×

جستجو

×

دسته بندی ها

دانلود کتاب از اپلیکیشن کتابچین

×
دانلود رایگان اپلیکیشن کتابچین
برای دریافت لینک دانلود شماره همراه خود را وارد کنید
دانلود رایگان نسخه ویندوز
دانلود نسخه ویندوز
دانلود رایگان نسخه ios
دانلود از اپ استور
کوری

دانلود کتاب کوری

کوری
برای دانلود این کتاب و مطالعه هزاران عنوان کتاب دیگر، اپلیکیشن کتابچین را رایگان دانلود کنید.
%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

جزئیات
فهرست
نقد و بررسی

نام کتاب : کوری

نویسنده : ژوزه ساراماگو

ناشر : هنر پارینه

مترجم : ترمه شادان

تعداد صفحات : 420 صفحه

شابک : 978-600-581-20-9

تاریخ انتشار : 1398

رده بندی دیویی : 869/342

دسته بندی : رمان های خارجی, داستان های آموزنده

نوع کتاب : Epub

قیمت پشت جلد : 46000 تومان

قیمت نسخه الکترونیک : 13100 تومان


معرفی کتاب

"کوری"
کتاب حاضر با عنوان اصلی (Blindness) اثری از نویسنده پرتغالی ژوزه ساراماگو (Jose Saramago)می باشد که با ترجمه ای از ترمه شادان، توسط انتشارات هنر پارینه منتشر شده است.
این اثرمشهورترین اثر نویسنده پرتقالی ،  می باشد که در سال 1995 منتشر شد و توانست جایزه نوبل ادبیات را در سال 1998 از آن خود سازد. همچنین ساراماگو در سال 2004 رمان "بینایی" را در ادامه "کوری" نوشته است.

روزنامه نیویورک تایمز با اشاره به این کتاب، اینگونه عنوان میکند که " گستره حماسی این کتاب آثار گابریل گارسیا مارکز را به یاد می آورد".

ژوزه در رمان کوری برای شخصیت های داستان هیچ اسمی انتخاب نکرده است، با این وجود خواننده اصلا سردرگم نمی شود و بازگشتهای زمانی به گذشته و آینده نیز بر زیبایی این رمان افزوده است.

این رمان از کوری ناگهانی یک راننده در توقف یک چهار راه آغاز می شود. اندکی پس از آن، چندین فرد دیگر نیز دچار این مشکل شده و کور می شوند. یک چشم پزشک با معاینه این بیماران متوجه می شود که چشم این افراد از نظر پزشکی هیچ مشکلی ندارد و کاملا سالم هستند و علت کور شدن افراد مشخص نیست. چشم پزشک متوجه نکته جالب تر دیگری در مورد این بیماران شد که برخلاف کوری معمولی که بیمار همه چیز را سیاه و تاریک می بیند، بیماران جدید کاملا برعکس این قضیه، دچار سفیدی دید شده اند و همه جا به رنگ سفید است.

این بیماری باعث می شود که دولت برای جلوگیری از شیوع آن به فکر راهکار باشد و این موضوع درون مایه اتفاقات بعدی داستان را به صورت جذابی شکل می دهد. این جذابیت به حدی است که خواننده با شروع مطالعه کتاب نمی تواند دست از ادامه بردارد و درگیر داستان و شخصیت های آن می شود. این داستان پیامهای اخلاقی متعددی در خود جای داده و به همین دلیل شخصیتها نه با نام که با یک صفت شناسایی می شوند. این رمان دنیایی سراسر سفید را که با سیاهی و پلیدی شخصیتها پر شده را روایت می کند و شاید مهمترین چیزی که شخصیتها در این کتاب نمی بینند روابط انسانی و حقوق یکدیگر باشد. این کتاب در مورد کور شدن و کور ماندن است.  کوری به زن ها نگاه ویژه ای دارد و این موضوع را در جای جای کتاب می توان دید. مسئله مردم در این کتاب یک نوع کوری روانی است و سرایت این نوع کوری روانی، در جامعه ای که افراد با تعامل  و ارتباط با یکدیگر بر روی رفتار هم تاثیر می گذارند کاملا طبیعی به نظر می رسد.

