون (نام قدیمی هوشی مین یکی از شهرهای ویتنام) دست به یک پرواز می زند و در میانه راه به علت نقص فنی مجبور می شود که در صحرای آفریقا فرود آید. آنتوان زمانی که هواپیمایش سقوط کرده و در حال تعمیر آن می باشد با شازده کوچولو ملاقات می کند.

در بخشی از این کتاب می خوانیم:
" "میلیون ها ساله که گلا خار می سازن. میلیون ها ساله که گوسفندا گلها رو می خورن. حالا آیا اینکه آدم بخواد بفهمه که گلا چرا آنقدر به خود زحمت می دن که خارای بی فایده رو به وجود بیارن مهم نیست؟ آیا جنگ میون گوسفند و گل مهم نیست آیا اینا مهمتر از جمع زدن های یه آقای چاق سرخ رو نیست؟ و اگه من یه گل بی همتا رو بشناسم که به غیر از سیاره من در هیچ جای دیگه پیدا نشه و اونوقت یه روز صبح یه گوسفند کوچولو پیدا شه و یه لقمه چپش کنه، بدون اینکه بدونه چیکار داره میکنه، لابد این هم مهم نیس!
"اگه کسی گلی رو دوست داشته باشه که در میلیون ها ستاره بی نظیر باشه، همین کافیه تا هر وقت به ستاره ها نگاه می کنه احساس خوشبختی کنه. نگاه می کنه و با خودش میگه: "گل من اونجا توی یکی از اون ستاره هاس...". ولی اگه گوسفند اون گل رو بخوره، مثل اینه که یکهو همه ستاره ها خاموش بشن. و لابد این هم مهم نیست!"
دیگر نمی توانست حرف بزند. بغضش ترکید و گریه کرد."

فهرست مطالب

این کتاب فهرست ندارد.

نقد و بررسی رمان شازده کوچولو

معرفی کتاب

شازده کوچولو (Le Petit Prince) در سال 1943 به قلم آنتوان دوسنت اگزوپری (Antoine de Saint-Exupéry) به رشته تحریر در آمده است. داستان شازده کوچولو در سال 1935 در آن روزهایی که آنتوان دوسنت اگزوپری قصد داشت رکورد پرواز میان پاریس و سایگون را بشکند در ذهن او شکل گرفت. در یکی از پروازهایش هواپیمایش در صحرای بزرگ آفریقا دچار نقص فنی می شود و او به ناچار در آنجا فرود می آید و این سانحه باعث الهام برای نوشتن داستان شازده کوچولو می شود. در این داستان ما با کودکی کنجکاو همراه می شویم که درباره آدم ها و کارهایشان سوالاتی را مطرح می کند و به دنبال پاسخ برای آنهاست.

داستان از آنجا آغاز می شود که شخصیت قهرمان داستان با هواپیمایش در بیابانی فرود می آید وبا پسر بچه ای آشنا می شود. پسرک با خلبان درباره سیاره اش و گل سرخی که آن را دوست می دارد و روباهی که آن را بر روی زمین دیده است صحبت می کند. او در سیاره اش تنها زندگی می کند و شاهد شکوفایی گل سرخش است و کم کم عاشق آن می شود اما بعد از مدتی متوجه می شود که دیگر نمی تواند با گل زیبایش زندگی کند به همین خاطر خانه اش را ترک می کند و سفر طولانی را آغاز می کند و در آخرین توقف گاهش زمین، با دوستی ملاقات می کند و چیزهای بسیاری می آموزد او در نهایت متوجه می شود که مسئول گلش است و باید به سوی او بازگردد.

 

اولین حضور شازده کوچولو در ایران

آنتوان دوسنت اگزوپری هیچ گاه فکر نمی کرد که یک سال پس از مرگش بعد از چاپ کتاب شازده کوچولو، به یکی از محبوب ترین و مشهورترین کتاب های فرانسه تبدیل شود. این کتاب در ایران نیز بسیار مورد استقبال قرار گرفت و تا کنون 134 ترجمه از آن به زبان فارسی، کردی و تالشی موجود می باشد. اولین بار در سال 1333 در ایران توسط محمد قاضی کتاب شازده کوچولو به زبان فارسی ترجمه شد؛ اما تا مدت هایی این کتاب در میان ایرانیان از محبوبیت بر خوردار نبود تا اینکه احمد شاملو در سال 1341 و در آن زمان که مسئول مجله کتاب هفته بود از شازده کوچولو نوشت و این آغاز قدم گذاشتن شازده کوچولو در میان ایرانیان بود.

