×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
بینایی

دانلود کتاب بینایی

بینایی
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست
نقد و بررسی

نام کتاب : بینایی

نویسنده : ژوزه ساراماگو

ناشر : هنر پارینه

مترجم : ترمه شادان

تعداد صفحات : 318 صفحه

شابک : 978-600-5981-56-8

تاریخ انتشار : 1398

رده بندی دیویی : 342/869

دسته بندی : رمان های خارجی, داستان های آموزنده

نوع کتاب : Epub

قیمت پشت جلد : 36000 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 10300 تومان


معرفی کتاب

"بینایی"
رمان بینایی با عنوان اصلی (Ensayo sobre la lucidez) و عنوان انگلیسی (Seeing) اثری از ژوزه ساراماگو (Jose Saramago) می باشد با ترجمه ای از ترمه شادان، توسط انتشارات هنر پارینه منتشر شده است.
رمان بینایی در ادامه رمان کوری نوشته شده است. در پی اغتشاشاتی که پس از انتخاباتی که در شهر انجام می شود رخ می دهد و مردم بر سر صندوق های رای حاضر نمی شوند و همین امر باعث نگرانی سران شهر می شود. رییس جمهور انتخابات را دوباره در شهر برگزار می کند ولی این مرتبه بدتر می شود و تعداد آرا سفید مردم بیشتر می شود. سرانجام تمام اتفاقات و حواسها به زنی برمی گردد که در زمان کوری ناقل بیماری کوری بوده و اولین فردی بوده که نابینا شده است یعنی دکتر یک چشمی که تمام این ماجراها را رهبری می کرده است. در آخر داستان این زن به همراه همسر و سگ معروف در رمان کوری .....

مطالعه این رمان جذاب و زیبا را از دست ندهید.


در بخشی از رمان بینایی می خوانیم :
" نخست وزیر با لحنی که بسیار غرور آمیز بود گفت: «هر چه که این مردم را به بازگشت تشویق کند. هر چه که آتش احساسات وطن پرستانه آنها را شعله‌ورتر نماید. باید به آنها تذکر دهید که رها کردن پایتخت و سپردن آن به گروهی فتنه‌گر وطن فروش، جنایت است. بگویید همه کسانیکه در انتخابات شرکت داشتند، در این مورد مسئولیت دارند. بگویید بدون اقدام آنها نمی‌توان از یک فاجعه بزرگ جلوگیری کرد.»
- «بله قربان.»
- «مطلع هستید که حزب میانه‌رو، رقیب مستقیم ما، در این مورد وارد عمل شده و اولین جبهه تدافعی را شکل داده است. بنابراین لازم است به مردم بگویید اگر خانه‌ایشان را رها کنند، فتنه‌گران همه جا را غارت خواهند کرد. لازم نیست بگویید که ما به افراد آشوبگر در صورتیکه که نیاز باشد حمله خواهیم کرد.
بنویسید که هر شهروندی که با تمایل به خانه برگردد، در هر موقعیت اجتماعی و در هر سن و سالی که باشد، از سوی دولت به عنوان انسانی خدمتگزار به کشور و منادی آزادی نامیده خواهد شد.»
- «بله قربان.»
 «ولی نه، به نظر من واژه «منادی» خیلی جذاب نیست. اندکی سبک به نظر می‌آید. کلمه «مبلغ» نیز بیش از اندازه تجاری است. به جز آن از ندا و تبلیغ هر روز استفاده می‌کنیم. بنابراین از میان سه واژه «مدافع» «پیام رسان» یا «پیشرو» باید مناسب‌ترین را انتخاب کنیم.»"

فهرست مطالب

این کتاب فهرست ندارد.

نقد و بررسی رمان بینایی

مختصری درباره بینایی

رمان بینایی (Seeing) به قلم ژوزه ساراماگو در سال 2004 به رشته تحریر در آمد. ژوزه ساراماگو این کتاب را در ادامه کتاب کوری نوشته است، در جایی در رمان دو داستان با یک دیگر تلاقی دارند و بسیاری از نماد ها و عناصر به کار گرفته شده در داستان الهام گرفته و یادآور رمان کوری می باشد. این اثر ساراماگو نیز مانند کتاب کوری بسیاری مورد تحسین اهل فن قرار گرفت و بسیاری از آنها معتقد بودند ما با قلم او مردم و جامعه را بهتر و بیشتر فهمیده و درک کرده ایم.

 

کوتاه از زندگی ژوزه ساراماگو

 در خانواده روستایی از طبقه دهقانان بدون زمین در روستای آزینماگا در سال 1922 متولد شده است. ژوزه دوساسا نام اصلی او بود اما لقب ساراماگو رو که معمولا خانواده پدری اش از آن استفاده می کردند به آن اضافه کردند، ساراماگو نام گیاه وحشی است که از برگ های آن در زمان های قدیم خانواده های فقیر استفاده میکردند.

