×

جستجو

×

دسته بندی ها

×
توجـه
برای استفاده از نسخه ویندوزی به رمز عبور نیاز دارید درصورتیکه رمزعبور ندارید بعدازنصب، بر روی لینک " رمز عبور را فراموش کرده ام" کلیک کنید.
×
توجـه
برای استفاده از نسخه آی او اس به رمز عبور نیاز دارید درصورتیکه رمزعبور ندارید بعدازنصب، بر روی لینک " رمز عبور را به خاطر نمی آورید؟" کلیک کنید.

دانلود کتاب صوتی از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
کیمیاگر

دانلود کتاب صوتی کیمیاگر

کیمیاگر
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
خرید کتاب صوتی
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست
نقد و بررسی

نام کتاب صوتی : کیمیاگر

نویسنده : پائولو کوئیلو

ناشر صوتی: آوانامه دانش گستر

ناشر: ثالث

مترجم : حسین نعیمی

گوینده : احمد گنجی

زمان کل : 07 ساعت و 41 دقیقه

دسته بندی : رمان های خارجی, داستان های آموزنده, داستان و رمان صوتی

نوع کتاب : صوتی

قیمت نسخه الکترونیک : 34000 تومان


معرفی کتاب

"کیمیاگر"
کتاب حاضر با عنوان اصلی (The alchemist) اثری از پائولو کوئیلو (Paulo Coelho) با ترجمه ای از حسین نعیمی از انتشارات ثالث می باشد که با صدای احمد گنجی توسط انتشارات آوانامه منتشر شده است.
این رمان اثر نویسنده معروف بریزیلی می باشد که در پایان قرن بیستم جز پر فروش ترین کتاب ها محسوب شد و در بیش از 150 کشور به بیش از 52 زبان مختلف ترجمه گشت. داستان در رابطه با یک چوپان اسپانیایی به نام سانتیاگو می باشد که در پی رویای خود دست به سفری طولانی می زند تا گنج خود را بیابد. در این راه به دنبال کیمیاگری می گردد که به او درس کیمیاگری یاد دهد. در این حین او عاشق دختری به نام فاطمه می شود و همین امر باعث می شود که در راه رسیدن به رویایش مصمم تر شود.

دربخشی از این کتاب می شنویم:
"نیروهایی  هستند که به نظر شر می آیند ولی در واقع به تو می آموزند که چگونه افسانه شخصی ات را محقق کنی. آنها هستند که ذهن و اداره تو را آماده می کنند، چون یک حقیقت بزرگ در این جهان وجود دارد: تو هرکه باشی و هر چه بکنی ، وقتی واقعاً چیزی را بخواهی، این در خواست در " روح جهان "   متولد میشود، و این ماموریت تو در زمین است و وقتی تو چیزی را میخواهی همه جهان دست به یکی کرده تا تو آرزویت را متحقق کنی"

فهرست مطالب
# عنوان زمان
1 پیشگفتار 00:06:39
2 بخش اول 00:20:17
3 بخش دوم 00:17:02
4 بخش سوم 00:24:00
5 بخش چهارم 00:21:35
6 بخش پنجم 00:24:48
7 بخش ششم 00:07:02
8 بخش هفتم 00:10:06
9 بخش هشتم 00:12:02
10 بخش نهم 00:28:02
11 بخش دهم 00:16:35
12 بخش یازدهم 00:18:02
13 بخش دوازدهم 00:20:22
14 بخش سیزدهم 00:12:20
15 بخش چهاردهم 00:28:07
16 بخش پانزدهم 00:14:42
17 بخش شانزدهم 00:22:57
18 بخش هفدهم 00:17:23
19 بخش هجدهم 00:28:01
20 بخش نوزدهم 00:26:50
21 بخش بیستم 00:14:50
22 بخش بیست و یکم 00:35:30
23 بخش بیست و دوم 00:25:57
24 پسگفتار 00:08:00

نقدی بر رمان کیمیاگر نوشته پائولو کوئلیو

کیمیاگر یکی از محبوب ترین و عجیب ترین کتاب های تاریخ ادبیات محسوب می شود. این کتاب توانست اخیرا به 71 امین زبان (زبان مالتی) ترجمه شود و عملا بیشتری تعداد ترجمه کتاب در زمان حیات نویسنده را به نام خود کند. جالب است بدانید که این کتاب در کتاب گینس به عنوان بیشتری تعداد زبان ترجمه شده ثبت شده است. کیمیاگر به گفته ویچخ آیخلبرگر – نویسنده و منتقد ادبی – کتاب ساده ای نیست. این کتاب توانست دست به ساخت فرهنگ در تمام دنیا بزند. کاری که توسط کمتر کتابی رخ داده است.