 

مختصری از زندگی آنتوان دوسنت اگزوپری

آنتوان در سال 29 ژوئن سال 1900 در لیون فرانسه در خانواده ای اشرافی وکاتولیک متولد شده است. او سومین فرزند خانواده و دارای چهار خواهر و برادر بود. آنتوان در سه سالگی پدر خود را از دست داد و این موضوع باعث شد که شرایط زندگی برای خانواده او دشوار شود. آنتوان بعد از دوبار رد شدن در امتحانات نهایی در نهایت موفق شد در آکادمی مقدماتی نیروی دریایی در رشته معماری پذیرفته شود اما بعد از 15 ماه تحصیل بدون فارغ التحصیل شدن دانشگاه را رها کرد. در سال 1921 خدمت سربازی خود را در هنگ سواره نظام در شهر نوهوف آغاز کرد در آنجا دروس پرواز را گذراند و چند سال بعد به ارتش فرانسه انتقال پیدا کرد. او قبل از آغاز جنگ جهانی دوم یک خلبان تجاری موفق بود و در مسیرهای هوایی اروپا، آمریکا و آفریقا پرواز می کرد؛ اما بعد از آغاز جنگ جهانی به نیروی هوایی فرانسه پیوست و در انجام عملیات های شناسایی شرکت می کرد.

اولین اقدام حرفه ای آنتوان در زمینه نویسندگی با چاپ اولین داستانش در سال 1926 در یک مجله ادبی آغاز شد. در سال 1929 اولین کتاب او به نام "نامه جنوب" به چاپ رسید که همزمان با آغاز کار او در زمینه هوانوردی بود. در سال 1931 با چاپ کتاب" پرواز شب" جایگاه آنتوان دوسنت اگزوپری در دنیای ادبیات تثبیت شد و این اثر بسیار مورد توجه قرار گرفت و برنده جایزه Prix Femina شد. او این رمان تجربیات خود در زمینه خلبانی و سال هایی را که مشغول این حرفه بود به تصویر کشیده است؛ و بعد از آن در سال 1935 در صحرای بزرگی در آفریقا شازده کوچولو در ذهن آنتوان متولد شد و این ایده 6 سال بعد بر روی صفحات کاغذ نقش بست.

آنتوان دوسنت اگزوپری

 

 خلق شازده کوچولو

زمانی که آنتوان داشت داستان شازده کوچولو را می نوشت، تابستان سال 1941 در شرایط روحی مناسبی به سر نمی برد. او در حال سپری کردن روزهایی بود که در آن کوئسوئلو دیگر حضوری نداشت. تمام شخصیت های داستان الهام گرفته از خود او هستند، خلبان گمشده خود او بود. پسر بچه مو طلایی نیز خود او بود، گل سرخ کوئسوئلو بود و دوری پسر بچه موطلایی از گل سرخش توصیف کننده آن روزهای آنتوان بود که رابطه اش با معشوقش فرو پاشیده بود. راز و نیاز کردن های پسر بچه موطلایی با گل سرخش درد دل های آنتوان با معشوقش بود و در این کتاب آنچنان که می خواست به وداع با معشوق پرداخت.

" گل سرخ من در نظر یک رهگذر عادی بشمار می آید. ولی او به تنهایی از همه شما سر است، چون من فقط به او آب داده ام، او را زیر حباب بلورین گذاشته ام... به شکوه ها و شکایت هایش، به خودستایی هایش و گاه به سکوتش گوش داده ام، چرا که او گل سرخ من است."