 

زندگی تحصیلی

در زندگی تحصیلی اش همواره از لحاظ درسی در ردیف شاگردان خوب قرار می گرفت بعد از گذراندن دوره دبستان پدر و مادرش به دلیل مشکلات مالی تصمیم گرفتن او را در مدرسه فنی ثبت نام کنند، طی مدت پنج سال مکانیکی آموخت نکته جالب اینجا بود که به جز زبان فرانسه که موضوع ادبی داشت سایر درس ها فنی بود و دارای اصطلاحات تخصصی، با این وجود او به این رشته نیز علاقه ای سرشار داشت. او در شرحی که از زندگی اش دارد می گوید: "هرگز نتوانستم کتابی بخرم و اغلب کتاب هایی که داشتم کتاب هایی بود که از دوستان خود به امانت می گرفتم. معمولا کتاب هایی که متون پرتغالی داشتند و در مورد ادبیات بود مطالعه می کردم و این آغاز فصل جدیدی در زندگی من بود."

 

زندگی حرفه ای

در سال 1947 همزمان با تولد اولین فرزندش اولین کتاب او با نام بیوه به چاپ رسید، اما به توصیه ناشر نام آن را به سرزمین گناه تغییر داد. بعد از چاپ اولین رمان شروع به نوشتن رمان های دیگر کرد اما همه آنها بعد از نوشتن چندین صفحه آغازین رها می شدند با واقعیتی تلخ رو به رو شده بود گویی چیزی برای نوشتن نداشت که ارزشی داشته باشد از آن زمان 19 سال از صحنه ادبیات پرتغال کنار رفت؛ اما دوباره بعد از این همه مدت با کتاب شعری دوباره پا بر صحنه ادبیات گذاشت این کتاب شعر دوباره در او ذوق نوشتن را ایجاد کرد.

در سال 1950 در یک شرکت انتشاراتی به نام استودیوس کور به عنوان مدیر تولید استخدام شد. این کار به او فرصت ملاقات با نویسندگان مشهور پرتغالی را میداد. پنج سال بعد به دلیل ارتقا درآمد خانواده به کار ترجمه روی آورد در این دوره متون بسیاری از نویسندگان مشهور را ترجمه کرد. در زندگی کاریش شغل های مختلفی را تجربه کرده است شغل دیگری که در آن مشغول به کار شد نقد ادبی آثار بود، بعد از آن به مدت دو سال مدیر بخش فرهنگی و سردبیر نشریه ای شد. سال 1974 شروع به نوشتن در قالب های مختلف کرد مقالات او با عنوان " نظریات دی ال" که درباره دیکتاتوری بود به چاپ رسید. بعد از آن نمایش نامه و رمان های دیگری از او بر پیشخوان کتاب فروشی قرار گرفت. در سال 1955 رمان کوری را منتشر کرد که توانست در سال 1998 توانست نوبل ادبی را دریافت کند.

ژوزه ساراماگو

 

سبک ژوزه ساراماگو

 بسیاری از منتقدان سبک ساراماگو را سبک رئالیسم جادویی و شیوه نویسندگی او را متاثر از گابریل گارسیا مارکز می دانند؛ اما خود او معتقد است از سروانتس اسپانیایی و گوگول روسی پیروی می کند. از ویژگی های آثار او تخیل قوی، پرداختن به مسائل اجتماعی و سیاسی می باشد. ساراماگو در داستان هایش بسیار از نمادها و تمثیل بهره می گیرد و بن مایه داستان های او انتقاد های تند به حکومت ها و مسائل مذهبی می باشد.

نقد وبررسی رمان

داستان با واقعه ای مربوط به انتخابات در یک روز بارانی آغاز می شود. از صبح تا ساعت چهار بعد از ظهر هیچ یک از مردم پای صندوق های رای نیامده اند تا اینکه ناگهان در ساعت چهار بعد از ظهر سیل عظیمی از مردم به پای صندوق های رای می آیند و تمام سیاستمداران با امید اینکه انتخابات باشکوهی در حال برگذاری است چند ساعت بعد در عین ناباوری می بینند که بیشتر برگه های رای سفید است... . این آغاز داستان بینایی است با پیش روی در داستان به نقطه پیوندیش با رمان کوری نزدیک خواهیم شد. نقطه اشتراک کوری و بینایی درست از میانه داستان با اعلام اینکه رای سفید نشانه کوری است آغاز می شود. ژوزه ساراماگو با پیش در آمدی مناسب این پیوند را اعلام می کند.

" به شما گفتم که چهار سال پیش کور بوده ایم و انگار می خواهیم باز کور شویم."