شاید بی نام بودن شخصیت های داستان با فضای نابینایی درون داستان هم خوانی دارد و این ویژگی باعث پیوند بیشتر خواننده با کتاب می شود.

با اقتباس از رمان کوری یک فیلم نیز ساخته شده است. پیشنهاد کتابچین این است که حتما اول رمان کوری را بخوانید و بعد فیلم کوری را ببینید.

از ساراماگو کتابهای فراوانی به جا مانده است مانند: دفتر یاداداشت، همه نامها، تاریخ مخاصر لیسبون و سال مرگ ریکاردوریش. اما هیچکدام به اندازه رمان کوری معروف نشدند.
در بخشی از این کتاب می خوانیم :
"دختري كه عينكي تيره به چشم داشت بيماري جدي نداشت، او مبتلا به نوع خفيفي از وَرم ملتحب چشم بود.كه طي مدّتي كوتاه توسط قطره اي كه دكتردستورش را داده بود برطرف مي شد، دكتر به او گفته بود:«مي داني كه چه بايدبكني،تاچند روزتنها زمان خواب مي تواني عينكت را برداري .» سالها بود كه اين شوخي رابا بيمارانش ميكرد وسر به سرآنهامي گذاشت. شايد تصوركنيم كه اين شوخي از نسلي ازچشم پزشكان به نسلي ديگرمنتقل شده است،امّا هنوز هم به كارمي آمد،دكترزماني كه صحبت مي كرد خنده برلب داشت، بيمار هم درحاليكه گوش مي‌داد،مي خنديد و البته دراين مورد ارزش داشت چون آن دختر از دندان هاي زيبايي برخوردار بود وخوب مي دانست كه چگونه بايد آنها را درمعرض ديد بگذارد. هرانسان شكاك معمولي كه ازعمق زندگي زن  باخبر باشد خواه از روي دشمني طبيعي،خواه ازروي ناكامي هاي زياد درزندگي با كنايه مي گويد كه اين خنده زيباي او به جز فريب كاري چيز ديگري نيست. البته اين ادعايي رذيلانه ونادرست است.آن هم زمانيكه هنوز كتاب سرنوشتش بسته است وبراي بازكردن آن كنجكاوي ايجاد نشده است.علاوه براين خنده اش مانند خنده كودك نوپايي بود، واژه اي كه ديگر زياد قابل استفاده نيست.به عبارت ديگر،اين زن جزء فاحشه ها به حساب مي آمد،اما پيچيده بودن چرخه روابط اجتماعي دوره مورد نظر، چه هنگام روز و چه هنگام شب، عمودي يا افقي به ما يادآوري مي كند كه عجولانه و بطور قطع قضاوت نكنيم.بیماری كه به خاطر اعتماد به نفس بیش ازحدمان شايد هيچگاه نتوانيم ازآن رهايي يابيم.اگرچه به طور كامل مشخص است كه چه اندازه ابر درسیاره جونو وجود دارد،خيلي نادرست است اگرجمع شدن معمولي قطره هاي آب معلق درفضا را با الهه يونان اشتباه بگيريم و روي حرفمان اصراربورزيم.اوهم مانند سايرآدم هاي معمولي شغلي دارد وبازهم مانند انسان هاي معمولي، ازهر وقت آزادي كه پيدا كند براي رفع نيازهاي جسمي واجتماعي اش استفاده مي كند. اگرتلاش نكنيم او را در حد تعريف درقالبي ابتدايي پايين بياوريم، مي توانيم درحيطه اي بزرگتر درباره اش اين نتيجه را بگيريم كه او آنگونه كه راحت است و علاقه دارد زندگي مي كند وبعلاوه تا حد امكان از زندگي خود لذّت مي برد."
 

فهرست مطالب

این کتاب فهرست ندارد.

نقد و بررسی رمان کوری

رمان کوری برای نخستین بار در سال 1995 انتشار یافت. نویسنده ی مشهور و معروف پرتغالی (ژوزه ساراماگو) در نگارش کتاب کوری از تلمیحات بسیار زیادی استفاده کرده است و گریز های مستقیم و غیر مستقیمی به آثار گذشتگان داشته است تا متن کتاب دارای تاثیر گذاری بیشتری شود و نوعی احساس باهم آشنایی خاصی در رابطه با آثار گذشتگان در میان خواننده کتاب و نویسنده ایجاد شود.