آخرین پرواز

 

آخرین پرواز

هواپیمای آنتوان دوسنت اگزوپری توسط نیروهای آلمان در حوالی جنوب نیس مورد شلیک گلوله قرار گرفت و سرنگون شد این آخرین پرواز آنتوان بود؛ اما همیشه به خاطر پیدا نشدن قطعات هواپیما، مرگ او مانند رازی برای مردم باقی ماند. آلمان ها از اینکه توانسته بودند هواپیمای او را مورد هدف قرار دهند بسیار خوشحال بودند اما هیچ کس نمی دانست در آن دقایق آخر در کابین خلبان آنتوان چه گذشت، هنگام بازگشت از ماموریت او خود را در شرق لیون یافت نزدیک خانه پدری کافی بود کمی مسیرش را تغییر دهد تا بتواند از آن بالا تمام مکانهایی را که در آن کودکیش را سپری کرده بود ببیند. او با کم کردن ارتفاع هواپیمایش توانست خانه پدری، خانه خواهر و کلیسای روستا جایی که در سال 1931 با کوئسوئلو ازدواج کرده بود را ببیند. این تصاویر آخرین لحظات زندگی آنتوان در 31 ژوئیه 1944 بود و در نهایت انفجار هواپیما و پایان زندگی نویسنده و شاعر بزرگ آنتوان دوسنت اگزوپری. در سال 1998 ماهیگیری در نزدیک مارسی، دستنبدی را در آب پیدا کرد که متعلق بود به آنتوان و بر روی آن نام همسرش نوشته شده بود؛ اما در نهایت در سال 2004 کارشناسان هواپیمایی فرانسه توانستند تکه های هواپیمایی را پیدا کنند که به آنتوان دوسنت اگزوپری تعلق داشت اما باز هم جنازه ایی پیدا نشد و همچنان مرگ او مانند رازی باقی ماند.

نقد و بررسی

شازده کوچولو از پرفروش ترین کتاب های جهان است که به زبان های زیادی ترجمه شده است و از مشهورترین آثار دوسنت اگزوپری می باشد؛ که با زبان ساده نوشته شده است و در دسته ادبیات کودک و نوجوان قرار گرفته است در حالی که دارای مفاهیم عمیق بسیاری می باشد و در هر دوره سنی می تواند برداشتی متفاوت از مفاهیم ارائه شده توسط نویسنده داشته باشد. اگزوپری معتقد است یک داستان به زبان کودکانه برای بزرگسالان است. کودک برای شناخت دنیای بزرگ ترها کنجکاو است اما تنها می توان با زبان کودکان به یک انسان بالغ مفاهیمی آموخت که سال ها در پی به دست آوردن آن است.

 

عشق معنای زندگی

عشق دراین داستان یکی از نماد های برجسته است که وجود دارد. روباه در میان خرمن گندم زار زندگی میکند و وجود ان گندمزار برای او بی معنی و عادی است تا اینکه با شازده کوچولو آشنا می شود و میان موهای طلایی او گندمزاری که در آن زندگی می کند شباهتی پیدا می کند، این دوست داشتن و نگاه متفاوت ما همان چیزی است که روباه خود به شازده کوچولو گفت که باعث این نوع نگاه می شود. حال که دوست داشتن به میان می آید همان دنیای عادی اطراف ما شروع به زیبا تر شدن می کند. این موضوع را در قسمت دیگری از کتاب نیز می خوانیم هنگامی که شازده کوچولو در میان گل های سرخ به تعریف کردن از گل سرخ خود می پردازد و از زیبایی ها و برتری او برای آنها می گوید.

" شما هیچ به گل سرخ من نمی مانید. شما هنوز چیزی نشده اید، کسی شما را اهلی نکرده است و ما نیز کسی را اهلی نکرده ایم. شما مثل روز اول روباه من هستید. او آن وقت روباهی بود مثل صد ها هزار روباه دیگر. من او را با خود دوست کردم و او حالا در دنیا بی همتاست و گل های سرخ سخت رنجیدند... . شما زیباید ولی درونتان خالی است، به خاطر شما نمی شود مرد... "

شازده کوچولو

 

تقابل خوبی و بدی

در کتاب شازده کوچولو در کنار صفات خوب و دوست داشتن اگزوپری در بسیاری از قسمت ها به نکوهش رذایل اخلاقی نیز پرداخته است. در سفر شازده کوچولو به هر سیارک یکی از این صفات گفته شده است. به عنوان نمونه، غرور و تکبر از جمله صفات نکوهیده ای هستند که انسان را به ورطه نابودی می کشد. انسان در سه حالت گرفتار این صفت می شود:

  1.  انسان به خاطر برتری و کمالی که در خود می بیند، خود را نسبت به سایرین بالاتر می داند حالا در بعضی مواقع ممکن است این کمال فقط یک توهم از سمت فرد باشد و گاه ممکن است وجود داشته باشد
  2. انسان غرق در نعمت هایی باشد که با تکیه بر آنها دچار تکبر شود و فراموش کند که فرستنده آن نعمت ها چه کسی است.
  3. گمان داشتن به نفس خود که در مرتبه ای بالا قرار دارد.