بنابراین در تحلیل کتاب کیمیاگر با دو موضوع بسیار اساسی در طرف هستیم. اول این که این کتاب بسیار محبوبیت بالا و فروش عجیب و غریبی دارد. باید بدانیم علت این فروش و این محبوبیت چیست. آیا خود کتاب به این اندازه جذاب بوده یا این که عاملی دیگر در پشت پرده داستان قرار داد؟ مورد بعدی نوع نوشته و محتوایی است که در کتاب کیمیاگر وجود دارد. این نوشته که ظاهرا اقتباسی از داستان اساطیری و قدیمی است جای بحث دارد که در ادامه قصد داریم به آن ها بپردازیم.

به طور کلی کیمیاگر داستان جوانی است که بنا به علتی تصمیم به ترک محل زندگی خود می گیرد. مشخصا جوان به دنبال گنجی می رود که رویای آن را دیده بود. در این مسیر اتفاقاتی می افتد و سپس داستان تمام می شود. این تمام اتفاقی است که قرار است شما در کتاب کیمیاگر بخوانید؛ اما پائولو کوئلیو در طی همین داستان به ظاهر ساده توانسته مفاهیم جالب توجهی را مطرح کند که ما در ادامه سعی می کنیم به بخشی از آن بپردازیم و این مفاهیم را به شکل مفصل مورد بررسی قرار دهیم. البته سعی ما این است که این نقد لطمه ای به داستان اصلی نزد و لذت خواندن را از خواننده نگیرد.

پائولو کوئلیو، در نقش جوان کیمیاگر

 

پائولو کوئلیو، در نقش جوان کیمیاگر

به تجربه ثابت شده است که اتفاق یا اتفاقاتی خاص در زندگی شخصی نویسندگان الهام بخش آن ها در نگارش کتاب هایشان بوده است. پائولو کوئلیو نویسنده ای است که بسیار علاقه به نوشتن، به خصوص از زندگی خود دارد. از طرفی دیگر او دوست دارد که با مخاطبان و خوانندگان کتاب خود همیشه در ارتباط باشد و جالب این که هیچ خساستی در ارائه رایگان نسخه های کتاب خود در اینترنت به خرج نمی دهد؛ بنابراین عملا زندگی شخصی و خصوصی پائولو کوئلیو خود تبدیل به داستانی شده است که غالب مخاطبان او آن را خوانده اند.

پائولو کوئلیو نیز زندگی عجیبی را از سر گذارنده است. کمتر انسانی می تواند در دوران نوجوانی و ابتدای جوانی علاقه واقعی خود را پیدا کند، اما آن هایی که پیدا کرده اند لزوما در این راه موفق نبوده اند! اتفاقا این علاقه و استعداد گاها برای آن ها مشکل آفرین نیز بوده است. پائولو کوئلیو در سن 16 سالگی به خانواده خود می گوید که می خواهد نویسنده شود و مادرش در جواب او می گوید که پدر تو مهندس است و جهان را به دید منطقی نگاه می کند، تو می خواهی نویسنده شوی که چه بشود؟ پائولو کوئلیو در جواب او سراغ مفهوم نویسندگی می رود و می گوید که " نویسنده کسی است که عینک می زند، موهایش را شانه نمی کند، وظیفه ای دارد و توسط هم نسل خودش درک نمی شود"؛ اما گویی محبوبیت کتاب کیمیاگر جمله ای رو را نقش کرده است و باعث شده است نویسنده ای در دوران زندگی خود توسط هم نسل خودش درک شود! اما مسیر طولانی، عجیب و کمی تا قسمتی باور نکردنی زندگی پائولو کوئلیو تا نگارش اولین کتاب او می تواند گره های کوری را برای ما باز کند.