یکی از موفقیت های کتاب کوری در سال 1998 رقم خورد که باعث شد تا نام این کتاب بیش از پیش در میان مردم رد و بدل شود. در سال 1998، نویسنده ی کتاب (ژوزه ساراماگو) توانست جایزه ی نوبل ادبیات را بدست آورد. روزنامه تایمز (نیویورک تایمز) این رمان را این گونه توصیف می کند: گستره حماسی این رمان آثار گابریل گارسیا مارکز را در یاد زنده می کند.

همانطور که از نام این کتاب پیدا است، موضوع اصلی این کتاب مربوط به کوری و نابینایی انسان  هاست و این ماجرا تا حدی ادامه پیدا میکند که در نهایت تبدیل به یک معضل اجتماعی می شود و این چالش خطرناک از سطح منطقه ای و جغرافیایی نیز فراتر میرود و به گونه ای میشود که حکومت و ملت را در مقابل یکدیگر قرار میدهد و در این مرحله است که به تدریج بعد سیاسی کوری نیز نمایان میگردد و افراد را درگیر میکند.

کتاب کوری یکی از آثار کاملا تمثیلی به حساب می آید که محدود به هیچ زمان و مکان خاصی نمی باشد. مسلما خلق چنین اثری که خارج از زمان و مکان نوشته شود و هیچ محدودیتی از این لحاظ برای ان وجود نداشته باشد، نیاز به ذهنی قدرتمند و قوی دارد که بتواند قاعده ای را ایجاد کند که در تمامی مکان ها و زمان های تاریخ اثر آن را مشاهده کردن. کور شدن و نابینایی یکی از همان عمده اتفاقاتی است که ممکن است در هر کجای دنیا اتفاق بیفتد و نمی توان گفت که تنها در مکانی خاص این رویداد دیده میشود اما مسئله ی بسیار مهمی که در کتاب کوری با آن مواجه می شویم آن است که آیا کور شدن و نابینایی تنها محدود به ناتوانی جسمی میشود؟ آیا این امکان وجود ندارد که انسان ها با وجود توانایی دیدن، دچار نوعی کوری معنوی شوند و چشمانشان را بر روی حقایق دنیا ببندند؟  با خواندن این کتاب به خوبی می توان پاسخ این سوال ها را دریافت کرده و تمام ابعاد فلسفی و اجتماعی این موضوع را مورد بررسی قرار داد.

ژوزه ساراماگو

 

درباره نویسنده

در سال 1992 در دهکده ای کوچک در شمال لیسبون، نوزادی در یک خانواده ی کشاورز به دنیا آمد که بعد ها خالق اثار بزرگی همچون کتاب کوری شد. ژوزه ساراماگو برای امرار معاش و کسب درآمد نسبی برای گذران زندگی اش، مجبور شد که تحصیلات دبیرستان خود را نصفه نیمه رها کند و به سراغ حرفه هایی همچون مکانیکی و کارگری برود. آغاز نویسندگی او از روزنامه ارگان حزب کمونیست پرتغال آغاز شد و اولین رمان او نیز روشنایی نام گرفت. در سال 1947، ساراماگو مشغول به نوشتن رمانی به نام کشور گناه شد که با بازخورد خوبی از جانب مردم همراه نبود و همین موضوع باعث شد تا از رمان نویسی دلزده شود. ژوزه ساراماگو با انتشار کتاب بالتازار و بلموندا (رمانی تاریخی که به انحطاط دربار پرتغال در قرن شانزدهم) در سال ۱۹۸۲ و ترجمه آن به انگلیسی در ۱۹۸۸ مشهور شد.  گاردین او را بهترین نوازنده پرتغالی نسلش توصیف کرد.