این صفت را می توان در ملاقات شازده کوچولو با آن مرد خودپسند خواند که هنگام رویا رویی با شازده کوچولو به او می گوید: " به به! اردتمندی به دیدنم آمده است." و یا از او می خواهد تا تایید کند که او ثروتمند ترین، باهوش ترین و خوش پوش ترین مرد سیاره است.

 

آزادی از نگاه آنتوان دوسنت اگزوپری

عده ای از مردم آزادی را بی بندباری می دانند، این نظریه زمانی درست است که در آن معنایی از مسئولیت وجود نداشته باشد. زمانی که آزادی همراه با مسئولیت می شود دیگر معنای بی بند و باری را ندارد. ما بر اساس قوانین و مسئولیت هایمان آزاد هستیم و این باعث زیبایی آزادی می شود. روسو معتقد است اگر انسان به مسئولیت ها و قوانینی که وجود دارد عشق بورزد این آزادی را با کمال میل قبول می کند و خواستار آن می باشد نه به خاطر وجود قوانین بلکه به خاطر عشقی که به آنها می دهد. در کتاب شازده کوچولو نگاه روسو به آزادی را مشاهده می کنیم. هنگام پذیرفتن مسئولیت و دوستی روباه به شازده کوچولو می گوید: " تو مسئول گلت هستی" و این همان پذیرفتن قوانین که باعث محدودیت انسان می شود اما خود آن را پذیرفته است. به عبارتی می توان گفت بیان آزادی در داستان شازده کوچولو نقطه عطف این داستان می باشد و اوج داستان در این چند خط آمده است.

" آنگاه شازده کوچولو نزد روباه بر می گردد:

خداحافظ. روباه گفت خداحافظ و اینک راز من که بسیار ساده است. بدان که جز با چشم دل نمی توان خوب دید آنچه اصل است از دیده پنهان است. شازده کوچولو برای اینکه به خاطر بسپارد تکرار کرد: آن چه اصل است از دیده پنهان است. آنچه به گل تو چندان ارزش داده، عمری است که تو به پای او صرف کرده ای. شازده کوچولو برای اینکه به خاطر بسپارد تکرار کرد: آنچه به گل من ارزش داده، عمری است که من به پای گل خود صرف کرده ام. روباه گفت آدم ها این حقیقت را فراموش کرده اند اما تو نباید فراموش کنی. تو هر چه را اهلی کنی همیشه مسئول ان خواهی بود، تو مسئول گل خود هستی و شازده کوچولو برای آنکه به خاطر بسپارد تکرار کرد: من مسئول گل خود هستم... ."

شاهزاده کوچولو

 

رویاهایی که به تصویر کشیده شده است

تصاویر موجود در کتاب رویاهای کودکانه ای می باشد که توسط آنتوان دوسنت اگزوپری خلق شده است. این تصاویرشاید از نگاه بزرگترها قابل درک نباشد مانند تصویری که همه بزرگترها معتقد بودند کلاه است اما مار بوایی بود که یک فیل را بلعیده بود. او در کتابش به این نکته اشاره می کند که بزرگترها هیچ گاه از رویاهای خلق شده توسط کودکان سر در نمی آورند. نقاشی های دوسنت اگزوپری دعوت خواننده به رویاهای بی حد و مرز دوران کودکیست، او با انتخاب این سبک می خواهد خواننده را از حد و مرزها رها کند و با زبانی کودکانه آنچه را در ذهن دارد به مخاطبان خود انتقال دهد.

فیل و کلاه در شازده کوچولو

 

بررسی شخصیت های داستان

داستان دارای سه شخصیت اصلی است که قصه از زبان راوی یا همان خلبان گمشده که به نقل خاطرات پسری موطلایی (شازده کوچولو) از گل سرخش و همین طور دوست زمینیش روباه می پردازد، بیان می شود. هر یک از این شخصیت ها ویژگی های خاصی دارند که در این قسمت میخواهیم آنها را زیر ذره بین قرار دهیم.

