×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
عقاید یک دلقک

دانلود کتاب عقاید یک دلقک

عقاید یک دلقک
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست
نقد و بررسی

نام کتاب : عقاید یک دلقک

نویسنده : هاینریش بل

ناشر : هنر پارینه

مترجم : سمیه داننده

تعداد صفحات : 303 صفحه

شابک : 978-600-5981-72-8

تاریخ انتشار : 1398

رده بندی دیویی : 833/914

دسته بندی : رمان های خارجی, داستان های آموزنده

نوع کتاب : Epub

قیمت پشت جلد : 83000 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 23700 تومان


معرفی کتاب

"عقاید یک دلقک"
کتاب حاضر با عنوان اصلی (Ansichten Eines Clowns) اثری از هاینریش بل (Heinrich Boli)می باشد که با ترجمه ای از سمیه داننده، توسط انتشارات هنر پارینه منتشر شده است.
این رمان در سال 1972 موفق به کسب جایزه نوبل ادبیات شد. همچنین در سال 1976 نیز فیلمی بر اساس آن ساخته شد. داستان در رابطه با دلقکی به نام هانس شنیر می باشد که معشوقه اش به نام ماری او را رها می کند و با مردی کاتولیک وارد رابطه می شود. ازین رو هانس دچار افسردگی می شود و مرض های همیشگی اش بیشتر نمایان می شود و مالیخولیا و سردردش تشدید می شود. سپس او سراغ مشروب می رود و به گفته خودش دلقکی که سراغ مشروب برود از یک شیروانی ساز مست زودتر سقوط می کند. تنها چیزی که درد او را التیام می بخشد مشروب یا ماری است. تمام داستان در حین چند ساعتی که او از بوخوم به زادگاهش می رود سپری می شود. در طول این مدت او تمام خاطراتی که چه شد تا داستانش به اینجا کشیده شد را یاد آوری می کند.

در بخشی از این کتاب می خوانیم :
"به نظرمن ازپروتستانهایی مثل‌کوسترت که شدیدا متحیرم کرد،هنوزهم می‌شود انتظاریک عمل شگفت انگیز را داشت.اما درباره کاتولیک ها دیگر چیزی مرا شگفت زده نمی‌کند.ازآنجا که ماری کاتولیک بود،من همیشه مذهب کاتولیک را لمس‌کرده بودم ودرکش می‌کردم ،حتی زمانی‌که ماری برای اولین باردرهمین چهار سال پیش ،من را به گروه کاتولیک های مترقی می‌برد،به این مذهب گرایش داشتم.او مشتاق بود تا چند نفرازکاتولیک های باهوش‌را به من معرفی‌کند تا مرا تحت تاثیرقراربدهند ومطمئنا در دلش آرزو می‌کرد که روزی تغییرعقیده و مذهب بدهم وبه جمع آنها بپیوندم (همه کاتولیک ها این طرزفکررا دارند).به خاطر دارم‌که حتی اولین لحظه های‌حضورم دراین گروه وحشتناک بود.آن روزها من درمرحله سخت یادگیری دلقک شدن بودم،هنوز بیست ودوسالم نشده بود وتمام روز را تمرین می‌کردم.بنابراین مشتاقانه منتظرعصربودم که وقایع خوب آن خستگی ام را به در ببرد.شدیدا خسته بودم و انتظارداشتم همراه با شراب خوب ،غذای خوب،شایدهم رقص وپایکوبی،محفل شاد ومفرحی‌داشته باشیم (شرایط خیلی بدی داشتیم ،توان تهیه شراب یا غذای خوب را نداشتیم )،درعوض شرابی که به ما دادند خیلی بد بود وتمام مدت تصور می‌کردم در سمینارجامعه شناسی‌یک استاد کسل‌کننده حضوردارم.نه تنها خسته کننده بلکه فوق العاده غیرضروری وغیرطبیعی بود.دسته جمعی‌شروع به خواندن دعا کردندومن درآن لحظه نمی‌دانستم‌که باید با دستها وصورتم چه کارکنم،فکرمی‌کنم کسی‌که بی ایمان است، نباید درمحافل مذهبی‌حاضرشود.به علاوه انگارآنها  دعای پدر ما و دعای مریم مقدس را خواندند (از نظرمن این دعاهای دسته جمعی‌اصلا آرامش بخش نبودند ومخصوصا با شیوه تربیت پروتستانی‌من جوردرنمی‌آمدند،من یاد گرفته بودم که درتنهایی خودم نیایش‌کنم)،یا نه،همگی به صورت متحدقسمتی ازمتن کینکل را می‌خواندندکه می‌گفت:"ازتو استدعا داریم که نیرویی به ما عطا فرمایی که عدالت را بیش از پیش دررفتارمان رعایت کنیم"،وبعد آن برنامه ادامه داشت تا به"موضوع بحث شب" بپردازند که درمورد" فقردرجامعه ای که درآن به سرمی‌بریم"بود."