اولین نکته ای که در زندگی پائولو کوئلیو توجه ما را به خود جلب می کند این است که او به علت درونگرایی مفرط و سرکشی هایی که در خانه و اجتماع داشت توسط خانواده خود به بیمارستان روانی سپرده شد. وی تا سن 20 سالگی چندین و چند بار از این بیمارستان روانی گریخته است. این اتفاق در زندگی پائولو کوئلیو بسیار مورد توجه می تواند قرار بگیرد. از نگاه بالاتر کسانی که ما آن ها را دیوانه یا روانی یا سرکش می خوانیم، در واقع انسان هایی هستند که دنیایی متفاوت از دنیای عادی انسان های دیگر دارند و یا با بیان بهتر این که دیوانه های کسانی هستند که دنیای خود را بهتر از دنیای عمومی می دانند و جرات فریاد دنیای خود را دارند. ما انسان ها هر کدام دنیایی درون خود داریم اما جرات بیان آن را غالبا نداریم و سعی می کنیم که این دنیا را فراموش کنیم یا آن را نادیده بگیرم یا با دنیای بیرون وفق بدهیم. به قول چارلز بوکوفسکی: " من در دلم پرنده آبی دارم " گویی پائولو کوئلیو نمی توانست این پرنده آبی را پنهان نگه دارد همین موجب شد تا خانواده اش او را به تیمارستان بسپارند؛ اما جالب اینجاست که خود پائولو کوئلیو علت کار خانواده خویش را می دانست و هیچگاه از آن ها به بدی یاد نمی کند. او می گوید: آن ها مرا دوست داشتند و هر کاری که کردند در جهت بهبود حال من بوده است.

پائولو کوئلیو قسمت دوم

 

پائولو کوئلیو قسمت دوم

وقتی به زندگی پائولو کوئلیو از بالا نگاه می کنیم، متوجه می شویم که او در طول زندگی خود سرگشته بوده و تا مدت مدیدی نمی دانسته کیست و کجا کار می کند و چه کار باید بکند و اصلا چرا زنده است. این سرگشتگی از انتخاب رشته حقوق برای جلب رضایت پدر، ترک این رشته برای جلب رضایت درونی، فرار از اجتماع، هپی شدن، مسافرت کردن و در نهایت شعر و زندان و ... همه و همه نشان می دهد که او تا چه اندازه سرگشته بوده است.

پائولو کوئلیو می دانست چه می خواهد. میدانست می خواهد نویسنده شود و این را از 16 سالگی با خود همراه داشت اما نمی دانست چرا؟ چگونه و چطور ... این سوالات منطقی شاید دیدی بود که از پدر مهندس خود به ارث برده بود و همین دید بود که نمی گذاشت او راحت و بدون نیاز به داشتن دلیل خاصی دست به نویسندگی شود. جنس تمام سرگشتگی های پائولو کوئلیو نیز دقیقا همین است که او به دنبال دلیلی برای هدف خود می گشته است؛ یعنی هدف را می شناسد اما دلیل حرکت به سوی آن را پیدا نمی کند.

همین موضوع در اولین کتاب او درباره خود به نام " خاطرات یک مغ (زیارت) " به خوبی بیان شده است. او در جایی از این کتاب نوشته است برای شروع این کتاب با خود گفتم اگر من امروز پر سفیدی ببنیم شروع به نوشتن می کنم و من آن پر سفید را در کافه ای نزدیک خانه خود دیدم. این سخن ساده و شاید کمی خوشایند نشان از همان نیاز به دلیل و علتی بود که از کودکی در پائولو کوئلیو به خوبی دیده می شد؛ اما نکته مهمی که در این جمله قرار دارد این است که پائولو کوئلیو با میل درونی خود نسبت به پیدا کردن دلیل نجنگیده است بلکه به آن دلیلی کوچکتر و قابل قبول تر ارائه می دهد.