از ویژگی های منحصر بفرد سبک نوشتاری این نویسنده، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. عدم کاربرد نشانگان سجاوندی به صورت متداول و استفاده از جملات بسیار طولانی است که گاه در درون آن زمان نیز تغییر می کند.
  2. عدم استفاده از علائم نگارشی (به جز نقطه و ویرگول)
  3. نوشتن شخصیت های داستان را پشت سر هم 

از دیگر آثار نوشته شده توسط ساراماگو می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ۲۰۱۱ - دفتر یادداشت 
  • ۲۰۰۹ - قابیل
  • ۲۰۰۸ - سفر فیل 
  • ۲۰۰۶ - خاطرات جوانی من 
  • ۲۰۰۵ - وقفه در مرگ 
  • ۲۰۰۴ - بینایی 
  • ۲۰۰۳ - همزاد 
  • ۲۰۰۱ – دخمه 
  • ۱۹۹۷ - همه نام ها 
  • ۱۹۹۵ – کوری 
  • ۱۹۹۱ – انجیل به روایت عیسی مسیح 
  • ۱۹۸۹ – تاریخ محاصره لیسبون 
  • ۱۹۸۶ - بلم سنگی 
  • ۱۹۸۶ - سال مرگ ریکاردو ریس 
  • ۱۹۸۲ - بالتازار و بلموندا 
  • ۱۹۷۷ - مبانی نقاشی و خطاطی 
  • ۱۹۷۶ - یادداشتها 

Blindness

 

 

ردپای سکولاریسم در کتاب کوری

ساراماگو در کتاب کوری سخن از شهری می زند که نام و نشانی ندارد. داستان کتاب در هیچ زمان معینی اتفاق نمی افتد و شما دقیقا نمی توانید متوجه این موضوع شوید که در مورد کدام برهه ی  تاریخی داستان روایت می شود. نکته ی بسیار جالب و حیرت انگیزی که شاید شما را به فکر فرو برد و باعث تعجب شما شود آن است که مردمانی که در سرزمین مذکور زندگی میکنند دارای نام های متفاوت یا خاصی نمیباشند و اگر هم باشند، ساراماگو به آنها اشاره نمیکند و تنها شناخت و آگاهی شما که میتوانید این افراد را تا انتهای کتاب از یکدیگر تشخیص دهید، نوع شخصیت های آنها است. همه ی این شخصیت ها به نوعی دارای توانایی های خاصی هستند و در حوزه هایی مانند اقتصاد، هنر، سیاست، اخلاق و حتی خود علم سکولار شده بود. حال ممکن است برای برخی از افراد نیز این سوال پیش اید که سکولار به چه معنا است؟

سکولاریسم یا گیتی گرایی همان جدا کردن دین از سیاست است که گویا مردم سرزمین مذکور در کتاب کوری به خوبی از پس آن بر آمده بودند و دیگر عادت کرده بودند که به موارد معنوی کمتر توجه کنند و آنها را نادیده بگیرند. این جریان فکری که در کتاب وجود داشت به نوعی گویای وجود نشان عصر روشنگری در اروپا بود.

امروزه به خوبی همه ی ما رد پای سکولاریسم را در ابعاد مختلفی از زندگیمان می بینیم و دیگر بسیار کم دیده میشود که افرادی به دنبال پیدا کردن معنویات و ابعاد مذهبی در زندگی سیاسی و شخصی خود باشند. ساراماگو  به گونه ای فضای شهر را به تصویر میکشد که به وضوح مخاطب میتواند قدرت طلبی انسان را پیرامون چیره شدن بر طبیعت مشاهده کند و اساس اقتصاد مردم شهر را نیز بر مبنای منفعت انسانی به تصویر می کشد و هیچ نشانه ای از معنویات در هیچ بعدی از زندگی افراد ساکن شهر دیده نمی شود.

همه ی این موارد نشان دهنده ی عصر مدرنیته می باشد و ساراماگوی در کتاب کوری سعی کرده است تا به خوبی نتیجه ی سکولاریسم و قدرت طلبی انسان ها را در عصر مدرنیته نشان دهد و این موضوع را به اثبات برساند که انسان ها در نهایت کوری و نابینایی و چشم بستن بر معنویات زندگی به پوچی خواهند رسید و به انسان عصر جدید و مدرنیته هشدار میدهد که اکنون به نهیلیسم رسیده است چون همه چی در نتیجه ی سکولاریسم مطلق و بی توجهی به معنویات به پوچی ختم شده است.