فهرست مطالب

این کتاب فهرست ندارد.

نقد و بررسی رمان عقاید یک دلقک

معرفی کتاب

عقاید یک دلقک ( (The Clownدر سال 1963 توسط هانریش بلHeinrich Böll) ) به رشته تحریر در آمد. داستان روایت زندگی هانس اشنایر است که با ورودش به شهر بن به مرور خاطراتش می پردازد. او از یک خانواده ثروتمند آلمانی است که پدرش با هر بادی تغییر جهت می دهد او دختر خود را مجبور میکند تا به نازی ها بپیوندد و تنها خواهر هانس را به کشتن می دهد اما بعد از شکست نازی ها هوادار عدالت اجتماعی می شود. هانریش بل، هانس را نمونه یک انسان سرخورده و آوراه جامعه بورژوایی معرفی میکند که علاوه بر تمام این ویژگی ها در عشق نیز شکست خورده و معشوقش ماری او را ترک کرده است. بل در این رمان قصد دارد به نقد جامعه سرمایه داری آلمان، جامعه ای که تحت ستم سوداگران صنعت و تکنولوژی قرار دارد و انسان های آن عاری از هویت و گرفتار پوچی هستند، بپردازد.

کتاب عقاید یک دلقک در سال 1967 برنده جایزه گئورگ بوخنر و همین طور چندین سال بعد درسال 1972 برنده جایزه نوبل ادبیات شد؛ اما این کتاب از همان ابتدای انتشارش به خاطر انتقادات و نگاه هایی که به کلیسای کاتولیک داشت بسیار مورد نقد قرار گرفت این موضوع حتی برای گرفتن نوبل ادبیات این کتاب هم مطرح بود و برای بسیار از مخالفان هانریش بل دریافت این جایزه تنها جنبه سیاسی داشت و معتقد بودند که این جایزه به لیبرال ها و رادیکال های چپ اعطا شده است نه یک اثر ادبی.

اولین ترجمه از کتاب هانریش بل در سال 1349 توسط زنده یاد شریف لنکرانی پا به کتاب فروشی های ایران گذاشت و تا قبل از سال 57 دوبار تجدید چاپ شد؛ اما بعد از انقلاب متاسفانه این کتاب تا مدت هایی تجدید چاپ نشد و بعد ها نشر چشمه با ترجمه محمد اسماعیل زاده مجدد این کتاب را چاپ و در اختیار مردم قرار داد.

Heinrich Böll

 

برشی از زندگی هانریش بل

هانریش بل در 21 دسامبر 1917 یک سال قبل از پایان جنگ جهانی اول در خانواده ای کاتولیک متولد شد. در سال 1939 همزمان با ورود هانریش بل به دانشگاه نشانه های ظهور جنگ نمود پیدا کرد و همین امر باعث اعزام بسیاری از افراد ازجمله او به جبهه های جنگ بود. هانریش بل 5 سال از عمر خود را در جنگ سپری کرد او ابتدا با نازی ها همراه بود اما بعد از گذشت زمانی که در جنگ ماند و کریهترین جنبه های انسانیت را در آنجا دید از این اعتقاد خود بازگشت این موضوع را نامه هایی که برای آنه ماری همسر آینده اش نوشته است می توان فهمید. او بعد از بازگشت از جنگ اولین گام ها را در جهت مخالفت با ضد انسانیت برداشت و تا آخرین لحظه از زندگیش از آرمانش دست نکشید.