این که یک دلیل کوچک می تواند علت شروع یک اتفاق بزرگ شود را شاید ناشی از بیداری معنوی پائولو کوئلیو بعد از پیاده روی به طول 500 مایل (چیزی بیش از 800 کیلومتر!!) در شهری در شمال شرقی اسپانیا دانست. او در این پیاده روی گویی توانست خود و نیروی مهمی که درون خود دارد را بیاید و سپس از آن روز به بعد نقطه عطفی در او دیده شود و شروع اولین نگارش های مهم او رقم خورد.

بسیاری داستان کیمیاگر را برگرفته از زندگی اساطیری یونان یا حتی داستانی که مولوی ذکر کرده می دانند اما رونوشت دوباره داستان مسلما به این اندازه نمی توانست مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد، بلکه این تجربه عینی این داستان توسط خود پائولو کوئلیو بود که داستان را جذاب تر و شیوا تر کرده است. به نوعی که گویی خود اوست که در بیابان قدم می زند و به دنبال چیزی میگردد که خود نمی داند چیست!

نکته پایانی که باید از زندگی پائولو کوئلیو به خاطر داشته باشیم این است که او در دوران جوانی و بزرگسالی خود به نقاط مختلف دنیا از جمله ایران سفر کرده است. این یعنی این که او توانسته مردم مختلف دنیا را ببنید، آن ها را درک کند و سعی کند که زندگیشان را بشناسد. مسلم بدانید که این اتفاق باعث شده است که کتاب کیمیاگر بتواند تمام مردم جهان را شیفته خود کند.

از نام تا واقعیت کیمیاگر

 

از نام تا واقعیت کیمیاگر

اولین نکته ای که در مورد کتاب های رمان باید به آن توجه کرد، نام آن است. وقتی به نام کیمیاگر فکر می کنید چه چیزهایی به یادتان می آید؟

کیمیاگر در تاریخ به شیمی دان هایی گفته می شود که همیشه سعی داشتند آهن یا سایر فلزات را به طلا تبدیل کنند. کیمیا یا محلول تبدیل آهن به طلا هیچگاه یافت نشد و عملا این شیمیدان ها در حسرت کشف یا اختراعی بزرگ ماندند؛ بنابراین کیمیاگر بیشتر بار معنایی منفی از خود دارد. معمولا در ادبیات و البته در مسائل مذهبی و تاریخی کیمیاگر فردی تصویر شده است که به تنها به دنبال ثروت و پول و شهرت است و چیزی از انسانیت در آن باقی نمانده است؛ بنابراین عملا کیمیاگر احساس چندان دلپذیری به انسان نمی دهد؛ اما این احساسی است که نمی توان صد در صد گفت که یک احساس بد یا ناخوشایند است.

همانطور که در قسمت های بالا بیان کردیم، پائولو کوئلیو خود سرگشتگی را به انواع شکل مختلف آن تجربه کرده است و فهمیده است که آن چیزی که به دنبالش می گردد در درون آدمی است و نه چیزی خارج از آن، از این رو دانست که آن چیزی که باید تغییر بدهد خودش است و نه دنیای بیرون. او کیمیاگر را به عنوان نام کتاب انتخاب کرده است، چون قرار است قلب یا روح آدمی تبدیل به چیزی شود که گویی پائولو کوئلیو خود آن را تجربه کرده است.

نکته جالب کتاب این است که کیمیاگر تنها به عنوان یک مفهوم در کتاب به کار نرفته است بلکه عینیت پیدا می کند و تبدیل به یک شخصیت حقیقی می شود؛ بنابراین علاوه بر مفهوم اصلی کتاب که روی عنوان کیمیاگر قرار دارد، بار سنگین یک شخصیت نیز در این بین به آن اضافه می شود.

حال باید دید که آیا این شخصیت می تواند به درستی عنوان کیمیاگر را با خود حمل کند؟ آیا این کیمیاگر نیز مانند تمام کیمیاگران تاریخ مغموم و شکسته خورده خواهد بود یا پیروز می شود و می تواند قلب و روح جوان را از آهن به طلا تبدیل کند؟