توجه داشته باشید که سکولار شدن اخلاق بیشتر از هرچیز دیگری خطرناک است و نتایج بسیار نامطلوبی را در پی خواهد داشت. هنگامی از سکولار مطلق حرف میزنیم منظورمان آن است که سکولاریسم در اخلاق انسان ها و رفتار آنان نیز چیره شده است و آنان را تحت تاثیر قرار داده است. سکولاریسم شاید در عرصه ی اقتصادی و اجتماعی مسئله ی نسبتا خوشایندی باشد و نتایج مثبتی را نیز در پی داشته باشد اما مسلما نتیجه ی ورود سکولاریسم به اخلاق انسان تنها ورود جریان نهیلیسم به جامعه است.

در کتاب کوری هنگامی که مردم شهر به نابینایی دچار میشوند که به پوچی رسیده اند و جریان نهیلیسم در تمام وجود آنها رخنه کرده است. نهیلیسم نیز باعث ایجاد نوعی بی اعتمادی در مردم شده و همه ی مردم نسبت به خودشان و حتی نزدیکترین افراد، اعتماد خود را از دست میدهند و به تدریج ارزش های اخلاقی جامعه از بین میرود و با از بین رفتن این ارزش ها به تدریج فساد، فحشا و بسیاری دیگر از معضلات فردی و اجتماعی در جامعه رواج می یابد.

از دیدن تا ندیدن در رمان کوری

 

از دیدن تا ندیدن

همانطور که اشاره کردیم، معنای کلمه ی کوری در این کتاب، اشاره ی غیر مستقیمی بر عدم اطلاعات کافی انسان ها است و این موضوع را به طور تمثیلی نیز نشان میدهد. به عقیده ی نویسنده یکی از دلایل گمراهی و کوری انسان ها آن است که بسیاری از دنیا پرستان در لباس روحانیت و کشیشانی معتقد وارد زندگی انسانها شدند و به بهانه ی راهنمایی و روشنگری انسان ها، آنان را بیش از پیش گمراه کرده اند و باعث شده اند تا انسان ها در دام سکولاریسم و نیهیلیسم بیفتند و چنان در این جریان سرگردان و گمراه شوند که دیگر ارزش های اخلاقی زندگی شخصی و اجتماعی خود را نیز فراموش کنند.

در شهری که در کتاب به تصویر کشیده شده است، همه ی افراد شهر به ترتیب نابینا میشوند و دیگر نمیتوانند هیچ چیز را ببینند. دیگر توانایی تشخیص خوب و درست را ندارند. این موضوع تا جایی ادامه پیدا میکند که انسان ها نسبت به همنوعان خود بی اعتماد میشوند و دیگر نمیتوانند هیچ کاری را در زندگی خود انجام دهند، چرا که دیگر نسبت به هیچ مسئله ای آگاهی ندارند. این موضوع تا جایی ادامه پیدا میکند که مردم یاد می گیرند به حقوق یکدیگر باید تجاوز کنند تا زندگی خودشان ادامه پیدا کند و ملزومات اصلی زندگی انان تامیین گردد.

کوری یا همان نابینایی معنوی به تدریج در تمامی جوامع باعث از بین رفتن تعاملات انسانی خواهد شد و این موضوع تا جایی ادامه پیدا خواهد کرد که انسان ها برای جنگ با یکدیگر بر میخزند و در چنین شرایطی به جای آنکه کشیش یا همان روحانیون به کمک انسان ها بیایند و راه صحیحی را به آنها نشان دهند و آنان را به وحدت و یکپارچگی دعوت کنند، بیشتر از هر زمان دیگری آنان را برای جنگ فرا می خواند و دیگر نشانی از خدا و معنویت در جامعه باقی نمی ماند و مفاهیمی همچون از خود گذشتگی و فداکاری معنای خود را از دست میدهد.