(Seeing)

 

سفیدی که همواره نماد کوریست

بینایی چهار سال بعد همان شهری که داستان کوری در آن روایت شده است را نشان می دهد. ساراماگو دوباره در این کتاب از همان نماد سفیدی استفاده کرده است. بیماری سفید در رمان کوری اینبار به برگه های رای سفید تبدیل می شود؛ اما اینبار داستان روایت اعتراضیست، علیه زور و تزویر و شعارهای دروغین دموکراسی و هشدار به روش هایی است که برای جذب آرای مردم در جهت منافع حذبی به کار می رود. نکته ای که ساراماگو در این کتاب به آن تاکید می کند این است که صاحبان قدرت صاحب نفوذ اند و رای مردم تاثیری در تغییر سرنوشت ندارد. هنگامی که گروهی از آنها قدرت را در دست می گیرد دیگر به خواسته های مردم توجهی ندارد و حتی گاه در مقابل آرمان های آنها می ایستد. شایسته سالاری جای خود را به روابط سببی و نسبی می دهد و دیگر کمتر می توان دید افرادی را که بر اساس سلیقه خود در حال دگرگونی اوضاع هستند.

 

انگاره های مشترک میان بینایی و کوری

یکی از ویژگی های نوشتاری ساراماگو کاربرد نمادهاست، او همواره می خواهد با نام بردن این نمادها در جای درستی از داستان پیامی را به مخاطب خود انتقال دهد. یکی از این نمادها رنگ سفید است که در رمان کوری نماد کوری معنوی است، در حالی که در رمان بینایی نماد نافرمانی مدنی و عدم توجه به شعارهای دروغین دموکراسی می باشد که این بار در قالب رای سفید بیان شده است.

 نقد اوضاع اجتماعی و مذهب از دیگر مواردی است که بعد از خواندن رمان بینایی و کوری با آن مواجه می شوید. ساراماگو رابطه خوبی با مذهب ندارد، مشکل او دگرگونی مذهب و صاحبان کلیسا در مذهب است او این مطلب را بارها در این دو رمان بیان کرده است و نسبت به آن نگاه بدبینانه ای داشته است.

از دیگر اندیشه های ساراماکو توجه ویژه اش به شخصیت زن است، او نگاه ویژه ای نسبت به شخصیت زن دارد و در هر رمانش این موضوع به خوبی مشهود است. در رمان کوری و بینایی نقش همسر چشم پزشک به عنوان شخصیت اصلی داستان بهترین مثال برای این اندیشه و نگاه ویژه ساراماگو به زن در داستان هایش است.

باران نیز یکی از مفاهیم نمادین مشترک در این دو کتاب است. در رمان کوری گروه هفت بعد از بازگشت به خانه چشم پزشک تصمیم میگیرند با آب باران روح و جسم خود را پاک کنند. در رمان بینایی هم داستان در روزی بارانی آغاز می شود و همین طور در جایی دیگر که نویسنده معتقد است رای مردم در تعیین سرنوشتشان تاثیر ندارد و حضور پیدا نکردن مردم در پای صندوق های رای را با بارش باران به مخاطب نشان می دهد.

 

زبان بینایی

نکته برجسته رمان کوری نحوه نگارش و بیان ساراماگو در روایت داستان بود پاراگراف های طولانی و همین طوراستفاده محدود از علائم نگارشی به کتاب سبکی خاص و بیانی متفاوت داده بود؛ اما این بار در رمان بینایی ساراماگو نثری بریده و نمایش نامه ای را در مقابل مخاطب خود می گذارد این نثر او در رمان بینایی اواخر داستان را شبیه به داستان های پلیسی کرده است. در رمان بینایی ساراماگو بیشتر از زبان طنز بهره گرفته است آن را می توان در گفتگو های میان هیئت دولت با خبرنگاران و مردم شهر مشاهده کنیم. علاوه بر لحن طنز ساراماگو در رمان بینایی در قسمت هایی از داستان مخاطب تحت تاثیر لحن عاطفی او قرار میگیرد که این موضوع در نقطه اوج داستان صحنه کشته شدن رئیس پلیس تحقیقات رخ می دهد.

"پس از رسیدن به باغ روی همان نیمکتی نشست که همراه با همسر چشم پزشک و سگ اشک ها نشسته بود. دامن بارانی خود را روی پاهایش انداخت و با رضایت نفس عمیقی کشید. مردی که کروات آبی می بست از پشت آمد و گلوله به سر رئیس شلیک کرد."

 

من در نابودی درختان نقشی نخواهم داشت!

خواندن بعضی از کتاب ها را باید مانند دارو برای تمام افراد تجویز کرد. در انتها من هم به عنوان یک دوست پیشنهاد می کنم خواندن کتاب بینایی به قلم ژوزه ساراماگو با ترجمه ترمه شادان که توسط انتشارات هنر پارینه منتشر شده را در سایت کتابچین از دست ندهید. با این کار به قطع نشدن درختان کمک می کنید و هم نگاهتان به دنیای پیرامونتان عوض خواهد شد.

رمان بینایی

ویکی پدیا رمان بینایی

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C_(%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86)

 

 

به قلم مینو مرتضایی

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

ویدئوهای مرتبط با کتاب

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
حسن تنها

قلمه ژوزه ساراماگو واقعا عالیه...بخونین حتما

1400-03-10

نسرین دادمنش

اول کتاب کوری از همین نویسندرو بخونین بعد بینایی را

1400-03-03

برچسب ها