نکته بسیار جذابی که در این بین وجود دارد این است که خود جوان به تنهایی اقدام به تغییر خود نمی تواند بکند. وجود کیمیاگر به عنوان نیروی برتر نسبت به جوان است که دست به چنین کاری می زند. این نوع رابطه احتمالا به همان دید پدر پائولو کوئلیو و دوره کودکی برمی گردد. دقیقا به همان دیدی که همه چیز باید دلیل و توضیحی داشته باشد. از این رو پائولو کوئلیو نیروی برتری را در داستان خود خلق می کند که پاسخ همه دلیل ها را می دهد و انسان را از درگیری با دلایل مختلف و یا بی دلیل بودن رها می کند. یه بیان بهتر پائولو کوئلیو معتقد است که انسان باید همواره دلیل همه چیز را بداند و این ممکن نیست مگر این که قبول کند نیروی برتری وجود دارد که دلایل دیده نشده یا پیدا نشده یا غیر قابل توصیف را می داند و می فهمد و وصف می کند. این گونه می توان آرامش روانی داشت و از زندگی خود لذت برد.

یک واقعیت تاریخی

 

یک واقعیت تاریخی

اما مسئله ای که پائولو کوئلیو در کیمیاگر آن را مطرح می کند نه تنها ریشه در زندگی او بلکه در تاریخ بشریت دارد. انسان از وقتی حافظه بشریت یاری می کند به دنبال دلیل بوده است و هرگاه نتوانسته دلیلی پیدا کند یا ترس او را احاطه کرده است یا سعی کرده به نیروی بالاتری تکیه کند. به گفته تاریخ اولین نیروی بالایی که انسان به آن اعتماد کرد و سعی کرد تمام جواب ها را روی دوش او بگذارد، آتش بوده است. تمام خدایان یا همان نیروهای برتر در تاریخ از چند ویژگی مشترک بهره برده اند. آن ها تا حد امکان باید مبهم می بودند. چرا که اگر کمی وضوح داشتند مورد پرسش واقع می شدند و پرسش باید با دلیل همراه می شد و این بار باید خدا خود دلیل می آورد و این دلایل مسلما نمی تواند همه را راضی کند. از این رو مبهم بودن خدا که نتوان از او سوال کرد بهترین گزینه است. از طرف دیگر خدا باید با شکوه و غیر قابل دسترس باشد یا برای دسترسی به آن باید راه سختی را پیمود. بعد از این داستان، خدا باید باشکوه باشد. تا می توانیم باید نیروی برتر یا نمادهای آن را باشکوه تر جلوه دهیم. این تمام چیزهایی است که می توان در تاریخ نشانه های بسیاری از آن دید. هر کدام از نیروهای برتر در تاریخ بشریت با از دست دادن یکی از این موارد رفته رفته از جایگاه نیروی برتر پایین آمدند و این سیری است که تا امروز ادامه دار بوده است.

در کتاب کیمیاگر نیز ما شخصیت برتری را شاهد هستیم که تقریبا از این سه ویژگی ساخته شده است. او مبهم است، نوع دیالوگ ها و رفتار مرد جوان نشان می دهد که شخصیت نیروی برتر بزرگ و باشکوه است. از طرفی همه جا نیست و گاهی پیدایش می شود و گاهی محو و در میان مردم خود را نشان نمی دهد و باید برای دیدن او راه سختی را پیمود. به نظر می رسد که پائولو کوئلیو خواسته (ناخواسته) شخصیتی را خلق کرده است که می تواند رنگ و بوی خدایی داشته باشد؛ اما چرا نام این خدا را کیمیاگر گذاشته است؟ کیمیاگر شخصیتی منفی است که تقریبا هیچگاه در تاریخ موفق نبوده است. انتخاب نامی با این پیشنیه نه چندان موفق چه معنی می تواند داشته باشد؟