ساراماگوی عقیده دارد که در چنین اوضاعی انسان ها باید راه نجات را پیدا کنند. باید یک قهرمان در جریان این کشمکش ها حضور داشته باشد که هنوز نشانی از انسانیت دارد و به دنبال نجات جامعه ی بشری است. معنویت باید دوباره جریان خود را در جریان زندگی پیدا کند؛ اما آیا با وجود چنین مشکلاتی این امکان وجود دارد که انسان ها دوباره به جریان زندگی بازگردند؟ آیا این امکان وجود دارد که مردم شهر دوباره بینایی خود را بدست آورند و از پوچی زندگی نجات پیدا کنند؟

قهرمان کتاب کوری

 

قهرمان کتاب کوری؛ نشانی از فمنیستی  

قوی ترین و تاثیرگذارترین شخصیتی که در کتاب کوری با آن آشنا خواهید شد، زنی است که از لحاظ روانشناسی دارای خودخواهی متفاوتی است و نمی توان گفت که در تمام داستان دارای یک شخصیت ثابت است. همه ی ما به خوبی می دانیم که زن ها موجوداتی هستند که در بیشتر جوامع ممکن است نادیده انگاشته شوند و به حضور آنها اهمیت داده نشود. قوی ترین و تاثیر گذار ترین شخصیتی که در کتاب کوری وجود دارد و شما به عنوان قهرمان داستان با آن آشنا خواهید شد، زنی است که عشق الهی و عرفان هنوز هم در وجود او زنده است و همین معنویات نیز باعث میشوند تا این زن از خطر کور شدن  نابینایی نجات پیدا کند. شاید بتوان در رابطه با این موضوع اینگونه نتیجه گیری کرد که در این کتاب نشانی از فمینیستی وجود دارد و نویسنده سعی کرده است تا برای نجات جامعه ی بشری قهرمانی از جنس زن را معرفی کند. قهرمانی که توانسته است با نیروی عشق و قدرتی از جنس لطافت زنانه به دیگر همنوعان خود نیز کمک کند و همراه با آنان درد بکشد و طعم خفت و خواری را برای نجات جامعه ی بشری بچشد.

این زن، ایده آلی است از درون هر انسان و نشانی از خود حقیقی انسان ها را به همراه دارد. شاید شما نیز تاکنون شنیده باشید که برخی از افراد آرزو میکنند که: ای کاش نمی دانستم  از دانسته های خود عذاب نمیکشیدم. گاهی همه ی ما به وضوح متوجه این نکته میشویم که افرادی که در جامعه دیدی متفاوت به مسائل مختلف دارند و به عبارتی بهتر با دیگران فرق دارند، به نوعی از سوی جامعه مجازات می گردند تا آنان نیز همرنگ دیگر جماعت جامعه شوند. زن قهرمان داستان کوری نیز سعی میکند تا خود را با دیگران وفق دهد و حتی در مواقعی نیز دوست دارد تا او نیز نابینا شود و از عذاب بینایی خود رهایی پیدا کند؛ اما آیا چنین چیزی ممکن است؟ آیا این امکان وجود دارد که انسان های آگاه نیز، آگاهی خود را از دست دهند و مانند دیگر افراد شوند؟

مجازات بینایی زن بسیار سنگین بود. او مجبور بود تا شاهد وقایع نسبتا تلخی در جامعه باشد و حتی گاهی نیز خود را با آنها وفق میدهد و اجازه نمیدهد تا حقیقت او آشکار شود. رسالت قهرمانانه ی این زن به گونه ای باید انجام شود که با وجود دیدن آزار و اذیت دیگر نابینایان سعی کند تا مفهوم عشق را به همنوعان خود منتقل  کند اما چگونه؟ این همان موضوعی است که در کتاب کوری قرار است قهرمان داستان، مخاطبان را با خود همراه سازد.

جملات زیبا و جذاب کتاب کوری

 

 