 

زندگی حرفه ای

در سی سالگی نوشتن را آغاز کرد درست بعد از بازگشت از جنگ، جنگی که هانریش در آن هم مجروح شده و هم به اسارات در آمده بود. ابتدای کارش را با نوشتن داستان های کوتاه به سبک نویسندگان آمریکایی آغاز کرد. در سال 1947 اولین مجموعه داستانیش که شامل بیست و پنج داستان کوتاه بود منتشر کرد. بعد از آن رمانی تحت عنوان آدام، کجا بودی؟ را منتشر کرد که بیشتر شبیه چند داستان کوتاه بود که حول محور یک شخصیت دور میزد. هانریش بل مانند بسیاری از نویسندگان با اولین کارهایش سر و صدای زیادی به پا نکرد در واقع می توان گفت در کارهای ابتداییش اصلا شناخته نشد او خیلی آرام و بی صدا پا به عرصه ادبیات گذاشت اما با گذر زمان سیر صعودی را در کارهای او می توان مشاهده کرد. هانریش بل در اواسط دهه پنجاه میلادی به نویسنده ای معروف در اروپا بدل شد و آثارش مورد توجه بسیاری از مردم قرار گرفت. با توجه به انتقاداتی که به بل می شد فروش آثارش چیزی دیگری را نشان می داد او در میان مردم محبوبیت بسیاری داشت و این تنها به کشور خودش محدود نمی شد. او بر خلاف همکارانش توانسته بود همدلی و همراهی مخاطبانش را به دست آورد.

هانریش بل

 

تفکر هانریش بل

نویسندگان و شاعران کسانی هستند که در هر دوره زمانی دیدگاه ها و اعتراضات خود را چه در آثار و چه در مقالات خود منتشر کرده اند، هانریش بل هم از این قاعده مستثنی نیست. او نیر دیدگاه های سیاسی و اجتماعی خود را به قصد انتقاد از وضعیت موجود و آشکار ساختن ظلم ها و کوتاهی هایی که در حق مردم در آن دوره صورت می گرفت، بیان می کرد. او در کتاب هایش با بیان تفکری خاص سعی در توصیف آرمان شهری را دارد که در آن عدالت، آزادی و عقل حاکم باشد و زنان از حقوق برابری بر خوردار باشند و جسورانه به دنبال رویاها و اهدافشان حرکت کنند.

 

هانریش بل از نگاه منتقدان

منتقدان ادبی آلمان درباره آثار هانریش بل نظرات متفاوتی دارند. عده ای از آنها معتقد هستند چار چوب داستان نویسی او همراه با شرح جزئیات بسیاری است، او هر چیزی را با تمام جزئیات در داستان هایش بیان می کند و این در بعضی مواقع برای مخاطب جذاب است زیرا فضایی ساخته شده در رمان را با تمام وجود درک می کند و گاه از شرح این همه جزئیات خسته می شود و مورد پسند عده ای قرار نمی گیرد؛ اما اگر بخواهیم از این بعد به داستان های هانریش بل نگاه کنیم می توان گفت شرح جزئیات نه تنها ذهن مخاطب را برای پذیرش بهتر داستان آماده می کند بلکه برای تو صحنه ای را می سازد که تو تنها تماشاچی آن هستی و این نقطه قوت قلم این نویسنده است.

نکته دیگری که منتقدان درباره آن سخن گفته اند تفکر هانریش بل و موضوعات او در اثارش همواره در حال تکرار است و داستان هایی که او خلق می کند حول یک محور خاص می گذرد به عبارتی بعد از خواندن چند اثر از او دیگر برای مخاطبش حرف جدیدی ندارد؛ اما این نظر هم با میزان محبوبیت آثار هانریش بل در نگاه مخاطبانش در تضاد است و می توان گفت او توانسته است اعتماد مخاطبان خود را جلب کند و در هر اثری که برای آنها خلق می کند حرفی برای گفتن به آنها داشته باشد.

 

نقد و بررسی

آثار هانریش بل را می توان به سه دسته تقسیم کرد، به دلیل حضورش در جنگ، انسان در جنگ دست مایه برخی از آثار او قرار گرفته است در این زمینه می توان به رمان آدام، کجا بودی که زندگی یک افسر جنگی را به تصویر می کشد اشاره کرد. نگاه دیگری که دست مایه بل برای خلق آثارش بوده است، زندگی انسان ها پس از جنگ می باشد؛ و اما دسته سوم آثار او تصویری انتقادی از اوضاع و احوال جامعه می باشد که در کتاب عقاید یک دلقک به صورت کامل به آن پرداخته است.