همیشه شنیده ایم و گفته اند که اگر کیمیا پیدا می شد و کیمیاگران موفق می شدند طلا دیگر ارزش خود را از دست می داد و به سرعت تبدیل به یک فلز قابل دسترس و ارزان مانند آهن می شد. پس اگر کیمیاگر پائولو کوئلیو نیز بتواند قلب انسان را از آهن به طلا تبدیل کند، دیگر ارزش انسانی از دست می رود، زیرا همه خوب خواهند بود و معنی این جمله این خواهد بود که مفهوم خوبی از بین می رود؛ بنابراین طلا شدن همه آدم ها نه تنها خوب نیست، بلکه باعث کم شدن ارزش انسانی می شود. این دقیقا همان مفهومی است که به عنوان علت پایین بودن ارزش فرشتگان از انسان ها در ادیان مختلف الهی مطرح می شود؛ یعنی فرشتگان همگی خوب هستند و هیچ بدی در آن ها دیده نمی شود. همین موضوع خوب بودن را برای آن ها از بین برده است؛ اما بدی انسان ها و توانایی بد بودن آن هاست که خوبی را با ارزش کرده و کسی که خوب باشد با ارزش است. چیزی که در کیمیاگر پائولو کوئلیو برعکس آن را می بینیم!! او دوست دارد به واسطه نیروی برتر مبهم، باشکوه و غیر قابل دسترس که کمی تا قسمتی هم منفی است دل انسان را تبدیل به چیزی که به ظاهر به رنگ طلاست دربیاورد اما وقتی همه به این رنگ در بیاییم آن وقت کدام انسان خوشرنگ تر است؟ مسلما آن کسی که با بقیه فرق می کند؛ اما چه کسی در این بین فرق خواهد کرد؟

O Alquimista

 

یک نظریه نه چندان جالب

ما از ابتدای این نقد و تحلیل قطعات مختلف پازل را به صورت جداگانه مورد بررسی قرار دادیم. حال موقع آن است که این قطعات را کنار یکدیگر بگذاریم و تصویری که پائولو کوئلیو در کیمیاگر برای ما می سازد را کشف کنیم.

پائولو کوئلیو به خوبی بیان می کند که نیاز انسان برای بهتر شدن زندگی او درون انسان قرار دارد و آن چیزی جز قلب و روح او نیست. او معتقد است که باید این روح و این قلب به چیزی با ارزش تر تبدیل شود. قطعه بعدی پازل این است که این تغییر بنیادی به دست خود انسان غیر قابل انجام است و باید نیروی برتری که بسیار مبهم، با شکوه و غیر قابل دسترس و شاید کمی وجه منفی دارد این تغییر را انجام دهد (نفی اختیار). (این چیزی است که دقیقا خلاف آن در ادیان الهی وجود دارد: یعنی انسان با اختیار آفریده شده است و قادر است که خودش تعیین کند در چه جهتی روح و قلب خود را حرکت بدهد. از طرفی در ادیان الهی قلب و روح انسان به عنوان امانتی گرانبها مطرح می شود؛ بنابراین در اختیار دیگران (نیروی برتر پائولو کوئلیو) گذاشتن این امانت برخلاف چیزی است که این ادیان می گویند) قطعه دیگر پازل این است که این تغییر به چیز نسبتا زیبا و با ارزشی وعده داده شده است. ولی همانطور که گفتیم اگر همه مانند هم به آن چیز زیبا برسند آیا آن چیز زیبا باز زیبا خواهد بود؟ نه. پس قطعه دیگر را نگاه می کنیم که نشان می دهد کسی در آن موقعیت برتری دارد که با بقیه فرق می کند. حال مهم نیست که او قلبی بد یا خوب دارد. مهم این است که او فرق می کند و بقیه مانند هم هستند. قطعه مهم دیگر این را می گوید که انسان از چیزی که فرق بکند خوشش می آید و از او پیروی می کند. این بخش از پازل را بگذارید در گوشه ذهن و سراغ بخش دیگر برویم.

وقتی به عکس روی جلد که احتمالا جز اولین نشرهای این کتاب محسوب می شود نگاه می کنیم، متوجه برخی از نمادهای معروف مانند مثلث، موجودی تک چشم و چند نماد دیگر می شویم که به شکل جالبی کنار یک دیگر قرار می گیرند. از طرفی دیگر مسئله مهم دیگر این است که در دنیای اقتصادی امروز که هرچیزی را کنترل میکند، فروش بالا به جز جذابیت و زیبایی و ... دلایل دیگری هم دارد. باید قبول کرد که یک کتاب رمان هر چقدر هم زیبا و جذاب و پر مفهوم باشد دیگر به آن حد نمی رسد که سالانه به اندازه چند میلیون چاپ داشته باشد با وجود این که انواع نسخه های آن در اینترنت به صورت رایگان وجود دارد. آن هم وقتی جذاب می شود که بدانیم تیتراژ اول آن تنها 900 جلد بوده که توسط انتشاراتی گمنام در برزیل چاپ شده است. حال چگونه از آن انتشاراتی و با این تعداد جلد محدود بدون هیچ توضیحی ناگهان کیمیاگر جهان را در می نوردد. در حالی که کتاب های ارزشمند و قابل توجه تری از نویسندگان بهتر و با تفکر تری چندان فروش خوبی ندارد. این جنبه ای است که واقعا باید به آن توجه کرد.