جملات زیبا و جذاب کتاب کوری

  • همیشه اولین شکست سخت ترین شکست است بعدا به آن عادت می کنیم.
  • بزرگترین اشتباهی که می توانیم انجام دهیم این است. به آدمها طولانی تر از آنچه که لیاقتش را دارند اجازه دهیم در زندگیمان بمانند.
  • گاهی راحت تر آن است که با وجود اندوهی که در درونتان موج می زند لبخند بزنید. تا اینکه بخواهید به همه عالم علت غمگینی خود را توضیح دهید.
  • مرگ عامل اختراع خداوند است.
  • کسی تشخیص نمی دهد که کشتن با نام خداوند او را قاتل معرفی کردن است.
  • منشاء اشتباهات ندانستن نیست. بلکه اعتقاد کورکورانه است
  • همه چیزهای از دست رفته یک روز برمیگردند اما درست وقتی که یاد میگیریم بدون آنها زندگی کنیم!
  • کسانی که نمی خواهند به باورهایشان شک کنند. متعصب هستند. کسانی که نمی توانند به باورهایشان شک کنند. احمق هستند و کسانی که میترسند به باورهایشان شک کنند. برده هستند و آنان که به خواست خود در تاریکی نشسته اند چراغ را بر خود حرام می کنند.
  • شما نمی توانید احمقی را که بدون هیچ منطقی هیچ چیزی را باور کرده را به طور منطقی از اشتباهش بیرون بیاورید. این آدمها حتی تحمل شنیدن سخنان انتقادی در مورد عقایدشان را ندارند و هر نقدی را توهین می پندارند. تعصب باعث فروپاشی شخصیت عقلانی انسان و سقوط حیثیت او میشود.
  • کلمات در اختیار انسان قرار داده نشده که افکار خود را پنهان کند.
  • چرا ما کور شدیم. نمی دانم. شاید روزی بفهمیم. می خواهی عقیده مرا بدانی. بله. بگو. فکر نمیکنم ما کور شدیم. فکر می کنم ما کور هستیم. کور اما بینا. کورهایی که می توانند ببینند اما اما نمی بینند.
  • کلماتی که از قلب می آیند هرگز سخن گفته نمی شوند. آن ها در گلو گیر می کنند و فقط از طریق چشمان فرد می توانند خواننده شوند.
  • آدم ها وقتی معنی حرفهایشان را می فهمند و متوجه رفتارهایشان می شوند که با کسی از جنس خودشان مواجه شوند.
  • این چه دنیایی است که می تواند دستگاه ها را به مریخ بفرستد ولی هیچ کاری برای جلوگیری از کشتن انسان ها انجام نمی دهد؟
  • اگر نمی توانید مانند انسان زندگی کنید لااقل مانند حیوان نیز زندگی نکنید.
  • درون ما چیزی است که هیچ اسمی ندارد. آن چیز همانی است که ما هستیم.
  • چشمی که نمی خواهد بپذیرد. وجود ندارد.
  • توی دنیای کورها ارزش واقعی معلوم می شود.
  • هرکس که می خواهد بمیرد. از همین حالا مرده است؛ فقط نمی داند! ما اصلا برای مردن به دنیا آمده ایم. به همین دلیل می گویند: ما مرگ را زاده ایم.
  • همه کورند؛ تمام شهر. تمام مملکت! اگر کسی هم می بیند پیش خودش نگه می دارد و بروز نمی دهد
  • دولت کورهاست که می خواهد بر کورها حکومت کند؛ به عبارت دیگر هیچی که می خواهد هیچ را سازمان دهد.
  • کسی که دستور می دهد و کسی که اطاعت می کند هر دو کورند.
  • کورها که اسم ندارند! من فقط یک صدا هستم. چیز دیگری مهم نیست.
  • رویا کماکان ادامه دارد. نمی دانم چه رویاییست. خواب همیشه کور بودن است و خواب هنوز ادامه دارد. قرنطینه خواب نبود. هتک حرمت ما هم خواب نبود. کشتارها خواب نبود.
  • آنچه همیشه ثابت مانده. سو استفاده عده ای از بدبختی دیگران است که از اول تاریخ وجود داشته و به ارث رسیده و نسل به نسل منتقل شده است.

 

فیلم سینمایی کوری

 

 

فیلم سینمایی کوری

جالب است بدانید که شصت و یکمین افتتاحیه ی جشنواره ی کن با فیلم سینمایی کوری ساخته شده توسط کارگردان برزیلی فرناندو میرلس است. این فیلم برای اولین بار در سال 2008 به نمایش درآمد و بازیگرانی همچون:  جولیان مور، مارک روفالو، دنی گلوور و گائل گارسیا برنال و... در آن حضور دارند. جولیان مور نقش اصلی قهرمان داستان را با مهارت بسیار بالا به تصویر میکشد و تمام بینندگان را به طور شگفت آوری با خود همراه می سازد.