عقاید یک دلقک روایت شخصی ترد شده، از جامعه وخانواده است که به اوضاع و احوال سیاسی، اجتماعی، مذهبی انتقاد دارد و از زندگی با معنا و پرمفهوم جانبداری می کند؛ و این به صورت کشمکشی میان من درون خود قهرمان داستان و محیط بیرونی که او از آن ترد شده است، به تصویر کشیده شده است. هانس قهرمان داستان در این کتاب بیشترین ضربه را از سمت دین خورده است. ترک شدن توسط همسرش به دلیل بی دینی او و نمود این موضوع که تا آخرین صفحات کتاب همراه با هانس است و تاثیر آن را در تمام صحنه های داستان بر زندگی او مشاهده می کنیم. می توان گفت هانریش بل داستانی اعتراضی به اوضاع جامعه با توصیف دنیای آرمانی توسط قهرمان داستانش خلق کرده که در تمام لحظات آن مخاطب لایه های پنهان داستانی عاشقانه را احساس میکند.

 

آرمان شهر در نگاه هانریش بل

هاینریش بل در رمان عقاید دلقک با نگاهی اعتراضی به اوضاع و شرایط جامعه از زبان قهرمان داستان پرداخته است و همین طور آرمان شهری که ایده آل قهرمان داستان است را توصیف می کند. یکی از ویژگی های این آرمان شهر حضور عدالت است. هانریش بل عدالت را آنگونه توصیف می کند که آزادی نیز در زیر مجموعه آن قرار دارد و این برابری و آزادگی برای هانریش آرزویی است که در عقاید دلقک نیز به آن اشاره کرده است.

"شروع به خواندن متنی از کنکیل کردند از تو خواهش می کنم وسیله ای فراهم کن که برابری و مساوات چه برای آنان که در این دنیا به سر می برند و چه برای آنان که در آینده در آن زندگی می کنند به اجرا در آید... ."

 

تقابل دین و عشق

" وقتی وارد شهر بن شدم، هوا تاریک شده بود. هنگام ورود، خودم را مجبور کردم تن به اجرای تشریفاتی ندهم که طی پنج سال سفرهای متمادی انجام داده بودم ... " این اولین خط ها از آغاز داستان عقاید یک دلقک است، هانس با وارد شدن به شهر دوران کودکیش شروع به سفر در زمان می کند و مخاطب را از زمان حال به گذشته خود می برد اولین شخصیتی که هانس از او نام می برد ماری است. هانس ماری را با این جملات به مخاطب معرفی می کند: " از وقتی که ماری به قصد ازدواج با تسوپفنر کاتولیک مرا ترک کرده است، این جریان یک نواخت و تکراری بدون اینکه در آرامش و عادت من در انجام آن خللی وارد سازد، شدت هم یافته است." همین چند جمله کافی است برای اینکه بدانیم ماری همسر هانس دختری مذهبی بوده است و هانس با وجود اینکه ماری او را ترک کرده است هنوز هم به او فکر می کند.

ما ماری را از نگاه هانس و همین طوراز لابه لای خاطرات او خواهیم شناخت. ماری دختری از طبقه ضعیف جامعه که در نوجوانی با هانس که از خانواده ی مرفهی است آشنا می شود و رابطه ای عاشقانه میان آنها شکل می گیرد و این آغاز زندگی هانس با ماری است. با توصیف هایی که هانس از ماری میکند نشان می دهد که او دختری مذهبی است و همین موضوع باعث جدایی آنها شده است. در داستان ما با کشمکش های درونی هانس برای این جدایی و همین طور برخورد اطرافیان او در این باره همراه هستیم. هانس با وجود سال ها زندگی با ماری حال به خاطر اعتقاداتش از طرف ماری تنها عشق زندگیش ترد شده است، حتی اطرافیان هانس هم رابطه ای که اتمام آن زندگی هانس را به ورطه نابودی کشیده است قبول ندارند.