شازده کوچولو: پسری موطلایی که شال گردنی طلایی دارد و محل زندگی او سیاره کوچک است و غیر از او گل سرخ تنها ساکن این سیاره بوده است. او نماد معصومیت دوران کودکی است. او پسری کنجکاو می باشد که درباره همه چیز سوال دارد. در شخصیت او انضباط خاصی وجود دارد که این را می توان در مراقبتش از سیاره کوچکش دید؛ اما به یک باره به دلیل دروغ هایی که گل سرخ به او می گوید، دیگر نمی تواند به گل سرخ اعتماد کند و به دلیل بی تجربگی و خامی فرار را انتخاب می کند. او اعتقاد دارد که گل سرخش بی همتا ترین گل است اما نمی داند که می تواند دوباره او را دوست داشته باشد یا نه؟ و این نماد فرار از دوست داشتن دیگران با وجود ضعف هایشان است.

شازده کوچولو با آغاز سفر طولانی به کشفیات بسیاری دست پیدا میکند. به عنوان نمونه زمانی که به باغ گل سرخ می رسد با این موضوع مواجه می شود که تنها گل سرخ او بی همتا نیست و این باعث سردرگمی او می شود. او به کمک روباه به این موضوع پی می برد که ارزش دیگران را در محبت و عشق او باید جست واین به چشم دیده نمی شود. شازده کوچولو با اهلی کردن روباه دوباره آن احساس قبل را به دست می اوردکه می تواند کسی را دوست داشته باشد، اما او هیچ گاه با دنیای بزرگترها کنار نمی آید و در همان معصومیت خود باقی می ماند.

راوی: خلبان نیر با سفری که انجام می دهد و در صحرایی به دلیل نقص فنی مجبور به فرود با هواپیمایش می شود مانند شازده کوچولو در آن صحرا به کشف های بزرگی دست پیدا میکند. درست است که در بعضی از جاها تعمیر هواپیمایش از صحبت های شازده کوچولو درباره گل سرخش مهم تر می شود اما او هم نگران بقای عشق است. او حتی نگران است که آیا شازده کوچولو خواهد توانست از گلش مراقبت کند یا نه ... .

روباه: او یک یاریگر است و تنها کسی است که در قصه سخنان خردمندانه می گوید. او نسبت به انسان ها بی تفاوت است و از نظرش همه یکسان هستند و زمانی تفاوت ایجاد می شود که آنها رفتار های خاص از خود نشان می دهند. او از شازده کوچولو می خواهد تا او را اهلی کند تا آن دو برای یک دیگر بی همتا شوند. او به شازده کوچولو می آموزد که باید با چشم دل دید نه چشم سر و زمانی که با این نگاه به عشق نگاه کنی می توانی متوجه تفاوت ها و یکتا بودن معشوق خود شوی.

Le Petit Prince

دیگر شخصیت ها در داستان نیز هریک نماد خاصی را نشان می دهند. پادشاه نماد آدم های مقتدری است که همه را رعیت خود می دانند. سوزنبان نماد انسان هایی بی هدف است و همین طور تاجر کسی که قرص های رفع عطش می فروشد نماد انسان هایی است که برای چیزهای تصنعی ارزش قائل هستند و واقعیت های زندگی را رها کرده اند.

 

سفری برای رسیدن به کمال

سفر در ادبیات داستانی و رسیدن به کمال همواره دست مایه بسیاری از نویسندگان بوده است. همان طور که در داستان شازده کوچولو سفر آغاز راه کمال است و در نهایت قهرمان داستان با کوله باری از مفاهیم  باز می گردد. در کتاب جاناتان مرغ دریایی هم نیز این موضوع مطرح می شود. جاناتان مرغی دریایی است که از زندگی تکراری خود خسته شده و در پی یافتن حقیقت است او که چند دهه بعد از شازده کوچولو خلق شده است اما باز هم درون مایه یکسان دارد و آن سفری است که در آن با یافتن حقیقت به کمال می رسد. این داستان را قرن ها قبل نیر عطار نیشابوری در کتاب منطق الطیر بیان کرده است. سفر مرغانی که برای رسیدن به حقیقت و کمال با یکدیگر همراه می شوند. می توان گفت این آخرین سفرهایی نیست که ما در ادبیات داستانی خواهیم خواند زیر انسان همواره در پی یافتن حقیقت و رسیدن به کمال است.