یکی از انتقاداتی که از همان سال 2008 بر این فیلم سینمایی وارد شده در رابطه با کلیشه های نادرست آن بود. گروه هایی از نابینایان به ویژه در ایالات متحده، از این فیلم انتقاد کرده اند. از جمله فدراسیون ملی نابینایان آمریکا در بیانیه ی خود اشاره کرده: فیلم "کوری" کلیشه های نادرست رایج درباره ی نابینایان را تقویت می کند؛ کلیشه هایی از این قبیل که نابینایان به خودشان اهمیت نمی دهند و دائماً سر ناسازگاری دارند.

کتاب کوری

کتاب کوری در ویکی پدیا

https://fa.wikipedia.org/wiki/کوری_(رمان)

 

جمع بندی

کتاب کوری از آن دسته از کتاب هایی است که میتواند آینده ی بشری و حتی گذشته ی جوامع را به خوبی به تصویر بکشد و درس های مهمی از زندگی را به انسان ها بیاموزد. خواندن کتاب کوری برای هر فردی در جامعه ضروری است و دید انسان ها را برای مشاهده ی حقایق دنیا، تقویت میکند. این کتاب حدود 420 صفحه دارد و توسط نشر هنر پارینه به چاپ رسیده است و به قلم ترمه شادان ترجمه شده است. شما به راحتی می توانید با گوشی همراه هوشمند خود و یا کامپیوترتان، وارد سایت کتابچین شوید و کتاب کوری را در کوتاه ترین زمان ممکن دانلود کنید و مطالعه ی آن را آغاز کنید.

 

 

به قلم مرتضی ملک جاری

%

با کد 1ketabchin در اولین خرید 50 درصد تخفیف بگیرید

ویدئوهای مرتبط با کتاب

تریلر فیلمهای ساخته شده از این کتاب

نظرات کاربران

×
راهنمای نقد و نظر برای کتاب:

برداشت شما از محتوای کتاب چیست؟ مطالعه کتاب را به دیگران توصیه میکنید؟ چرا و به چه کسانی؟ کدام بخش از کتاب نظر شما را جلب کرد؟ مانند یک کارشناس نظر دهید.

*امتیاز دهید
Captcha
پاک کردن
javad

بسیار جذاب و دلنشین.

1400-04-12

شهره قادری

من صاحب نظر نیستم ولی واقعا کتاب پرمحتواییه. به من آرامش خوبی داد.

1400-04-09

علی اصغر نامزد

نویسنده کتاب ذات و رفتارای ادما رو باهم تو شرایط خاص نشون میده. کتاب خوبیه.

1400-03-29

حیدر موسوی

داستان قوی ای نداشت، ترجه خوبی هم نداشت.

1400-03-24

هوشنگ حسنی

فوق العادس.

1400-03-23

حیدر موسوی

خیلی دنبال نقد این کتاب بودم ولی هیچ نظر منطقی ای پیدا نکردم و از گوش کردن این کتاب خیلی لذت نبردم.

1400-03-22

مسعود رنج کش

من خودمو جای شخصیتا گذاشتم و استرس گرفتم.

1400-03-10

محسن موسوی

کتاب خوبی نیست. مفهوم درستی نداره.

1400-03-09

سید علی اصغر اردکانی

خیانتهایی که ما انسانها بهم میکنیمو آشکار میکنه. انشالله یک روزی نرسه که ظلم کردن به هم نوعان خودمون برامون عادی بشه.

1400-03-08

سپیده حبیبی

بسیار پر محتوا و آموزنده.

1400-02-14

گلناز معدنی

این کتاب اسکار ادبی گرفته. ارزش وقت گذاشتن داره.

1399-12-24

سهیل سرلک

زیادی وارد جزئیات میشه ولی پایان قشنگی داره.

1399-11-30

مرجانه گلکار

ترجمه جالبی نداشت.

1399-11-29

حسن بهجو

یک جامعه کورو میگه که مشکلات زیادی به دنبال خودش داره ولی اخر داستان خیلی زیبا تموم شد.

1399-11-26

برچسب ها