کتاب کیمیاگر

ویکی پدیا کتاب کیمیاگر

https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7%DA%AF%D8%B1_(%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86)

 

نتیجه نهایی

به طور کلی وقتی دو بخش پازل را کنار یک دیگر می گذاریم به نظریه هولناکی می رسیم که پائولو کوئلیو شاید می خواسته در زیرلایه کتاب "چیز دیگری" را به مخاطب خود بخوراند و اتفاقا این "چیز دیگر" به مذاق بعضی ها خوش آمده و آن ها این کتاب را به بالاترین سطح ممکن منتشر کرده اند و تا مالت هم آن را برده است!!

به هر حال این موضوع را نیز در گوشه ذهن خود داشته باشید که به گفته جورج اورول تاریخ چیزی نیست که غیر قابل تغییر باشد. می توان انسانی را با گذشته ای ساخت و آن را درست مانند سرگذشت ناپلئون، کوروش یا هرکسی دیگر قبول کرد.

در نهایت بهتر است سخن را کوتاه کنیم، کیمیاگر کتابی عجیب است که می تواند فرهنگ سازی کند و یا فرهنگی را القا کند که چندان متناسب با ذات ادیان الهی نیست. پائولو کوئلیو خدایی را در کتاب کیمیاگر می سازد که این خدا کاری برعکس خدای گفته شده ادیانی مانند اسلام و مسیح می کند. به هر حال خواندن این کتاب می تواند شما بیشتر با این موارد آشنا کند. می توانید برای تهیه نسخه صوتی این کتاب به سایت و یا برنامه کتابچین مراجعه کنید و آن را با صدای احمد گنجی که از نسخه نشر ثالث با ترجمه حسین نعیمی خوانده، گوش کنید.

 

 

 به قلم مرتضی ملک جاری

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

خرید کتاب صوتی

ویدئوهای مرتبط با کتاب

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
عبدالغفور رسولی زاده

کتابی بسیار عالی با محتوایی کامل بود که آدمی با خواندن این کتاب با مفاهیم بسیار زیادی از جهان هستی آشنا می شود

1400-09-17

معصومه زینتی

من شبا موقع خواب گوش دادم و راحت خوابیدم. چه خواب آروم و دلنشینی هم داشتم.

1400-04-27

احمد قاسم زاده

به جرات میتونم بگم کامل ترین کتابی که تا به حال دیدم همین کتابه.

1400-04-23

ali zmndi

پی دی اف شو خوندم رمان بینظیریه

1400-04-22

hadad

نمیدونم نسخه چاپیش هم مثل صوتی اینقدر جذابه یا نه... نسخه ی صوتی که بینظیر بود واقعا.

1400-04-20

samira-khandan

زیبایی این کتاب در لغت نمیگنجه.

1400-04-12

آرتا وطن دوست

میخوای فرای یک انسان معمولی باشی؟ بسم الله.

1400-03-30

آرتا وطن دوست

با سلام این کتاب فوق العادس... اگر دنبال حقیقت زندگی، حقیقت زندگیت هستی، این کتاب رو بخون...

1400-03-30

zohre shahmoradi

داستانش جذاب بود. تجربه بسیار عالی ای بود برام. پایان امید بخشی هم داشت. لذت بردم.

1400-03-29

سارا یعقوبی

صدای گوینده فوق العاده بود. موسیقی تاثیرگذاری داشت. کاش زودتر خونده بودمش.

1400-03-24

سارا یعقوبی

بهترین رمانی که تو عمرم خوندم. پشیمون نمیشین از خوندنش... دوس داری چندبار بخونی و گوش کنی خیلی جذابه.