" پرسیدم گذشته؟ اگر همسرتان ناگهان شما را ترک کند و پیش دیگری برود، شما چه برخوردی خواهید کرد؟ آیا شما هم گذشته را فراموش می کنید؟

سکوتش بیانگر این بود که: ای کاش این کار را می کرد، اما بعد در حالی که سیگار برگش را از این سوی لب به سوی دیگر می راند گفت: ماری همسر شما نبود و شما مثل ما هفت تا بچه ندارید. "

نکته ای که این عشق را جذاب می کند برخورد هانس با این ماجرا است او در چند جای داستان اشاره به این دارد که من آدم تک همسری هستم و نمی توان به غیر از ماری کسی را در زندگی ام قبول کنم. او همچنان بعد از رفتن ماری به او نامه می نویسد اما هیچ کدام از نامه هایش پاسخ داده نمی شود، گفتگوهای ذهنی هانس درباره این جدایی و توصیف رابطه اش از نقاط جذاب این داستان می باشد.

عقاید یک دلقک هانریش بل

 

تنهایی هانس

خواندن رمان عقاید یک دلقک، ما را تا حدودی به یاد کتاب صد سال تنهایی مارکز می اندازد، مارکز در داستانی که روایت کرده بود از تنهایی شخصیت های داستانش در تقابل سنت و مدرنیته می گوید و از شهری می گوید که گرفتار استعمار شده است وتاثیر آن را بر زندگی شخصیت های داستانش شرح می دهد و هانریش بل نیز در کتاب عقاید یک دلقک از تنهایی هانس و روزهایی بعد از جنگ در آلمان و رفتن آلمان نازی و بنای جامعه ای مدرن بر ویرانه ای که آنها از خود به جای گذاشته اند، می گوید. هانس از ابتدای داستان از تنهاییش می گوید از اینکه در جامعه بورژوایی و مذهبی آن زمان به خاطر تفکراتش و نگاهش به زندگی از سمت تمام آدم های زندگیش ترد شده است. حتی شغل هانس هم نوعی اعتراض و نشان دادن تفاوت او در میان تمام شخصیت های داستان است. او حتی از نزدیک ترین فرد زندگیش ماری، نیز فاصله دارد.

جامعه بورژایی ای که تحت سلطه کاتولیک هاست و انسان ها را به گروه های مذهبی تقسیم بندی کرده است هانس نیز در هیچ یک از این گروه ها قرار نمی گیرد و به اعتقاد خود یک لامذهب است. شاید همین وجه مشترکی بین داستان هانریش بل و گابریل گارسیا مارکز باشد هردو از تقابل و تضاد در داستان هایشان سخن می گوید و از ورود انسان به دنیای مدرنیته که تمام اقشار جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد و مختص به طبقه خاصی نیست. انسان بورژوایی داستان هانریش بل مانند افراد بومی قصه مارکز در تنهایی به سر می برد تنهایی که اگر بخواهی ازآن بگریزی باید هم رنگ جماعتی شوی که با هیچ یک از اعتقادات هماهنگی ندارد.

هانس از ابتدای داستان تنهاست و این تنهایی را تا انتهای داستان با وجود همه افراد و آشنایانی که در میان آنها زندگی می کند به همراه دارد؛ و در نهایت پایان داستان که حضور او در ایستگاه قطار را به تصویر می کشد در واقع نمادی از آن است که رفتن بهتر از ماندن در میان کسانی است که می خواهند تو را برای پذیرش در میان خود تغییر دهند و یا شاید ماندن و ادامه دادن زندگی و پذیرفتن تنهایی در میان نزدیک ترین کسانت که از هزاران غریبه، غریبه تر هستند.

 

اقتباس سینمایی

کتاب عقاید یک دلقک در سال 1976 توسط وویکش یاسنی بر روی پرده سینما رفت. داستان این فیلم که اقتباسی از کتاب هانریش بل است با وفاداری به محتوای کتاب توانسته است زندگی دلقکی را به تصویر بکشد که در پس نقابی که به چهره دارد به بازگو کردن حقیقت می پردازد. داستان فیلم مانند کتاب با آمدن هانس به شهر بن محل تولدش آغاز می شود و بیشتر حقایق، داستان ها و رفت و آمدها میان کودکی و اکنون هانس، از زبان خود او بیان می شود. در این فیلم بازیگرانی از جمله هانا شیگولا و هلگا آندرس به ایفای نقش می پردازند.