 

اقتباس های سینمایی از کتاب شازده کوچولو

در سال 2015 شازده کوچولو از میان صفحات کتاب بیرون آمد و پا به دنیای انیمیشن و کودکان گذاشت. این بار هم شازده کوچولو با پدری فرانسوی بر روی پرده سینما رفت. فیلم از آنجا آغاز می شود که دختر کوچکی در حال شنیدن خاطرات پیر مرد خلبانی است، همان خلبانی که با شازده کوچولو دیدار کرده او حالا دارد خاطراتش را برای دختر کوچکی بازگو می کند. این انیمیشن به کارگردانی مارک آزبرن در فرانسه ساخته شد اما زبان فیلم انگلیسی است. این فیلم اولین بار در جشنواره کن به نمایش درآمد.

رمان شازده کوچولو

ویکی پدیا کتاب شازده کوچولو

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87_%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%88%D9%84%D9%88

 

من در نابودی درختان نقشی نخواهم داشت!

خواندن بعضی از کتاب ها را باید مانند دارو برای تمام افراد تجویز کرد. در انتها من هم به عنوان یک دوست پیشنهاد می کنم خواندن کتاب شازده کوچولو به قلم آنتوان دوسنت اگزوپری به ترجمه محمدرضا صامتی که توسط انتشارات سفیر قلم منتشر شده است را در سایت کتابچین از دست ندهید. کسانی هم که به کتاب های صوتی علاقه دارند می توانند این کتاب را بشنوند و همین طور نسخه ای از این کتاب با زبان اصلی نیز در سایت کتابچین موجود می باشد. با این کار به قطع نشدن درختان کمک می کنید و هم نگاهتان به دنیای پیرامونتان عوض خواهد شد.

 

 

به قلم مینو مرتضایی

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

کتاب های دیگر انتشارات سفیرقلم

ویدئوهای مرتبط با کتاب

تریلر فیلمهای ساخته شده از این کتاب

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
shima_N

عالی

1400-05-13

ASAL

20

1400-04-26

ali zmndi

بی نظیره

1400-04-19

محرمه شاهرخی

بعد از تموم شدن این کتاب یه حس و حال عجیبی داری.

1400-03-09

محمد جواهری

آخرش غم انگیز بود.

1400-03-08

حسین

خوب بود.

1400-03-01

محیا

این کتاب زندگی خیلی از ماهاست این کتاب رو در عین سادگیش بسیار عمیق هست و باید فهمیدش،هرکسی دروجودش طفلی معصوم داره ک باید بره بگرده تجربه کسب کنه خودشو پیدا کنه بدون هدفش از زندگی چی هست و بعداز پیدا کردن خودش دیگران رو هم کمک کنه دفعه بعد ک شازده رو خوندید دیدتون رو عوض کنید اینجوری میفهمینش این کتاب رو هزاران هزار بار هم ک بخونید هربار چیز تازه ای ازش میشه فهمید

1400-02-16

محمد هاشمی

بسیار جذاب و عالی.

1400-02-14

عطاییان

پیشنهاد میکنم هرکسی تو هر سن و موقعیتی هست حتما این کتابو بخونه.

1399-12-24

کامران تفرشی

متن کتاب عالی بود. ترجمه ی خوب و روانی هم داشت.

1399-11-30

آرش کیان زاده

عالی بود.

1399-11-29

مهدی شبانی

بسیار عالی من سه بار تا حالا خوندمش بازم میخوام بخونم.

1399-11-25

ارین

خوب

1399-04-19

مونا قیامی

چرا این کتاب اینقدر معروفه؟ به نظر من که چیز خاصی نداره.

1399-03-31

mitra.nematy

خوبه

1399-02-17

Reyhaneh♡

عاااااااشقشم عااااااالیع

1398-10-07

mersanaz

واقعا چرت محض بود

1398-09-02

رستمی

کتاب خوبیه توصیه میکنم شما هم بخوانید

1397-08-08

nika

جذاب بود

1397-07-26

رزیتا موسوی

خیلی خوبن

1397-07-17

برچسب ها