1400-03-22

سميه حسنی

امیدوارت میکنه. بهت میگه هنوز میتونی امیدوار باشی و به رویاهات برسی. نمیتونی از گوش کردنش دست بکشی.

1400-03-17

کمال مریدی

من هم چاپیشو خوندم هم صوتیشو گوش کردم. بعد از این کتاب دیدت به زندگی کلا عوض میشه.

1400-03-10

سمیه کشوری

جدا از اینکه رمان خیلی جذابیه و من باهاش زندگی کردم، به نظر من تنها یک رمان نیس. مفاهیم عمیقی داره که به دل آدم میشینه. عالیه.

1400-03-09

حسن رضایی

کتاب کیمیاگر کتاب خوبیه . هر کس می خواد واقعا بدونه که عمق کتاب واقعا چیه؟؟؟ توی اینترنت دنبال نظر سید حسین عباسمنش در مورد این کتاب بگرده. اما جالبه بدونید داستان و محتوای کتاب کیمیاگر دقیقا کپی برابر اصل از نوشته های استاد بزرگ مولانا است. بسوز ای دل ای دل. رضائی از همدان!

1400-03-05

فتانه بلاغی

من نسخه چاپیشو قبلا خونده بودم بعد از مدتی صوتیش رو گوش کردم خیلی جذابه. حسای خوبی میده.

1400-03-03

علی حجازی

من دو بار این کتابو خوندم و چندبار هم گوش کردم ولی بازم دوست دارم بخونمش. جذابیت غیرقابل وصفی داره.

1400-02-14

amir.h

پرمحتوا و شیرین. گویندگان خوبی داره. از سخنان حکیمانش لذت بردم. توصیه میکنم همه بخونن. سیر نمیشین از خوندن این کتاب.

1399-12-24

محمد نداف

آخر داستان خیلی جالب بود. پیشنهاد میکنم همه بخونن مخصوصا نوجوانا.

1399-11-30

سهیل سرلک

یکی از تاثیرگذارترین کتابایی بود که تو عمرم خوندم. بنظرم باید چندبار خونده بشه. بیانش عالی و مطالب بسیار جالب و شیرینی داره.

1399-11-27

نسترن صلح جو

صدای گوینده به دل میشینه. آدم تجسم میکنه لحظه به لحظه اونجا قرار داره و باهاش ارتباط برقرار میکنه.

1399-11-26

Sogand

باید از کجا کتاب را کامل دانلود کنم باید فقط بخرم

پشتیبان سایت

سلام رایگان بودن کتابها در بخش توضیحات کتاب درج شده است. اگر کتابی رایگان نباشد، برای مطالعه آن باید هزینه کتاب را پرداخت نمایید.

1399-09-21

vahid

عالی

1399-09-04

مرسل رهنورد

خوب بود ولی من تو داستان دیگر هم اینو خونده بودم

1399-06-28

علی ابراهیم زاده

نیاز به کمی تغییرات در اصوات و دوبله اختصاصی دارد.

1399-06-07

afshin

یه کتاب کاملا شعارگونه پر از حرفای به ظاهر قشنگ غیرکاربردی به نظرم خوندنش فقط وقت تلف کردنه

1399-05-18

حسن بخت زاده

آیاکتب اشعارشعرای قدیم موجودهست

پشتیبان سایت

سلام لطفا کتاب مورد نظر خود را از قسمت جستجوی سایت یا نرم افزارهای کتابچین جستجو نمایید.

1399-04-26

sahar

واسه کسایی که میخوان شروع کنن به کتاب خوندن کتاب خوبیه

1399-03-04

محسن جعفری

خود کتاب خیلی خوبه. به خوبی به نسخه صوتی تبدیل شده و گوش دادن بهش لذت بخشه.

1399-02-23

afshin

در اون حد که معروف شده به هیچ وجه خوب نیست. یک کتاب شعارگونه پر از حرفای قشنگ بی کاربرد.

1399-02-22

fatima

عالی

1399-01-18

amir

از بهترین کتابهای تاریخ ادبیات جهان همین کتاب کیمیاگره. صدای روای هم که دیگه نگ براتون، عالی بود

1398-12-18