اقتباس سینمایی عقاید یک دلقک

 

سنتوری برداشتی آزاد از عقاید یک دلقک

داریوش مهرجویی کارگردان فیلم سنتوری را می توان از جمله کارگردان هایی دانست که در ساخت فیلم هایش از رمان ها و داستان های معروف استفاده می کند. تا به حال به این موضوع خیلی اشاره نشده است که فیلم سنتوری برداشت آزادی از رمان عقاید یک دلقک است. مهرجویی در این فیلم تقابل سنت و مدرنیته را به تصویر می کشد و همین طور صحنه های تاریک زندگی یک هنرمند و ترد شدن او توسط اطرافیانش که ما را به یاد هانس کتاب عقاید یک دلقک و تنهاییش می اندازد.

عقاید یک دلقک

ویکی پدیا رمان عقاید یک دلقک

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF_%DB%8C%DA%A9_%D8%AF%D9%84%D9%82%DA%A9

 

من در نابودی درختان نقشی نخواهم داشت!

خواندن بعضی از کتاب ها را باید مانند دارو برای تمام افراد تجویز کرد. در انتها من هم به عنوان یک دوست پیشنهاد می کنم خواندن کتاب عقاید یک دلقک به قلم هانریش بل به ترجمه سمیه داننده که توسط انتشارات هنرپارینه منتشر شده است را در سایت کتابچین از دست ندهید. کسانی هم که به کتاب های صوتی علاقه دارند می توانند این کتاب را با صدای آرمان سلطان زاده، انتشارات آوانامه دانش گستر در سایت کتابچین گوش کنند. با این کار به قطع نشدن درختان کمک می کنید و هم نگاهتان به دنیای پیرامونتان عوض خواهد شد.

 

 

به قلم مینو مرتضایی

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

کتاب های دیگری از نویسنده هاینریش بل

ویدئوهای مرتبط با کتاب

تریلر فیلمهای ساخته شده از این کتاب

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
آرتین خامری

بنظرم ارامشی رو که یک فرد میتونه در کنار شخصی که دوسش داره داشته باشه به بهترین شکل نشون داده

1400-05-14

وحید

خوبه جالب بود خوشم اومد

1400-04-27

zahra

خیلی خوب بود

1400-04-23

مهدی امیدنژاد

از روی فیلم جوکر نوشته.

1400-04-16

ناهید محمدی

از درام و عشق بود تا رئال و مذهبی و تراژدی و ...

1400-04-12

نادر رمضانی

عالی بود آخرشم مفهومی تر بود تا بقیه کتاب.

1400-04-09

حسن اصغری

آدم غرق کتاب میشه. حتما بخونید.

1400-03-24

bahram shahini

من سبک داستانشو دوست نداشتم. مسیر مشخصی را طی نمیکند. مدام از گذشته به حال و برعکس در جریانه.

1400-03-23

saeed.ghorbani

نویسنده با مهارتهای شخصیتهای داستان رو باز میکرد و دربارشون صحبت میکرد.

1400-03-22

محمد جواهری

نویسنده خیلی خوب با احساسات ادم بازی میکنه. منو چند بار گریه انداخت.

1400-03-12

جلال اسماعیلی

من درمورد کاتولیکها که تو کتاب خیلی ازشون انتقاد شده پیش زمینه ای نداشتم برای همین نتونستم ارتباط خوبی برقرار کنم.خوندنشو توصیه نمیکنم.

1400-03-08

محمود نامور

من دوسش نداشتم. داستانایی که اخرشو باز میزارن رو دوست ندارم.

1400-02-15

لعبت

عالی بود.

1399-12-25

شاهین تختی

جالب بود خوشم اومد.

1399-12-12

حسن

شخصیت بزرگی در لباس فقر و دلقک، دیگران از حال و روی او می‌خندند در حالی که او از درون از دست روزگار و تقدیر به خود میگرید. الباقی کتاب را به خاطر بی پولی نخواندم

1399-11-30

مرتضی بخشی

من خیلی دوس داشتم این کتابو بخونم. علیرغم فکری که مردم جامعه دارن، افسرده ها مشکل حادی ندارن اونا دنیا رو بیشتر از بقیه فهمیدن فقط.

1399-11-29

بهرام شفیعی

عالی عالی. یعنی این کتاب یکی از بهترین کتاباییه که تا حالا خوندم.

1399-11-27

دلسا سمیعی

این کتاب لایق گرفتن جایزه نوبل بود.

1399-11-26

vahid

عالی

1399-09-04

برچسب ها